<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><ArticleSet>
                    <Article>
            <Journal>
                <PublisherName>مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)</PublisherName>
                <JournalTitle>روش شناسی پژوهش در علوم انسانی</JournalTitle>
                <Issn>2423-5679</Issn>
                <Volume>2</Volume>
                <Issue>1</Issue>
                <PubDate PubStatus="epublish">
                    <Year>2010</Year>
                    <Month>12</Month>
                    <Day>26</Day>
                </PubDate>
            </Journal>
            <ArticleTitle></ArticleTitle>
            <VernacularTitle>روش‌شناسی و جایگاه آن در سیاست‌گذاری دولتی</VernacularTitle>
            <FirstPage>39</FirstPage>
            <LastPage>70</LastPage>
            <ELocationID EIdType="pii">26</ELocationID>
            <ELocationID EIdType="doi"></ELocationID>
            <Language>FA</Language>
            <AuthorList>
                        <Author>
            <FirstName>قادر علی</FirstName>
            <LastName>واثق</LastName>
            <Affiliation>دانشجوی دکتری - موسسه امام خمینی</Affiliation>
            <Identifier Source="ORCID">0000000330799506</Identifier>
        </Author>
                    </AuthorList>
            <PublicationType>Journal Article</PublicationType>
            <History>
                <PubDate PubStatus="received">
                    <Year>2010</Year>
                    <Month>08</Month>
                    <Day>10</Day>
                </PubDate>
            </History>
            <Abstract></Abstract>
            <OtherAbstract Language="FA">دانشمندان بر این باورند که پیشرفت های شگرف بشر در علوم گوناگون، از جمله سیاست گذاری ها در سطح دولت، مرهون استفاده از روش های تحقیق مناسب در آنهاست؛ اما اینکه چه روش های وجود دارند و کدام روش، متناسب با کدام علوم است، به مباحث روش شناسی نیاز دارد تا از طریق آنها و ارائه‌ی اصول و مبانی، روش متناسب با علوم را مشخص کرد. در این نوشتار ابتدا مکاتب روش شناسی ـ روش شناسی اثبات گرایی، روش شناسی تفسیری و روش شناسی انتقادی ـ و مبانی فلسفی آنها ـ هستی شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی ـ بررسی، و به تأثیر این مکاتب بر سیاست گذاری دولتی پرداخته شده است. روش شناسی اثبات گرایی مقتضی این نوع سیاست گذاری است که سیاست ها و قوانین حاکم بر رفتار اجتماعی انسان ها در عالم خارج وجود دارند و کار سیاست گذاران این است که آنها را کشف کنند و در اختیار مراکز مرتبط برای مشروعیت بخشیدن به آنها قرار دهند؛ اما روش های تفسیری و انتقادی که تقریباً نتایج مشابه دارند، مقتضی سیاست هایی است که از طریق تعامل میان صاحبان قدرت و گروه های سیاسی و یا از طریق طبقه‌ی حاکم و کسانی که ابزار تولید را در اختیار دارند، به دست می آیند.</OtherAbstract>
            <ObjectList>
                            <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">روش</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">روش‌شناسی</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">روش‌شناسی اثبات‌گرایی</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">روش‌شناسی تفسیری</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">روش‌شناسی انتقادی</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">سیاست‌گذاری.</Param>
            </Object>
                        </ObjectList>
                    </Article>
    </ArticleSet>
