روش‌هاي تجزيه و تحليل داده‌هاي مصاحبه

سال چهارم، شماره اول، پياپي 7، بهار و تابستان 1392، ص 71 ـ 94

صديقه كريمي / دكتراي برنامه ريزي درسي دانشگاه اصفهان                            skarimi929@gmail.com

احمدرضا نصر / استاد دانشگاه اصفهان  

دريافت: 5/ 2/ 1391 ـ پذيرش: 15/ 6/ 1391

چكيده

در عرصة پژوهش، محققان براي بررسي ديدگاه‌هاي افراد در پژوهش‌هاي پيمايشي و انواع پژوهش‌هاي كيفي، از مصاحبه استفاده مي‌كنند. با طرح انتقادات دربارة به‌کارگيري رويکرد کميّ ‌در تحقيقات تربيتي و گسترش توجه به پژوهش‌هاي كيفي و پژوهش‌هاي تلفيقي، به مصاحبه بيش از پيش توجه شده است. به‌كارگيري مصاحبه به منظور دستيابي به نتايجي كه از قابليت اعتماد مناسبي برخوردار باشد، نيازمند آشنايي با روش‌هاي انجام مصاحبه و داشتن مهارت در تجزيه و تحليل داده‌هاي به‌دست‌آمده از اين طريق است. مقالة حاضر به معرفي روش‌هاي تجزيه و تحليل داده‌هاي مصاحبه شامل تحليل كمّي، ساختاري و تفسيري پرداخته است. در تحليل كمي‌متن نوشتاري مصاحبه‌ها رمزگذاري و شمارش مي‌شود و با استفاده از روش‌هاي آماري تحليل مي‌گردد. در تحليل ساختاري متن نوشتاري، بر حسب تعداد واژه‌ها، اصطلاحات و مفاهيم و ميزان تكرار آنها شمارش و تحليل مي‌شود. در تحليل تفسيري، پژوهشگر در‌صدد است تا پيام‌هاي نهفته در متن نوشتاري مصاحبه را آشكار سازد و براساس آن، نظرية از قبل تعيين‌شده‌اي را توسعه دهد يا نظرية زمينه‌اي را ارائه دهد.

كليد‌واژه‌‌ها: مصاحبه، تجزيه، تحليل، داده، كمّي، ساختار، تفسير.

مقدمه

مصاحبه از فنون يا ابزارهاي متداول جمع آوري داده هاي پژوهشي است كه با گسترش رويكردهاي كيفي و رويكردهاي تلفيقي (كمّي و كيفي) در سال هاي اخير، به طور فزاينده اي بدان توجه شده است.

برخي از محققان در استفاده از مصاحبه، با وجود اهميت و كاربرد وسيعش، ترديد دارند. آنها اظهار مي دارند نتايجي كه از طريق يك مطالعة مبتني بر مصاحبه به دست مي آيد، مي تواند دامنه اي از داده هاي با ارزش تا اطلاعاتي را، كه فاقد ارزشند دربر گيرد. عواملي مانند اطلاعات جهت دار، اطلاعات نمايشي، اطلاعات اغراق آميز و اطلاعاتي كه به دليل جاه طلبي شخصي ارائه مي شود، همچنين، تلاش مصاحبه شونده ها براي دليل تراشي و دادن پاسخ براساس شايعات، از عواملي است كه آگاهانه، موجب كسب اطلاعات نادرست از مصاحبه مي شود (دلاور، 1383، ص 159، به نقل از ويچ و بنزمن). علاوه بر اين عوامل، كيفيت گفت وگوي مصاحبه گر و مصاحبه شونده و نگرش ها و تعصبات مصاحبه گر نيز به شكل ناآگاهانه موجب جهت دار بودن نتايج مصاحبه مي شود. با توجه به اين عوامل، اين گروه از محققان نتيجه مي گيرند: استفاده از ساير فنون و ابزارهاي پژوهش بايد در اولويت قرار گيرد.

در مقابل، برخي از محققان، مصاحبه را مطمئن ترين و بهترين ابزار جمع آوري اطلاعات مي دانند (كوهن و مانين، 1986، ص 307). آنها تأكيد مي كنند كه اگر مصاحبه طبق اصول و موازين صحيح انجام گيرد و با استفاده از تدابير گوناگون قابليت اعتماد داده هاي مصاحبه افزايش يابد مي توان از فوايد اين ابزار در پژوهش ها بهره گرفت.

در كشور ما، در مقايسه با برخي كشورها، مصاحبه به عنوان فن يا ابزار جمع آوري داده ها كمتر مورد استفاده قرار گرفته و براي تهية منابع مطالعاتي و راهنماي كافي در زمينة مصاحبه، به ويژه در سطح تخصصي، تلاش هاي محدودي انجام شده است. ازاين رو، ناآشنايي افراد علاقه مند به كشف حقايق از طريق مصاحبه، موجب ذهن گرايي، دور شدن از حقايق و حتي انحراف از مسير صحيح جمع آوري و تجزيه و تحليل اطلاعات گرديده و در نهايت، منجر به نتيجه گيري هايي شده كه از قابليت اعتماد كمي برخوردار است و نسبت به صحّت آنها شك و ترديد وجود دارد (يماني، و ديگران ،1386، ص 435).

