تحقيق ميدانى

تحقيق ميدانى1

سيد حسين شرف الدين

اشاره

تحقيق ميدانى يا به تعبيرى تحقيق ژرفايى، موردى و كيفى از اساسى ترين شيوه هاى مطالعه وگرد آورى داده هاست كه با بهره گيرى از روش هاى كيفى صورت مى گيرد. از اين شيوه در علوم اجتماعى، به ويژه در مطالعات مردم شناختى و قوم نگاشتى، علوم تربيتى، مديريت و برنامه ريزى ونيز گزارش هاى رسانه اى وبرخى از مطالعات كاربردى همچون مددكارى اجتماعى به وفور استفاده مى شود.

تعريف

از اين شيوه پژوهشى، تعاريف متعددى ارائه شده كه در اين مجال تنها به ذكر دو مورد از رايج ترين آن ها بسنده مى گردد:

1. «مطالعه مردمى كه در روند طبيعى زندگى روزمره خود عمل مى كنند. پژوهشگر با جرات وارد دنياى ديگران مى شود تا مستقيما به چگونگى زندگى، رفتار و صحبت كردن آنان و موضوعاتى كه آن ها را مجذوب يا پريشان مى كند به مطالب دست اول دست يابد.» (نچمياس: 1381، 405)

2. «تحقيق ميدانى، يك تحقيق تجربى است كه در باره پديده كنونى يا زمان معاصر، در چارچوب يا بستر زندگى واقعى پژوهش مى كند. كاربرد اين تحقيق زمانى است كه مرزهاى بين پديده و بستر يا زمينه تحقيق به صورت روشن مشخص نيستند و در آن شواهد متعددى وجود دارد كه مى توان به عنوان مدرك يا سند از آن ها استفاده كرد.» (ازكيا و دربان آستانه: 1382، 356)

از مجوع آرا و روش تحقيق نويسان چنين برمى آيد كه تحقيق ميدانى نه يك روش خاص بلكه به محيط و ميدانى اطلاق مى شود كه تحقيق در آن صورت مى گيرد.

لازم به ذكر است كه مطالعه ميدانى مورد نظرهرچند با برخى ديگر از مطالعات كيفى همچون مطالعه موسوم به موردى (Case Study) يا مطالعه تك نگاشتى وبه اصطلاح مونوگرافى (Monograph)از حيث روش مشابهت دارد، اما از جهاتى نيز از آن ها متمايز است. گستره و پهنايى بيشترقلمرو بالقوه مطالعه در مقايسه با مطالعه موردى و عمق و ژرفايى كمتر در مقايسه بامطالعه تك نگاشتى از جمله وجوه اين تمايز است.

نوع مطالعه

مطالعه ميدانى نيز همچون مطالعه پيمايشى، موردى و قوم نگاشتى، مطالعه اى توصيفى ـ تبيينى است. هرچند به لحاظ سطح تبيين از عمق و غناى بيشترى برخوردار است.

ميدان چيست؟ قلمرو جغرافيايى و اجتماعى حضور موضوع يا تحقق رخداد مورد مطالعه (مثل يك بيمارستان، يك مدرسه، يك تيم ورزشى و...) را در اين مطالعه ميدان تحقيق مى گويند.. براى پيش گيرى از هر گونه سوء فهم محتمل، تعيين حدود ميدان، حتى اگر فى نفسه ابهامى نداشته باشد، ضرورى تشخيص داده شده است.

ترديدى نيست كه موضوع تحقيق خود از جمله عوامل تعيين كننده ميدان مطالعه است. براى مثال، در جايى كه موضوع تحقيق يك پديده يا رويداد منفرد، همچون شبكه ارتباطات در يك بيمارستان خصوصى يا شاگرد پذيرى در يك مدرسه و... است، ميدان به تبع موضوع متعين است. درجايى كه موضوع تحقيق از سنخ فرايندها همچون تخلفات رانندگى است، ميدان با توجه به ملاحظات خاص و برآورد امكانات و محدوديت هاى پژوهشى به يك گستره جغرافيايى خاص محدود مى گردد. «وقتى كه محقق حدود ميدان تحقيقش را تعيين كرد، سه امكان پيش رو دارد: يا اطلاعاتش را از كل جمعيت (جمعيت در اينجا يك جمعيت آمارى است كه مى تواند از اشخاص، سازمان ها، اشياء، ايده هاتشكيل شده باشد) زير پوشش اين ميدان تحقيق جمع آورى كند؛ يا به نمونه معرفى از اين جمعيت اكتفا نمايد و يا اينكه تنها برخى از مؤلفه هاى نو عى آن را كه دقيقا معرف كل نيستند، بررسى كند. انتخاب يكى از سه امكان امرى نظرى است؛ زيرا در اغلب موارد به اقتضاى هدف هاى تحقيق يكى از اين راه حل ها تحميل مى شود.» (كيوى و كامپنهود: 1370، 154)