بدين روي، با توجه به ضرورت آشنايي هر چه بيشتر محققان كشورمان با روش هاي تحليل داده هاي مصاحبه و نياز به افزايش استفاده از اين ابزار، مقالة حاضر درصدد است، روش هاي بررسي داده هاي مصاحبه را معرفي كند. با اين هدف، ابتدا مفهوم مصاحبه و انواع آن مورد بحث قرار گرفته و سپس روش هاي گوناگون تجزيه و تحليل داده هاي به دست آمده از مصاحبه بررسي شده است. در پايان، راه هاي افزايش قابليت اعتماد داده هاي مصاحبه بررسي خواهد شد.

مفهوم مصاحبه

مصاحبه ابزاري متداول براي جمع آوري اطلاعات از طريق تعامل مستقيم كلامي ميان مصاحبه گر و مصاحبه شونده است. مصاحبه مي تواند به صورت فردي يا گروهي و براي سه هدف عمده انجام شود:

1. مصاحبه مي تواند پيش از شروع فرايند اصلي پژوهش، به عنوان يك ابزار براي شناسايي متغيرها و روابط آنها و پيشنهاد فرضيه ها به كار رود.

2. مصاحبه مي تواند ابزار اصلي تحقيق باشد. در اين صورت، مصاحبه شامل پرسش هايي خواهد بود كه مرتبط با هدف هاي تحقيق بوده و با فراهم كردن امكان دسترسي به آنچه درون ذهن افراد است، موجبات اندازه گيري آنچه را فرد مي داند (آگاهي يا اطلاعات)، آنچه را فرد دوست دارد يا ندارد (ارزش ها و ترجيحات) و آنچه را فرد فكر مي كند (نگرش ها و عقايد) ممكن مي سازد.

3. مصاحبه مي تواند به عنوان مكمّل ساير ابزارها در يك پژوهش در حال انجام، مورد استفاده قرار گيرد و امكان دنبال كردن نتايج غير منتظره، تعيين اعتبار ساير روش ها يا بررسي عميق تر انگيزه هاي پاسخ دهندگان و دلايلي را كه براي پاسخ هايشان ارائه مي دهند، ممكن مي سازد (كوهن و مانين، 1986، ص 309).

مصاحبه از نظر ميزان سازمان يافتگي به سه دستة عمدة مصاحبة ساختار يافته، نيمه ساختار يافته و باز يا بدون ساختار تقسيم مي شود. مصاحبة ساختار يافته شامل يك مجموعه پرسش ها و پاسخ هاي طبقه بندي شده است كه از قبل تعيين شده و بايد از پاسخ دهنده، به طور شفاهي پرسيده شود. براي همة پاسخ دهندگان، سؤالات يكسان است و پاسخ دهنده فقط يكي از پاسخ هاي ارائه شده را انتخاب مي كند. در اين مصاحبه، كه براي پژوهش هاي كمّي استفاده مي شود، به ندرت از سؤالات باز استفاده مي شود.

در مصاحبة باز يا بدون ساختار، مصاحبه گر بايد دربارة تعدادي از موضوعات از پيش تعيين شده، ذهن پاسخ دهنده را به طور عميق كاوش كند. در اين مصاحبه، سؤالاتِ استاندارد شده و پاسخ از قبل تعيين شده اي وجود ندارد. در عوض، مصاحبه گر جنبه هاي متعددي از نظرات مصاحبه شوندگان را آن گونه كه در گفت وگو پيش مي آيد، بررسي مي كند. او از نيروي ابتكار خود استفاده كند و به ايجاد فرضيه هاي جديد و آزمودن آن طي مصاحبه مي پردازد.

مصاحبة نيمه ساختار يافته مصاحبه اي است كه در آن، سؤالات مصاحبه از قبل مشخص مي شود و از تمام پاسخ دهندگان، پرسش هاي مشابه پرسيده مي شود؛ اما آنها آزادند كه پاسخ خود را به هر طريقي كه مي خواهند پاسخ دهند. البته در راهنماي مصاحبه جزئيات مصاحبه، شيوة بيان و ترتيب آنها ذكر نمي شود. اين موارد در طي فرايند مصاحبه تعيين مي شوند (دلاور، 1383، ص 157- 158؛ ببي، 1384، ص 600).

نوع مصاحبه اي كه پژوهشگر انتخاب مي كند به اهداف تحقيق و ويژگي هاي مصاحبه شوندگان بستگي دارد. اگر مصاحبه گر از قبل، اطلاعات جامعي دربارة موضوع و ويژگي هاي پاسخ دهندگان داشته باشد، همچنين علاقه مند به كسب مجموعه اطلاعات بنيادي مشابهي دربارة موضوع باشد يا لازم باشد نمونة بزرگي از پاسخ دهندگان بررسي شوند، مي توان از روش مصاحبة ساختاريافته استفاده كرد (دلاور، 1383، ص 158؛ هومن، 1385، ص 117). مصاحبة بدون ساختار به عنوان يك جست وجوي مقدماتي براي يافتن موضوعاتي كه بايد با روش هاي ساختارمندتر مطالعه شود صورت مي گيرد. همچنين جايي كه مصاحبة ساختاريافته موجب مي شود مصاحبه شونده تحت فشار قرار گيرد يا محقق علاقه مند است برخي از ابعاد تجربة زندگي شخصي مصاحبه شونده را بررسي كند و رسيدن به اين هدف تنها از طريق آزاد گذاردن مصاحبه شونده ممكن است، از مصاحبة بدون ساختار استفاده مي شود (گيلهام، 2000، ص 21).