توصيف

تحقيق ميدانى در علوم اجتماعى خصلتى دو گانه دارد؛ از يك جنبه روشى بسيار قديمى و از طرفى روشى بسيار جديد محسوب مى شود. «... ما در زندگى روزمره مدام به تحقيق ميدانى مشغوليم. به عبارتى، هرگاه رفتار اجتماعى را مشاهده مى كنيم، يا در آن شركت مى جوييم و مى خواهيم از كمّ و كيف آن با خبر شويم، اعم از اينكه در گوشه اى از مطب پزشك نشسته باشيم يا در اتوبوس، هواپيما يا در هر جاى ديگر، به تحقيق ميدانى مى پردازيم. هرگاه مشاهدات خود را براى ديگران نقل كنيم، در حال گزارش تحقيق ميدانى هستيم .» (ببى: 1381، 580)

از منظرى ديگر مى توان مطالعه ميدانى را روشى طبيعى با كمترين فنون رسمى با هدف گردآورى، تحليل وتفسيرداده ها، استنتاج و نظريه سازى قلمدادكرد. از حيث بهره گيرى از روش قياسى و استقرايى نيز مطالعه ميدانى به دليل كيفى بودن روش ويژگى خاصى دارد. مطالعات كمّى معمولاً با بهره گيرى از روش قياسى و از طريق استنتاج فرضيات بر اساس نظريه و نيز استفاده از داده هاى گردآورى شده در جهت آزمون آمارى و ارزيابى فرضيات استفاده مى شود. اما پژوهش كيفى معمولاً با بهره گيرى از روش استقرايى و استقراى تحليلى، ابتدا به گردآورى داده ها پرداخته و سپس در فرايند مطالعه، فرضياتى را بر اساس داده ها طرح مى كنند. فرضيات طرح شده با استفاده از داده هاى به دست آمده آزمون، بازنگرى و جرح و تعديل شده و سرانجام به نظريه منتهى مى شوند. اين نظريه اصطلاحا، نظريه اى زمينه اى خوانده مى شود؛ زيرا با توجه به مكان، موقعيت و محيط خاصِ مورد مطالعه توليد و ارائه شده و مستقيما به خاستگاه خود ارجاع دارد. البته برخى روش شناسان، تحقيق ميدانى را به دلايلى عرصه تجمع و آميزش هر دو روش استقرا و قياس مى دانند: «در هيچ جا به اندازه تحقيق ميدانى خوب استفاده متناوب از استقرا و قياس مشهود و ضرورى نيست.» (ببى، 1381: 581)

اعتبار و پايايى

مطالعات ميدانى احتمالاً در مقايسه با ساير مطالعات معتبرترين نوع مطالعات اجتماعى محسوب مى شوند؛ زيرا عملاً در ميدان تحقيق و با هدف كشف معانى حقيقى محيط اجتماعى و درون مايه ها و نيز درك ماهيت آن صورت مى گيرد. از انواع وسايل ممكن سنجش در آن استفاده مى شود، و به جاى ارائه تعريف مفاهيم به صورت انتزاعى، عموما به ذكر مثال ها، نمونه هاى واقعى و شواهد عينى مفصل پرداخته مى شود. در عين حال، اين مطالعه به رغم اتقان از حيث پايايى موقعيت چندان قابل دفاعى ندارد و در اين ارتباط بحث ها و گفت وگوهاى زيادى ميان اهل نظر در گرفته است. دليل اين كاستى اين است كه پژوهش ميدانى منحصربه فرد بوده و غالبا تكرار آن در شرايط مختلف و توسط محققان داراى رويكردها و مشرب هاى تفسيرى متفاوت، دشوار يا غيرممكن است.

بى شك، نظرات، ديدگاه ها، پيش فرض ها، نگرش ها، تجربيات، عواطف و احساسات و گرايش هاى محقق در مطالعاتش انعكاس يافته و به محصول و نتيجه كار او رنگ و جهت خاص مى بخشد. از اين رو، پژوهشگر ميدانى بايد همواره باورها، ذهنيات و امكانات و محدوديت هاى خود را آگاهانه و دقيق بازبينى كرده و تا حد امكان دخالت آن ها را در روند پژوهش خود كنترل و محدود سازد و بدين وسيله ضريب اطمينان به نتايج تحقيق را ارتقا بخشد. در هرحال، آنچه در بحث پايايى مورد توجه است اينكه تكرار يك مطالعه ميدانى به رغم اعمال همه ملاحظات و دقت ها و كنترل شرايط و اوضاع حتى اگر توسط همان محقق صورت پذيريد به احتمال زياد به نتايجى متفاوت از نتايج پيشين منتهى خواهد شدو به عبارتى، تكرار پذيرى اين نوع مطالعات در مقايسه با مطالعات كمّى از نصاب پايينى برخوردار است. نكات ديگرى نيز در خصوص اعتبار و پايايى مطالعه ميدانى قابل گفت و گوست كه در بحث ويژگى هاو مزايا و معايب و كاستى هاى اين روش مورد توجه قرار خواهد گرفت.

انواع مطالعات ميدانى

مطالعه ميدانى در يك تقسيم بندى كلى، به دو نوع عمده تقسيم مى شود:

ـ كاوشى يا اكتشافى (Exploratory)كه پژوهشگر در پى يافتن، كشف و آشكارسازى روابط موجود به جاى پيش بينى آن هاست.

مطالعات اكتشافى سه هدف دارند: كشف متغيرهاى معتبر در موقعيت ميدانى، كشف روابط ميان متغيرها، و ايجاد زمينه براى مطالعات بعدى.

ـ فرضيه آزمايى (Hypothesis Testing)كه هدف آن آزمون فرضيات از پيش طراحى شده است. (خاكى، 1379: 115)

اهداف مطالعه ميدانى

براى مطالعات ميدانى اهدافى گوناگونى ذكر شده ـ يا امكان ذكر دارد ـ كه اهمّ آن ها عبارتند از:

ـ كشف يا توصيف يك مكان، يك فرايند، يك گروه و به طوركلى واقعيات موجود و در رتبه بعد طرح سؤالاتى در خصوص چرايى هاى معطوف به موضوعات مورد مطالعه؛

ـ ارائه فرضيات يا آزمون فرضيات پيشين به موازات پيشرفت تحقيق؛

ـ بيان صفات و ويژگى هاى موضوعات و پديده هاى مورد مطالعه و عنداللزوم بررسى ارتباط ميان متغيرها؛

ـ كشف معانى حقيقى محيط و درك ماهيت آن؛

ـ درك عميق تر و كامل تر پديده ها و دست يابى به سطوح متفاوتى از اطلاعات؛

ـ شناخت عوامل محيطى و روابط افراد با يكديگر؛

ـ كشف معانى حقيقى اعمال فرهنگى، نظام هاى اعتقادى، رسوم اجتماعى، روابط و رفتارهاى اجتماعى، نمادهاى فرهنگى و ...؛

ـ تهيه فهرست كاملى از رفتارها، ايستارها، روابط، و ادراكات اجتماعى به صورت توصيفى؛

ـ ارائه تصويرى منظم و همه جانبه از ساختارهاى خرد نهادها و سازمان هاى اجتماعى يا توصيف كامل وضعيت فعلى محيط؛

محورها يا موضوعات قابل مشاهده

محورها يا در موضوعات مشاهده عبارتند از:

ـ موقعيت جغرافيايى و ويژگى طبيعى مكان (توپوگرافى، جنس زمين و خاك، آب و هوا، پوشش گياهى و ...)؛

ـ محيط فيزيكى و اجتماعى (محيط گسترده ترين بعد مطالعه ميدانى است؛ هر مطالعه ميدانى در يك محيط صورت مى گيرد، اما لازم نيست كه خود محيط موضوع اصلى مطالعه باشد)؛

ـ موضوعات عام: عقايد و بينش ها، زبان، آداب و رسوم، ارزش ها، نهادها، سازمان ها، ساخت ها، الگوهاى زندگى، نقش ها، علل و آثار و نتايج پديده ها و تغييرات؛

ـ مردم و مناسباتشان: مطالعه روابط پيچيده مردم متعلق به يك محيط با يكديگر، با سازمان ها و با طبيعت؛

ـ گروه ها و خرده گروه ها؛

ـ فرايندهاى اجتماعى؛

ـ وقايع و رخدادها؛

- رفتارها و فعاليت ها؛

ـ واكنش ها، وضعيت ها و حالات روانى. (محمدرضا حافظ نيا، 1381:51؛ ببى، 1381: 589)

واحدهاى قابل مشاهده

در هر مطالعه ميدانى محقق به بررسى واحدها يا سطوح مختلفى از واقعيت مى پردازد. يكى از انديشمندان در اين باره مى نويسد:

«جان و لين لافلند شش روش متفاوت را براى جست و جوى الگوها در عنوان تحقيق پيشنهاد كرده اند. فرض كنيد علاقه مند به تحليل بدرفتارى با كودك در يك محله بخصوص هستيد. موارد زير راه هايى هستند كه مى توانيد از مشاهدات خود اطلاعات كسب كنيد:

1. فراوانى ها: چند وقت يكبار در محله شما بد رفتارى با كودكان رخ مى دهد؟ دقت كنيد كه ممكن است بين ميزان واقعى بد رفتارى با كودكان و ميزانى كه ساكنان محل به شما مى گويند تفاوت وجود داشته باشد.

2. دامنه ها: بدرفتارى در چه سطوحى است؟ چه قدر بى رحمانه است؟

3. ساختارها: انواع مختلف بدرفتارى چيست: بدنى، روانى، جنسى؟ آيا آن ها با رفتار خاصى ارتباط دارند؟

4. فرايندها: آيا تركيبى در ميان عنصرهاى ساختار وجود دارد؟ آيا بدرفتاران كارشان را با بدرفتارى روانى شروع مى كنندو با بدرفتارى بدنى و جنسى ادامه مى دهند يا ترتيب عنصرها متفاوت است؟

5. علل: علل بدرفتارى با كودكان چيست؟ آيا در طبقات اجتماعى رايج تر يا در اديان يا در گروه هاى قومى خاص؟ آيا اين كار بيشتر در اوقات خوش رخ مى دهد يا در اوقات بد؟