فرايند مصاحبه

مصاحبه، اعم از ساختاريافته يا بدون ساختار، مستلزم طي مراحلي است كه در ادامه توضيح داده مي شود. كوهن و مانين فرايند مصاحبة كامل را شامل شش مرحله ذيل مي دانند (كوهن و مانين، 1986، ص320):

1. تعيين هدف: اين مرحله با مطالعة اساس نظري پژوهش، تعيين هدف هاي كلي، اهميت عملي آنها و علت اينكه چرا روش مصاحبه انتخاب شده است، آغاز مي شود. سپس هدف هاي كلي به هدف هاي جزئي تر و ويژه تبديل مي گردد.

2. طراحي: در اين مرحله، ساختار مصاحبة تعيين شده و راهنماي آن تهيه مي شود. اين كار مستلزم تبديل اهداف تحقيق به سؤال هايي است كه بتواند آنچه را محقق درصدد دست يافتن به آنهاست، منعكس سازد. معمولاً تهية سؤال ها با نوشتن متغيرهايي كه در تحقيق بايد مطالعه شود، آغاز مي گردد. سپس دربارة نوع سؤال ها (باز پاسخ يا بسته پاسخ) با توجه به ملاحظاتي مانند اينكه مصاحبه گر مي خواهد به بررسي عميق اظهارات پاسخ دهندگان بپردازد يا نه، تحصيلات پاسخ دهندگان، انتظاراتي كه مي توان از پاسخ دهنده داشت، سطح انگيزش مصاحبه شونده، ميزان آگاهي مصاحبه گر از موقعيت پاسخ دهنده و نوع روابطي كه مصاحبه گر مي تواند انتظار داشته باشد با پاسخ دهنده برقرار كند، تصميم گيري مي شود. علاوه بر اين، در تحقيقات كيفي، محقق مي تواند هنگام انجام مصاحبه، سؤال ها را تغيير دهد يا براي پيگيري پاسخ، سؤال جديدي مطرح كند (گال و همكاران، 1383، ص 533).

3. انجام مصاحبه: اين مرحله با انتخاب مصاحبه شوندگان آغاز مي شود. در شروع هر مصاحبه، مصاحبه گر بايد خود را معرفي كند و تلاش نمايد جوّ دوستانه اي ايجاد شود. مصاحبه گر بايد همواره به خاطر داشته باشد از دخالت دادن پيش داوري ها، ديدگاه ها و آگاهي هاي قبلي خود بر رفتارش جلوگيري كند. همچنين تا حد ممكن، از خارج شدن پاسخ دهنده از حيطه سؤال و به حاشيه رفتن او جلوگيري كند.

4. نگارش: ثبت پاسخ هاي مصاحبه شوندگان ممكن است در طي فرايند مصاحبه انجام شود و يا پاسخ ها با وسايلي مانند ضبط صوت ضبط شود، سپس به صورت متن نوشتاري درآيد. ثبت پاسخ ها مي تواند به صورت خلاصه يا مفصل همراه با شرح جزئيات انجام شود.

5. تجزيه و تحليل: پس از تهية متن نوشتاري پاسخ هاي مصاحبه شوندگان، فرايند بررسي محتواي آشكار و پنهان داده هاي به دست آمده از گفته ها و نوشته ها آغاز مي شود. هدف اين فرايند كشف ارتباط دروني اجزا و عناصر تشكيل دهندة داده ها، دستيابي به قصد واقعي مصاحبه شونده، يافتن شرايط و محيطي كه با داده ها مرتبط است و در نهايت، ارائة نتايجي واقع بينانه است. همان گونه كه گيلهام اشاره مي كند، فرايند تحليل داده ها شامل شناسايي گفته هاي اساسي و كليدي و دسته بندي آنها بر حسب مقوله هاست (گيلهام، 2000، ص 59).

در گفت وگوهاي پياده شده از نوار، معمولاً بسياري از مطالب اضافي و تكراري است. بنابراين، محقق با شناسايي و پاكسازي نوشته مي تواند به راحتي نكات اساسي موجود در هر يك از متن هاي مصاحبه را شناسايي كند. سپس با انتخاب مقوله ها، گفته هاي اساسي مربوط به هر مقوله در تمام متن هاي مصاحبه ها را در كنار يكديگر قرار دهد و دسته بندي كند. مجموعه مقوله ها بايد جامع و مانع باشد. جامع بودن به اين معناست كه مقوله هاي اصلي و فرعي كه براي هر متغير يا سؤال مصاحبه در نظر گرفته مي شود، تمام عناوين يا ابعاد گوناگون متغير مورد نظر در سؤال را تحت پوشش قرار دهد، و منظور از مانع بودن اين است كه گفته يا ايده اي كه مربوط به يك مقوله است، واقعاً به هيچ مقولة ديگري تعلق نداشته باشد. محقق براي دسته بندي و تحليل داده هاي مصاحبه بر حسب موضوع پژوهش، سازمان يافتگي مصاحبه، و رويكرد پژوهش، روش هاي گوناگوني را مي تواند به كار گيرد كه به سه روش تحليل كمّي، ساختاري و تفسيري تقسيم مي شوند. در ادامه، اين روش ها بررسي مي شوند.