6. پيامدها: بدرفتارى با كودكان در دراز مدت و كوتاه مدت چه تأثيرى بر كودكان بر جاى مى گذارد؟ اين بدرفتارى ها در شخصى كه با كودك بدرفتارى مى كند چه تأثيراتى مى گذارد؟» (ببى، 1381: 620)

روش هاى مطالعه ميدانى

براى انجام مطالعه ميدانى، ظاهرا هيچ فرمول ويژه اى براى يادگيرى شيوه هاى كار وجود ندارد. خلاقيت در اين عرصه همچون ساير روش ها حرف اول را مى زند. رويه معمول و مورد توصيه اين است كه پژوهشگر با حضور در محيط و با شركت در زندگى روزانه افراد مورد مطالعه، فعاليت پژوهشى خود را با هدف اكتشاف اطلاعات متنوع آغاز كند. از اين رو، روش كار و وظايف پژوهشى محقق در انجام اين مهم از انعطاف بسيار زيادى برخوردارند كه قاعدتا خلاقيت و ميزان درك محقق از حساسيت هاى محيط و افراد مورد مطالعه در گزينش روش هاى مناسب نقش تعيين كننده اى دارد. در عين حال، روش هاى كم وبيش نظام مند و اطمينان بخشى براى ورود به ميدان و مشاهده وقايع توصيه شده كه اهم آن ها عبارتند از:

مشاهده مستقيم: مشاهده اى كه در آن محقق شخصا و بدون مراجعه به ديگران، و بدون واسطه اسناد، ا طلاعات مورد نظر را جمع آورى مى كند. اين مشاهده وقتى صورت مى گيرد كه اطلاعات خواسته شده مستقيما در معرض ديد باشد. در اين روش پژوهشگر نيازى ندارد در باره رفتار و كنش هاى ديگران از آن ها سؤال كند. از طريق مشاهده مى توان پديده را همان گونه كه در وضع طبيعى اتفاق افتاده توصيف كرد. مطالعات مشاهده اى مى تواند از ساختگى بودن رفتار بكاهد، بخصوص زمانى كه افراد از مورد مشاهده قرار گرفتن خود آگاه نباشند، يا با مشاهده گر خو گرفته و او را مزاحم نينگارند. محقق براى اين مشاهده خود تنها يك راهنماى مشاهده در اختيار دارد كه بر مبناى شاخص هاى خاصى ساخته شده و رفتارهايى را كه مايل به بررسى است، مشخص مى كند؛ محقق اطلاعات دريافتى را مستقيما يادداشت كرده و اشخاص موضوع مشاهده در توليد و القاى اطلاعات جست و جو شده دخالتى ندارند.

ـ روش مشاهده مستقيم به ويژه براى تحليل رفتارهاى غير زبانى همچون علايم وآثار ظاهرى و نشانه هاى فيزيكى، حركات و ژست هاى نمادين، رفتارها و كنش هاى نهادى شده، سنت ها و رسوم، آيين ها و مناسك، الگوها و قواعد، شيوه هاى زيستى، ويژگى هاى فرهنگى، نهادها و سازمان ها، گروه هاو دسته جات، اماكن فيزيكى و مانند آن ها از اهميت و كارايى در خور توجهى برخوردار است. لازم به ذكر است كه مشاهدات محقق در بيشترموارد علاوه بر گردآورى داده ها با درجاتى از استنباط ضمنى همراه است. «فرض كنيد فردى مشاهده كند كه سالمندى، بچه اى را مى زند. بايد استنباط كرد كه اين عمل آيا نشان دهنده "خشونت"، "سرخوردگى"، "دشمنى" يا "تعدى" است و يا متغير ديگرى است. درستى چنين استنباطى نيازمند توانايى و شايستگى مشاهده گر است.» (نچمياس: 1381، 304)

ـ مشاهده مستقيم معمولاً به دو روش «مشاهده توأم با مشاركت» و «مشاهده بدون مشاركت» صورت مى پذيرد. مشاهده توأم با مشاركت از نوع مردم شناحتى آن، مشاهده اى است كه در آن محقق به مدت نسبتا طولانى در زندگى مردم مورد مطالعه مشاركت جسته و از نزديك به مطالعه احوالات محيط و بررسى جزئيات زندگى مردم مورد مطالعه مى پردازد. مشاركت يا حضور فعال محقق در مكان يا جامعه مورد تحقيق اين امكان را فراهم مى آورد تا پژوهشگر با واقعيا ت مورد نظر ارتباط نزديك برقرار كرده وحقايق محيط را بى واسطه لمس كند، ديدنى ها را ببيند، شنيدنى ها را بشنود، خواندنى ها را بخواند، مبهمات را بپرسد و دريافت ها را با ارجاع به مستندات عينى تجربه و تحليل كند. كمال مطلوب در اين نوع مطالعه اين است كه محقق با حوصله و سعه صدر كافى و با بهره گيرى مناسب از همه فنون و شيوه هاى ممكن به مطالعه و تحليل دقيق حوزه مطالعه بپردازد و از همه ظرفيت هاى محيطى در انجام هرچه بهتر اين مهم استفاده كند. بدون شك، بى تجربگى، ضعف مهارت، شتابزدگى، عدم تمهيد لوازم، فقدان يا كمبود امكانات ضرورى مانع انجام درست اين نوع تحقيقات خواهد بود. «بر مبناى چنين مشاهداتى است كه منطق اجتماعى و فرهنگى رفتارهاى گروه هاى مطالعه شده به شكل بارزى آشكار خواهد شد و رخصتى خواهد بود براى آزمون فرضيه هاى تحقيق و شايد حك و اصلاحشان.» (كيوى و كامپنهود، 1370، 193)