6. تهية گزارش: پژوهشگر پس از تحليل داده هاي مصاحبه، بايد نتايج آن را در قالب يك گزارش در اختيار ديگران قرار دهد. اگر پژوهش براساس ديدگاه كمّي انجام شود، سبك نگارش گزارش آن عيني، بي طرفانه و داراي ساختار متعارف و براساس دستورالعمل هاي مقالات علمي است. هنگامي كه پژوهش براساس ديدگاه كيفي انجام شود، گزارش يافته هاي مصاحبه نيز مانند ساير روش هاي كيفي جمع آوري داده ها، با سبكي خلّاقانه و هنري تهيه مي شود و در آن از تمهيدات و فنون ادبي براي روح بخشيدن به ديدگاه ها استفاده مي شود. در اين گزارش، پژوهشگر ديدگاه هاي خود را نيز دخالت مي دهد و در جاهايي كه لازم است آنها را يادآوري مي كند (گال و همكاران، 1383، ص 1009).

روش ها تجزيه و تحليل داده هاي مصاحبه

همان گونه كه گفته شد، متن پياده شدة مصاحبه ها با سه روش كمّي، ساختاري و تفسيري تجزيه و تحليل مي شود:

1. تحليل كمي

براي اين منظور، از روش هاي آماري استفاده مي شود. در اين نوع تحليل، متن نوشتاري پاسخ هاي مصاحبه شوندگان رمزگذاري و شمارش مي شود و در جدول توزيع فراواني ثبت مي گردد. سپس اطلاعات موجود در جدول با استفاده از روش هاي آمار توصيفي، متناسب با نوع متغير ها يا تحقيق، روش تحقيق، و هدف تحقيق، تجزيه و تحليل مي شود. محقق مي تواند شاخص هاي آماري مانند درصدهاي توزيع، فراواني و درصد تراكمي را محاسبه كند (حافظ نيا، 1377، ص 199) و يا ارقام و اعداد به دست آمده را براي انجام محاسبات آمار استنباطي - مانند وجود همبستگي آماري - بررسي نمايد (فرخزاد، 1384، ص 288). تحليل كمّي براي بررسي داده هاي مصاحبه هاي ساختاريافته در پژوهش هاي پيمايشي به كار گرفته مي شود. در اين مصاحبه ها، سؤال ها ممكن است بسته پاسخ يا باز پاسخ باشد. هنگامي كه سؤال ها بسته پاسخ هستند، راهنماي مصاحبه شبيه يك پرسش نامه است (پيوست 1).

جايي كه سؤال ها باز پاسخ هستند، دو روش مي تواند به كار گرفته شود. در روش اول، مصاحبه گر راهنماي مصاحبة خود را از قبل، رمزگذاري مي كند و در حالي كه مصاحبه شونده آزادانه پاسخ مي دهد، مصاحبه گر محتواي پاسخ يا بخشي از آن را مطابق مقوله هاي از قبل تعيين شده، علامت گذاري مي كند. داده هاي به دست آمده از اين سؤالات نيز مانند سؤالات بسته پاسخ، استخراج، تجزيه و تحليل، و گزارش مي شود. جايي كه براي تحليل پاسخ هاي سؤالات باز، از قبل تصميم گيري نشده باشد ابتدا واژه ها، جمله ها و مفاهيم شناسايي و به رمزهاي عددي تبديل مي شود، سپس ارقام يا اعداد به دست آمده براي محاسبة شاخص هاي آمار توصيفي و استنباطي، مورد استفاده قرار مي گيرد (فرخزاد، 1384، ص 288).

2. تحليل ساختاري:

در تحليل ساختاري متن پياده شده، اجزاي ساختار متن نوشتاري مصاحبه، يعني واژه ها، مفاهيم و ارتباط ميان آنها بر حسب ميزان تكرار، تعداد واژه ها، الفاظ، كنايه ها و اصطلاحات به كار رفته در جمله ها و ميزان تكرارشان شمارش و بررسي مي گردد تا الگوهاي موجود در گفته ها كشف شود (همان، ص 284-286). طرف داران اين نوع تحليل از فنون و روش هاي گوناگوني استفاده مي كنند كه از جملة آنها روش تحليل ارتباطي است. با اين روش، محقق مي كوشد روابط ميان موضوعات يا مسائل را شناسايي و معرفي كند. فرض اساسي تحليل روابط اين است كه واژه ها و عباراتي كه افراد مطرح مي كنند به خودي خود، داراي معناي ذاتي نيست، بلكه معاني از طريق تحليل روابط، يعني كشف پيوندها و ارتباط هاي ميان مفاهيم، واژه ها يا عبارات درون متن به وجود مي آيد. بنابراين، نبايد مفاهيم به عنوان واحدهاي مجزّا يا بسته هاي معنايي در نظر گرفته شود، بلكه بايد به عنوان نمادهايي به كار گرفته شود كه معناي خود را در ارتباط با ساير نمادهاي موجود در متن به دست مي آورد. طبق نظر ويلكينسون (Wilkinson) و بيرنينگهام (Birningham) الگوي تحليل روابط داراي هفت مرحله به شرح ذيل است (ويلكينسون و بيرنينگهام، 2003، ص 76-78):

1. تصميم گيري دربارة سؤال: سؤالي كه به دقت و با مهارت تهيه شده است، مي تواند تعداد موضوع ها، مسائل و زير مجموعه هاي آنها را كه بايد بررسي شود محدود مي كند و مديريت كل فرايند تحليل را امكان پذير مي سازد. براي مثال، در پژوهشي سؤال اساسي اين است كه طبق مصاحبه هاي به چاپ رسيده در فلان روزنامه، بهترين شيوة مديريت خدمات بهداشتي چيست؟

2. تعيين چارچوب تحليل: هنگامي كه سؤال تعيين شد، لازم است براي تحليل تعيين شود كه متن چند مصاحبه و يا مصاحبه با كدام يك از مصاحبه شوندگان بايد تحليل شود. براي مثال، در پژوهش مذكور، ممكن است تصميم گرفته شود از ميان مصاحبه هاي چاپ شده تنها دو مصاحبه تحليل گردد.

3. تصميم گيري: دربارة اينكه چه نوع رابطه اي بايد بررسي گردد بايد تصميم گيري شود. براي بررسي روابط ميان واژه ها، عبارات يا ساير واحدهاي تحليل، مي توان از رويكردهاي استخراج اثر، تحليل تشابه يا نزديكي و ترسيم نقشة شناختي استفاده كرد.

الف. استخراج اثر: تحليل روابط مبتني بر اثر، شامل ارزيابي عاطفي گفته ها و مسائل مطرح شده است. در اين تحليل، براي توصيف اظهار نظرهاي عاطفي گوينده و كشف زباني كه به كار گرفته است، بر واژه ها و اصطلاحات و روابطي كه حاكي از عواطف است تأكيد مي شود. براي مثال، در پيوست 2 يكي از مصاحبه هاي چاپ شده در زمينة مديريت خدمات بهداشتي، اصطلاح براي اولين بار نشان دهندة عاطفة مثبت مصاحبه شونده نسبت به طرح اجرا شده و اصطلاح در غير اين صورت و مشكل پرداخت دستمزد نشان دهندة نگراني او نسبت به سرايت اين مشكل از بخش راه آهن به بيمارستان هاي ايالت است.

ب. بررسي تشابه يا نزديكي: در اين تحليل، متن براي كشف واژه ها يا گفته ها و نزديكي آنها با ساير واژه ها يا اصطلاحات از قبل تعريف شده اي كه با سؤال هاي پژوهش مرتبط است، بررسي مي شود. در اين رويكرد، محقق ابتدا متني را كه بايد تحليل شود به منظور جست وجوي وجود اين واژه ها به دقت مطالعه مي كند. سرانجام، واژه هاي مشابه از نظر معنا را شناسايي و شمارش مي كند. سپس رابطة ميان اين واژه ها را با استفاده از اعداد ارزش گذاري نموده، معنادار مي كند. براي مثال، در پيوست 2 واژه ها يا مفاهيمي كه ارتباط نزديكي با واژة مديريت و زير مجموعه هاي آن دارند مثل واژه دستمزد، مديران، مديريت بيمارستان و عملكرد در متن شناسايي شده است.

ج. ترسيم نقشة شناختي: در اين رويكرد، پژوهشگر به جاي پرداختن به عناصر دروني، الگويي براي محتواي ظاهري متن نوشته شده ارائه مي دهد.

4. كدگذاري و دسته بندي متن: تصميم گيري دربارة نوع تحليل، تعيين خواهد كرد چه واژه ها يا مفاهيمي بايد رمزگذاري و مقوله بندي شود. براي مثال، اگر محقق قصد دارد براساس رويكرد استخراج اثر، توصيه هاي مثبت و منفي دربارة مديريت خدمات بهداشتي را رمزگذاري كند بايد متن ها را به دقت مرور كرد و توصيه هاي ارائه شده را در دو دستة مثبت و منفي طبقه بندي نمود. در مثال ذكر شده، توصية تغيير روند پرداخت دستمزد مي تواند مفهومي منفي، و واگذاري مديريت به بخش خصوصي مفهومي مثبت داشته باشد.

5. كشف روابط: در اين مرحله، محقق با بررسي جاي واژه ها و مفاهيم در متن، تعداد دفعاتي كه به كار رفته اند، همراهي با مسئلة اصلي يا مسائل مورد نظر در پژوهش، پيوندها و روابط ميان واژه ها و مفاهيم را نشان مي دهد.

6. رمزگذاري روابط: در اين مرحله، پژوهشگر با رمزهاي ارتباطي ـ براي مثال رمزهاي نشان دهندة ارتباط مثبت (اعداد مثبت)و رمزهاي نشان دهندة ارتباط منفي (اعداد منفي)- متن مورد نظر را رمزگذاري مي كند.

7. تحليل روابط: در اين مرحله، تحليل اطلاعات با استفاده از فنون آماري مثل ترسيم ماتريس و محاسبة ضريب همبستگي انجام مي شود. براي مثال، در تحقيق مذكور، پژوهشگر مي تواند تمام رمزهاي مثبت يا منفي را شمارش كرده، با بررسي تعداد آنها، پيوندهايي ميان مفاهيم و واژه ها پيدا كند يا به بررسي ارتباط هاي مستقيم و غيرمستقيم آنها بپردازد، سپس روابط را به شكل نمودار ارائه دهد.