مشاهده بدون مشاركت: در اين روش محقق بدون مشاركت مستقيم وصرفا با نگاه از«بيرون» قلمرو مورد نظر خود را در يك مقطع زمانى مشخص (كوتاه مدت يا بلند مدت)، با آگاهى قبلى اشخاص مورد مشاهده يا بدون آگاهى قبلى آن ها، با استفاده از ابزارها و فنون خاص مورد مطالعه قرارداده و به تحليل يافته ها مى پردازد. اين نوع مشاهده در مقايسه با مشاهده مشاركتى به زمان و امكانات كمترى نياز دارد و بالطبع از دقت، اتقان و اعتبار و غناى پايين ترى برخودار است.

مشاهده غير مستقيم: وضعيتى كه در آن محقق براى كسب اطلاعات مورد نظر به «شخص يا اشخاص موضوع مشاهده» مراجعه مى كند، و شخص موضوع مشاهده با پاسخ گفتن به پرسش ها در قالب مصاحبه يا پرسش نامه در توليد اطلاعات مداخله مى كند. از اين رو، به دليل اهميت دو روش مزبور، به ذكر جداگانه آن ها در رديف روش هاى گرد آورى اطلاعات در مطالعات ميدانى مى پردازيم. لازم به ذكر است كه ميدان و حدود و قلمرو مشاهده محقق را اهداف و فرضيات او تعيين مى كنند.

مصاحبه: مصاحبه به عنوان يك جريان مبادله واقعى روشى است كه محقق از طريق تماس مستقيم با مخاطبانش و با مختصر رهنمودى از سوى وى به گردآورى و ثبت اطلاعات مورد نظر مى پردازد. «در تحقيق اجتماعى، روش مصاحبه هميشه با يك روش تحليل محتوا همراه است. در جريان مصاحبه ها هدف اين است كه حداكثر عناصر اطلاعاتى و عناصر تفكر از سخنان مخاطب بيرون كشيده شود، و اين عناصر اطلاعاتى و تفكر، ماده اوليه براى تحليل محتواى سيستماتيك خواهد بود كه به نوبه خود پاسخگوى توقعات تبيين است.» (كيوى و كامپنهود: 1370، 191)

پرسش نامه: پرس نامه روشى است كه در آن محقق با طرح مجموعه اى از پرسش هاى منظم و جهت دار براى جمعى از پاسخگويان كه غالبا معرف يك جمعيت وسيع ترند، به اخذ اطلاعات مورد نظر اقدام مى كند. پرسش نامه نيز به دو شيوه «مستقيم» يا«غيرمستقيم» مورد استفاده قرار مى گيرد. پرسش نامه زمانى غير مستقيم است كه پرسشگر خود آن را بر اساس گفت و گوهاى به عمل آمده با پاسخگو و در چارچوب طرح پرسش ها و پاسخ هاى روياروى، تنظيم وتكميل كند و وقتى مستقيم است كه پاسخگوخود شخصا آن را تكميل و به سؤالات مندرج در آن پاسخ گويد.

توصيه اكيد روش شناسان اين است كه محقق در همه اين مراحل بايد با بهره گيرى مناسب از ابزارها و وسايل لازم به ثبت و ضبط دقيق اطلاعات اقدام كند. يادداشت بردارى به موقع، ضبط صداها و تصاوير، ثبت نكات استباطى و ذخيره سازى اطلاعات طبقه بندى شده، از جمله اين موارد است.

مهارت هاو آمادگى هاى لازم

ترديدى نيست كه انجام درست مطالعه ميدانى نيز همچون ساير مطالعات، رهين برخوردارى محقق از برخى ويژگى ها و توانمندى هاى علمى و عملى است كه به اقتضاى نوع مطالعه ضرورت طرح مى يابد. به اعتقاد برخى روش شناسان : «رفتن به ميدان تحقيق بى شباهت به رفتن به سفرى طولانى نيست. قبل از حركت بايد همه پيشامدهاى احتمالى را در نظر گرفت تا در محيط نامألوف دست بسته (بدون وسيله لازم) نماند. درست مانند برنامه ريزى سفر بايد فهرستى از احتياجات تهيه كرده و سپس همه آن ها را تدارك ديد. بهترين كسى كه در چنين مواردى مى تواند به شما كمك كند كسى است كه به كار ميدانى مشابهى پرداخته باشد.» (آل بيكر: 1377، 301) از اين رو، تأمين مقدماتى چند در انجام هر چه بهتر پژوهش ميدانى نقش تعيين كننده خواهد داشت:

ـ توان دست يابى وبررسى اسناد ومدارك، منابع آرشيوى، پژوهش هاى انجام شده در خصوص محيط و گروه مورد مطالعه يا مطالعات و تحقيقات مشابه با مطالعه مورد نظر؛

ـ برخوردارى از برخى اطلاعات كلى تاريخى، جغرافيايى، فرهنگى، اجتماعى وآمارى ازمحيط مورد مطالعه؛

ـ برخوردارى از آمادگى هاى روحى، شناختى، اخلاقى و ساير لوازم انجام اين مهم؛

ـ توان اعمال خلاقيت در طراحى مطالعه، روش يابى مناسب، انجام مطالعه، تحليل و تفسير محيط وكشف و استخراج معانى موجود در پديده هاى مورد مطالعه؛

ـ برخوردارى ازفنون تعامل صميمانه، انجام مصاحبه، تنظيم پرسش نامه، يادداشت بردارى در صحنه، به كارگيرى دوربين عكاسى وفيلم بردارى، كامپيوتر و ساير فنون كسب و ذخيره اطلاعات؛

ـ توان درك كلى محيط مورد مطالعه «... اگر پژوهشگر نتواند چارچوبى را كه افراد مورد تحقيق در آن چارچوب انديشه ها، احساسات و عمليات خود را تفسير مى كنند، درك كند هيچ گاه نمى تواند به درك رفتار انسانى نايل آيد. بنابراين، پژوهشگر بايد اين چارچوب ها را درك كند.» (مارشال و راس من: 1377، 62)

ـ توان برقرارى ارتباط با جامعه مورد مطالعه و درك رمزها، نمادها، علايم و نشانه هاى فرهنگى موجود در قلمرو مطالعه. «مى توان چنين استدلال كرد كه موفقيت تحقيق كيفى در گرو مهارت پژوهشگر در ايجاد رابطه با ديگران است. معمولاً در ساير كتاب هاى غير تخصصى اين پديده را جلب اعتماد ديگران، حفظ روابط خوب، احترام گذاردن به هنجارهاى جامعه و روابط متقابل و نشان دادن حساسيت نسبت به مسائل يا اصول اخلاقى مى نامند. رعايت چنين اصولى ايجاب مى كند كه پژوهشگر با سياست هاى سازمان ها آشنا باشد و نسبت به روابط انسانى حساسيت نشان دهد. ازآنجا كه اجراى تحقيق به رابطه پژوهشگر با جامعه يا افراد مورد تحقيق بستگى دارد، بنابراين، داشتن چنين مهارت هايى (ايجا د رابطه با ديگران)از اهميت بسيار بالايى برخوردار است. ما به خود جرأت مى دهيم و ابراز مى كنيم كه اگر پژوهشگرى داراى مهارت هاى لازم در زمينه كنارآمدن با ديگران نباشد، اگر نتواند ديگران را تحمل كند و به حرف هاى آنان گوش ندهد و يا اگر نتواند در شرايط و اوضاع مختلف خود را به جاى ديگران بگذارد و احترامى براى ديگران قائل نباشد، صلاحيت انجام تحقيق را نخواهد داشت ...» (مارشال و راس من: 1377، 91)

مراحل انجام تحقيق

مراحل انجام تحقيق عبارتند از:

- انتخاب موضوع و مسئله تحقيق؛

- تهيه طرح اجمالى تحقيق (وتعيين استراتژى هاى تحقيق)؛

- تعيين چارچوب نظرى، سؤالات و فرضيات مورد نظر؛

- انتخاب ميدان، مكان و قلمرو مناسب يا جامعه ونمونه مورد نظر؛

- بررسى اسناد، مدارك، نقشه ها، مطالعات محتمل پيشين؛

- تعيين ابزارهاى مشاهده و گردآورى داده ها و روش هاى مناسب براى مطالعه قلمرو مورد نظر؛

- ورود به ميدان، شروع مشاهده و برقرارى ارتباط با عناصر محيط؛

- گردآورى اطلاعات و ثبت و ضبط دقيق مشاهدات و يافته ها؛

- تجزيه و تحليل، طبقه بندى و كد گذارى داده ها (به كارگيرى تكنيك تحليل محتوا در اين بخش از اهميت درخور توجهى برخوردار است.)

- تنظيم گزارش نهايى تحقيق؛

- گزينش اطلاعات قابل انتشار (و بالطبع حذف اطلاعات محرمانه و غير ضرور.)