يك نكتة مهم در تحليل كمّي و ساختاري اين است كه پس از طي مراحل تجزيه و تحليل، لازم است پژوهشگر براساس نتايج به دست آمده، به قضاوت دربارة فرضيه هاي مطرح شده بپردازد و يا به سؤالات اساسي مورد نظر در پژوهش پاسخ دهد. در اين زمينه، محقق با استفاده از عقل، منطق، غور و انديشه بايد به كشف واقعيت بپردازد (حافظ نيا، 1377، ص 199-202). گاهي نتايج نشان مي دهد كه در اجراي پژوهش، مسائل و مشكلاتي وجود داشته است. براي مثال، داده ها كم بوده يا در فرضيه ها و سؤال هاي پژوهش نارسايي و نقص وجود داشته است (فرخزاد، 1384، ص 289). ازاين رو، ايجاد تغيير در آنها و يا انجام مصاحبه هاي اضافي لازم خواهد بود.

3. تحليل تفسيري

در اين روش تحليل، پژوهشگر درصدد است تا در حد امكان، به آشكار نمودن پيام هاي نهفته در متن نوشتاري مصاحبه بپردازد (همان، ص 281). طبق توصية گيلهام، براي دستيابي به اين هدف، متن مصاحبه بايد به طور كامل و با شرح جزئيات نوشته شود (گيلهام، 2000، ص 63). سؤال هاي اصلي پرسيده شده، يادآوري ها، كند و كاوهايي كه مصاحبه گر انجام داده است و سؤال هاي مكمل در آن بايد ذكر شود تا بتوان به درك كاملي از آنچه مصاحبه شونده گفته است، دست يافت. محققان براي معنا بخشيدن به اين متن ها، آنها را با دو رويكرد مرور كرده، رمزگذاري مي كنند.

در رويكرد اول، محقق با مرور ادبيات موجود دربارة موضوع پژوهش، ايده هايي را دربارة چه موضوعات و مفاهيمي بايد براي رمزگذاري انتخاب شود، به دست آورده است و نظريه اي را از قبل در ذهن خود دارد. براساس آنها، رمز ها را تعريف كرده، سپس مفاهيم جديدي متناسب با آنها از داده هاي مصاحبه استخراج مي كند.

در رويكرد دوم، هدف پژوهشگر دستيابي به نظرية زمينه اي است. به عبارت ديگر، درصدد جست وجوي نظريه اي است كه در متن يادداشت هاي مصاحبه ها وجود دارد، نه نظريه اي كه از قبل تعيين شده است. بنابراين، تعيين رمزها، تشخيص مفاهيم، و تدوين نظريه بخش هاي فرايند درهم تنيدة تحليل است و آنها بدون استفاده از ادبيات و از طريق رمزگذاري باز رمزگذاري انتخابي يا رمزگذاري محوري، از داده ها استخراج مي شود.

در هر دو رويكرد، به عقيدة روبين (2005) و گيلهام (2000) براي تحليل تفسيري متن يادداشت ها پژوهشگر بايد مراحل ذيل را طي كند:

1. به ترتيب، متن هاي پياده شده مرور شوند.

2. در هر متن، گفته هاي اساسي برجسته گردد؛ زير آن خط كشيده شود يا پر رنگ تر درج گردد. همچنين گفته هاي تكراري، جمله هاي معترضه، گفته هاي انحرافي و ساير داده هاي نامربوط ناديده گرفته شود.

3. برخي از گفته هاي مشابه كه به نظر مي رسد چيز تازه اي را مطرح مي كند مشخص شود.

4. هنگامي كه تمام متن ها مرور شد، پژوهشگر بايد دوباره به متن اوليه برگشته، آنها را مرور كند تا اطمينان يابد در برجسته كردن گفته هاي اساسي، دچار غفلت نشده است. علاوه بر اين، به اين سؤال پاسخ دهد كه در ميان گفته هاي اساسي تعيين شده، آيا گفته هايي وجود دارد كه واقعاً اساسي نيست. گاهي لازم است از فرد ديگري بخواهد تا مجموعة متن ها را جداگانه علامت گذاري كند. سپس آنچه را او برجسته كرده است با علامت گذاري هاي خود، مقايسه كند و در صورت نياز آنها را تغيير دهد.

5. پژوهشگر بايد دوباره به اولين متن باز گردد و با مرور گفته هاي اساسي برجسته شده، سعي كند مجموعه اي از مقوله ها را از پاسخ هاي داده شده به هر سؤال استخراج كند و عناوين ساده اي به آنها اختصاص دهد. روشن است كه از اولين متون پياده شده، تعداد زيادي مقوله استخراج مي شود، اما به تدريج، از متن هاي بعدي تعداد عناوين استخراج شده كاهش مي يابد؛ زيرا افراد به نكات مشابهي اشاره كرده اند (پيوست 3).

6. در اين مرحله، محقق بايد به فهرست مقوله ها نگاه كرده، از خود بپرسد: آيا آنها مي توانند با يكديگر تركيب شوند. هنگامي كه اين فهرست را بررسي مي كند، ممكن است متوجه شود برخي از عناوين يادداشت شده مناسب يا ضروري نيست و بايد حذف شود. براي اطمينان بيشتر، لازم است از افراد ديگري بخواهد تا نظام مقوله بندي را مرور كند (پيوست4).

7. پس از تعيين نظام مقوله بندي نهايي، پژوهشگر بايد دوباره سراغ متن هاي پياده شده برود و هر گفتة اساسي مشخص شده را با فهرست مقوله ها مقايسه كند و ببيند كه نكتة گفته شده در كجاي فهرست مقوله ها آمده است. جلوي گفته هايي كه به راحتي نمي تواند آن را به هيچ مقوله اي ربط دهد، علامت سؤال (؟) بگذارد. علاوه بر آن، در صورت لزوم بايد واژه ها را در عناوين مقوله ها تغيير دهد يا مقوله هاي جديد اضافه كند تا با گفته ها بهتر تناسب پيدا نمايد و بتواند شامل گفته هايي شود كه درباره شان ترديدي وجود دارد يا جز پاسخ هاي اصلي محسوب نشده اند.

8. لازم است پژوهشگر مقوله هاي هر سؤال را در يك جدول تحليل - شبيه جدول شماره 5 - وارد كند. عناوين مقوله ها در بالا و نام يا رمزهاي پاسخ دهندگان در كنار آن نوشته شود. سپس در هر خانه، آنچه پاسخ دهندگان گفته اند يا بخشي از آنها را وارد كند. اين كار در مرحلة بعد، كه بايد شرح گفته هاي مصاحبه شوندگان به تفصيل نوشته شود، به يافتن جاي گفته هاي مربوط به هر مقوله كمك مي كند.

با انجام فعاليت هاي ذكر شده، محتواي آشكار متن ها تحليل و توصيف مي شود. اكنون پژوهشگر براي تحليل معناي واقعي آنچه افراد گفته اند، بايد آنچه را افراد دربارة هر مقوله با شيوه هاي گوناگون بيان كرده اند، در كنار يكديگر قرار دهد تا معناي پنهان آنچه مصاحبه شوندگان گفته اند درك شود. اين كار هنگامي كه افراد از واژه هاي گوناگون و شكل هاي متفاوت بيان براي گفتن يك موضوع استفاده كرده اند، كاري مشكل است (پيوست5).

هر كس هنگام تحليل، ممكن است از عنوان مقوله ها و گفته هاي مصاحبه شوندگان، استنباط متفاوتي داشته باشد و حتي ترجيح هاي خود را نيز دخالت دهد. در نتيجه، ممكن است مقوله ها اشتباه به كار گرفته شود. براي ممانعت از آن، پژوهشگر (تحليل گر) پيش از شروع تحليل، بايد شالودة اساسي استنباط خود را به وضوح مشخص كند.

كار ديگري كه لازم است پژوهشگر انجام دهد، استفاده از مرور همّت (peer-review) است. منظور اين است كه پژوهشگر از فرد ديگري كه از نظر مهارت با او برابر يا بالاتر است، كمك بگيرد؛ متن پياده شده علامت گذاري نشده اي را در اختيار او قرار دهد، ماهيت پژوهش را براي او تبيين كند و از او بخواهد گفته هاي اساسي را برجسته كند. سپس آنها را با تحليل خود مقايسه نمايد. اگر همتا گفته هايي را برجسته نكرده، اما پژوهشگر آن را به عنوان گفتة اساسي مشخص ساخته است و بعكس، جاي تأمّل وجود دارد (گيلهام، 2000، ص 70-73).

البته زماني كه پژوهشگر با رويكرد نظرية زمينه اي رمزگذاري را انجام مي دهد رمزها را براساس معناي مورد نظر مصاحبه شوندگان تعريف مي كند. در نتيجه، هنگام خواندن هر خط يا بند، از خود مي پرسد: منظور يا احساس مصاحبه شونده چيست و سپس پاسخ را در يك لغت يا اصطلاح خلاصه مي كند. هر گاه در حين مرور ساير متن ها، متوجه شود مصاحبه شوندگان برداشت متفاوتي بيان كرده اند، ممكن است ايدة پژوهشگر دربارة معناي مقوله تغيير كند. در نتيجه، مجبور به رمزگذاري دوباره به منظور هماهنگ كردن يافته هاي خود شود (روبين و روبين، 2005، ص 250).

بزرگ ترين فايدة تحليل موشكافانه اي كه پژوهشگر تا اين مرحله انجام داده اين است كه يافته هاي اساسي و جزئياتي را كه بر حسب مقوله ها دسته بندي شده، در اختيار او قرار مي دهد. براي انجام تحليل نهايي، همان گونه كه گيلهام توصيه مي كند (گيلهام، 2000، ص 73)، پژوهشگر نياز به يك توقف قريب يك هفته اي دارد؛ زيرا در پايان اين زمان، مي تواند با ديدي تازه و ذهني سازمان يافته تر، به اطلاعات بازگردد و به نوشتن شرح مفصل و تفسير اظهارات و وقايع بپردازد. در اين مرحله، براي نوشتن بخش تفسيري مطالعه، پژوهشگر ممكن است بخواهد يك نظريه را گسترش دهد و يا نظرية زمينه اي را ارائه دهد. بنابراين، بايد فكر كند و تصميم بگيرد چگونه نتايج به دست آمده را درون يك نظريه جامع در كنار يكديگر قرار دهد. براي ربط دادن مفاهيم با يكديگر، از چند شيوه مي تواند استفاده كند.