ويژگى ها و مزايا

ويژگى ها و مزاياى تحقيق ميدانى عبارتند از:

- مطالعه افراد و زندگى آن ها در زيست گاه طبيعى شان؛

- رويارويى مستقيم با پديده هاى اجتماعى مورد مطالعه؛

- امكان همدلى و درك ذهنى بالاى محقق با افراد مورد مطالعه؛

- امكان نفوذ به درون ذهن و انديشه افراد (به عبارتى برخوردار از درجاتى از معرفت شهودى)؛

- امكان يابى درك عميق موضوع و فهم راستين محيط و سطوح متفاوتى از اطلاعات راجع به گروه مورد مطالعه و شيوه زندگى آن ها؛

- عدم دخالت محقق در كنترل و دست كارى محيط؛

- كوچك و محدود بودن نسبى قلمرو تحقيق؛

- مطالعه واقعيت به عنوان يك كل يكپارچه و طبيعى نه گزينش بخش هايى از آن (انتخاب ابعاد يا متغيرهاى خاص)؛

- مطالعه جزئيات و در اختيار نهادن اطلاعات متنوع؛

- ارائه نمونه ها و شواهد عينى به جاى تعريف انتزاعى مفاهيم؛

- امكان يابى شناخت روابط و ارتباطات ظريف ومعمولاً پنهان؛

- امكان يابى مطالعه افراد ناتوان از بيان وضعيت خويش مثل كودكان، بيماران روانى وافرادى كه به هر دليل مايل به بيان وضعيت خود نيستند...؛

- انعطاف پذيرى (در هر زمان مى توان به مطالعه پرداخت يا از مطالعه دست كشيد، موضوع مطالعه را تغيير داد، روند پيشين مطالعه را ادامه داده يا در آن تجديد نظر نمود، به سؤالات از پيش تدوين شده پاسخ گفت يا سؤالات جديدى را مطرح كرد، و بالاخره امكان تغيير موضوع به تناسب تغيير موقعيت وجود دارد.)

- عدم الزام به استفاده از ابزارهاى استاندارد و نمونه معرف (به خلاف تحقيقات پيمايشى، هرچند البته ابزارهاى كم و بيش نظام مندى در اين مطالعه مورد استفاده قرار مى گيرد.)

معايب و كاستى ها

برخى روش شناسان در پيچيدگى و صعوبت پژوهش ميدانى و مشكلات ناشى از آن برآنند كه «به يقين كار ميدانى بايد در رديف فعاليت هاى نامطلوبى قرار گيرد كه انسانيت براى خود به وجود آورده است .» (ببى: 1 381، 598 به نقل از: ويليام شافير و رابرت استبينز)

معايب اين روش بر اساس منابع مورد مطالعه از اين قرار است:

- ورود به حريم خصوصى و شخصى افراد مورد مطالعه (به ويژه در جايى كه محقق به دلايلى، هويت، نقش، نيت و قصد خود را پيشاپيش براى افراد مورد مطالعه معلوم نكرده باشد)؛

- وجود موانع محتمل در برقرارى ارتباط با محيط، شناخت افراد و پديده هاى فرهنگى مورد مطالعه (به ويژه در جايى كه محقق با فضاى فرهنگى جامعه مورد مطالعه بيگانه بوده و برخى باورها و رفتارها از نظر او عجيب، غيرمنتظره و توجيه ناپذير بنمايد)؛

- احتمال سوگيرى در تفسير عوامل محيطى تحت تأثير پنداشت ها، گرايش ها و تجربه هاى محقق؛

- مشكلات ناشى از تنظيم فاصله: قرابت و فاصله گزينى زياد محقق در عين حسن، مشكلاتى را در فرايند مطالعه موجب مى شود. «در جاهايى كه مشاهده كنندگان با افراد گروه صميمى اند و به اين ترتيب دسترسى آسان دارند، بايد راه هايى براى فاصله گرفتن پيدا كنند. بر عكس، مشاهده كنندگانى كه با محل پژوهش بيگانه اند و ممكن است كه ورود سخت ترى در بين اعضاى گروه داشته باشند، پس از وارد شدن به مكان پژوهش احتياج به كم كردن فاصله دارند. هنگامى كه پژوهشگر فاصله را بسيار تقليل مى دهد احتمال "بومى شدن" بالا مى رود، پژوهشگرانى كه "بومى مى شوند" شيوه زندگى گروه مورد مطالعه در آن ها نهادى و عادت مى شود و ديگر افرادى بى طرف محسوب نمى شوند و بدين ترتيب، يافته هاى طرح پژوهشى خدشه دار مى شوند. برخى پژوهشگران تابدان جا پيش مى روند كه طرح هاى پژوهشى را كنار گذارده، به منعكس نمودن گروه انتخابى خود روى مى آورند. اما با وجود اين اگر پژوهشگر فاصله زيادى را نيز اعمال كند قادر به فهم كامل و يا احساس همدلى با گروه مورد مطالعه نخواهد بود. عامل مهم ديگر، نزديك شدن به گروه ويژگى ذاتى پژوهشگر است. مثلاً اگر جنسيت، سن. نژاد يا قوم مشاهده كنندگان با افراد مورد مطالعه متفاوت باشد، ممكن است موانع جدى در دسترسى به افراد يا ارتباط با آن ها به وجود آيد.» (نچمياس: 1381، 412)

- موانع محتمل در مسير همدلى و اتخاذ نوعى بى طرفى متعادل«محقق نمى تواند كاملاً بى طرف باشد. منتها بايد بكوشد موقعيت ديگران را انگار كه خود در آن موقعيت است عميقا حس كند تا بتواند وارد دنياى ديگران گردد و دنيايشان را از ديد خود آن ها بنگرد، ولى در ضمن بايد مراقب باشد آن قدر هم درگير نشود كه كاملاً مانند افراد بومى شده و قادر به حفظ عينيت و بى طرفى خود نباشد. در واقع، بايد بتوان به بى طرفى متعادلى دست يافت.» (ال بيكر: 1377، 279؛ پاتريك مك نيل: 1376، 94)؛

- محدوديت محقق بيگانه براى ورود به زواياى كور محيط و رمزگشايى از برخى نمادها؛

- احتمال تحريف و تغيير برخى اطلاعات به دليل وقوع فاصله ميان ضبط و به خاطرسپارى اطلاعات با ثبت و كتابت آن؛

- خطرا ت جانى و حيثيتى محتمل در مطالعه برخى محيط ها، گروه ها و رفتارها (همچون مطالعه باندهاى تبهكار) يا خطرات متعاقب ناشى از انتشار برخى مطالعات ميدانى؛

- پرزحمت، وقت گير و مستلزم هزينه هاى نسبتا سنگين (به كارگيرى اين روش به ويژه در تحقيقات تداومى چندان مقرون به صرفه نيست)؛

- عدم امكان بهره گيرى از آن در محيط ها و جمعيت هاى گسترده (اين روش بيشتر در محيط هاى محدود و مطالعات موردى كاربرد دارد)؛

- محدوديت زياد در مسير تكرارپذيرى و بازسنجى توصيف ها و نتيجه گيرى ها؛

- محدوديت داورى در خصوص ميزان واقع نمايى يا بازنمايى نمونه اخذ شده از محيط اجتماعى يا مردم مورد بررسى با جامعه كل؛

- محدوديت ناشى از تعميم نتايج حاصل از مطالعات انجام شده به ساير حوزه هاى مشابه: «برخى از صاحب نظران معتقدند كه دستاوردهاى تحقيق ميدانى را مى توان به موضوعات نظرى تعميم داد نه به جامعه يا جمعيت» (ازكيا و دربان آستانه: 1382، 376)برخى نيز بر اين باورند كه نتايج مطالعات ميدانى نيز همچون سايرمطالعات قابليت تعميم پذيرى اجمالى دارند. محقق اين نوع مطالعات همچون پزشكى مى ماند كه هر چند با بيماران خود به صورت افراد مشخص مواجه مى شود و هريك را به طور ويژه و جداگانه مورد معاينه قرار مى دهد، اما در برخورد با هر مورد از همه تجارب به دست آمده در فرايند معاينات طبى خود استفاده كرده و نتايج حاصل از معاينات موردى پيشين را به ساير بيمارانى كه مشابهتشان با بيماران قبلى احراز شده باشد، تعميم مى دهد. روشن است كه در اينجا آنچه حقيقتا تعميم يافته، دانش وتجربه حرفه اى پزشك است نه نتيجه مستقيم معاينات انجام شده. و البته اين نوع تعميم با تعميم مورد نظر درنتايج مطالعات پيمايشى و ميدانى متفاوت است.

كتابنامه

1. ارل ببى، روش هاى تحقيق در علوم اجتماعى، ترجمه دكتر رضا فاضل، سمت، 1381، ج2، فصل 11؛

2. پاتريك مك نيل، روش هاى تحقيق در علوم اجتماعى، ترجمه محسن ثلاثى، آگاه 1376؛

3. پتراتسلندر، روش هاى تجربى تحقيق اجتماعى، ترجمه پيژن كاظم زاده، آستان قدس رضوى، 1371؛

4. تزل ال بيكر، نحوه انجام تحقيقات اجتماعى، ترجمه هوشنگ نايبى، انتشارات روشن، 1377؛

5. چاوا فرانكفورد وديويد نچمپاس، روش هاى پژوهش در علوم اجتماعى، ترجمه دكتر فاضل لاريجانى و رضا فاضلى، انتشارات سروش، 1381؛

6. مصطفى ازكيا و على رضا دربان آستانه، روش هاى كاربردى تحقيق، كيهان، 1382، ج 1؛

7. ريمون كيوى و لوك وان كامپنهود، روش تحقيق در علوم اجتماعى، ترجمه عبدالحسين نيك گهر، فرهنگ معاصر، 1370.

8. ريمون بودون، روش هاى جامعه شناسى، ترجمه عبدالحسين نيك گهر، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامى، 1369؛

9. على دلاور، مبانى نظرى و علمى پژوهش در علوم انسانى و اجتماعى، رشد 1380؛

10. غلامرضا خاكى، روش تحقيق در مديريت، مركز انتشارات علمى دانشگاه آزاد اسلامى، 1379؛

11. كاترين مارشال و گرچن ب. راس من، روش تحقيق كيفى، ترجمه على پارسائيان و سيد محمد اعرابى دفتر پژوهش هاى فرهنگى، 1377؛

ـ محمدرضا حافظ نيا، مقدمه اى بر روش تحقيق در علوم انسانى، سمت، 1381.


1. Field Research.