يك شيوه استفاده از الگوي سؤال ها است كه طي مصاحبه ها تهيه شده و نشان دهندة ايدة پژوهشگر دربارة موضوع پژوهش است. دومين شيوه بررسي مصاحبه ها با دقت بيشتر براي يافتن اين موضوع است كه چطور مصاحبه شوندگان موضوعات اساسي را با يكديگر ربط داده اند؟ سومين شيوه مطالعة ادبيات منتشر شده است كه نه تنها مفاهيم اساسي بلكه نحوة ربط دادن آنها را نيز به پژوهشگر نشان مي دهند. چهارمين شيوه آن است كه پژوهشگر براساس نظريه اي كه در ذهن دارد، در اين باره كه مفاهيم و موضوعات چگونه مي توانند با يكديگر مرتبط باشند، تصميم بگيرد. سپس به ايده هاي خود بازگردد و ببيند آيا چنين ارتباطي در آنها قابل مشاهده است يا خير؟ با انتخاب يكي از شيوه ها، پژوهشگر بايد به ربط دادن نتايج به دست آمده اقدام كند. او ممكن است از داده ها فراتر رود، مفاهيمي را به دليل كمبود شواهد كنار بگذارد و برخي را تغيير دهد و برخي ديگر را تركيب كند.

بنابراين، در نوشتن گزارش، پژوهشگر تنها به بازتوليد گفته ها و توضيح فرايندها نمي پردازد، بلكه او بايد توضيح يا توصيف قابل فهمي را فراهم كند، در حالي كه شواهد كافي براي بحث هاي نظري خود فراهم مي سازد (روبين و روبين، 2005، ص 240-245). براي اين منظور، در شرح مفصل داده هاي مصاحبه، لازم است پژوهشگر به ربط دادن و جمع بندي عقايد و نظرهاي مصاحبه شوندگان همراه با ذكر نقل قول هاي مستقيم و غيرمستقيم بپردازد (پيوست 6).

براي تهية اين گزارش توجه به چند نكته ضروري است:

اول. لازم نيست تمام گفته هاي مربوط به يك مقوله نقل شود، بلكه فقط بايد مجموعه اي از پاسخ هاي متنوع به عنوان نمايندة تمام گفته ها ذكر شود. البته اگر گفته هاي متفاوتي وجود دارد بايد براي ارائة دقيق ديدگاه ها اضافه شود. برخي از پاسخ دهندگان يك نكتة مشابه را به شيوه اي واضح تر، پر شورتر، يا به طرزي متفاوت با ديگران بيان كرده اند. اين گفته ها براي نقل قول مستقيم متناسب تر است. در مجموع، نقل قول هاي انتخاب شده بايد تصوير منسجمي از موضوع مورد نظر ارائه دهد. در ذيل هر عنوان فرعي، بايد يك يا دو بند مقدماتي ارائه گردد و سپس به گفته هاي مصاحبه شوندگان پرداخته شود. البته ربط دادن ميان آنها ضروري است. در صورت لزوم، او مي تواند دو يا چند نقل قول را، كه به يك نقطه نظر اشاره دارند، پشت سر هم بياورد.

دوم. براي رعايت اصل محرمانه ماندن، پژوهشگر بايد از ذكر نام مصاحبه شوندگان خود داري كند و به جاي آن، به هر يك از آنها رمزي اختصاص دهد و در هر جا به نظر آنها اشاره مي كند از اين رمز استفاده نمايد. پژوهشگر مي تواند با ذكر مشخصات مهم پاسخ دهندگان، مانند نوع مدرك، محل تحصيل، رشتة تحصيلي، سابقة خدمت، محل خدمت (پيوست 7) و زمان اجراي مصاحبه به خواننده اطمينان دهد كه اطلاعات جديد بوده و فرد مذكور دربارة موضوع مورد نظر اطلاعات كافي داشته كه نتيجة آن ايجاد اعتماد به داده هاي مصاحبه است.

سوم. خطري كه در اينجا وجود دارد تأثير عمدي يا غيرعمدي تعصب هاي پژوهشگر در انتخاب نقل قول هاست. او بايد تا حد ممكن، آن را كنترل كند. روش اساسي اين كار آن است كه پژوهشگر هنگامي كه گفته اي را نقل مي كند، در جدول مقوله ها، جلويش علامت بگذارد. پس از نوشتن شرح مفصل گفته هاي مربوط به هر مقوله، تمام گفته هاي نقل شده و نشده را به منظور بررسي دلايل خود در انتخاب يا عدم انتخاب، به دقت بررسي كند. همچنين توجه داشته باشد كه ممكن است نكات ظريف يا اختلاف هاي جزئي وجود داشته باشد كه فقط با يك يا دو نقل قول نمي توان آنها را نمايان كرد (گيلهام، 2000، ص 76-79).

چهارم. يكي از راه هاي نشان دادن انواع نظرهاي ذكر شده و تفسير آنها ذكر تعداد و درصد مصاحبه شوندگاني است كه ديدگاه مورد نظر را دارند و يا مخالف آن هستند. گاهي در ميان گفته ها، تصوير پيچيده اي از موضوع وجود دارد. ازاين رو، بايد الگويي از گفته هاي مصاحبه شوندگان نيز به شكل جدول يا نمودار تهيه شود.

دربارة تعداد نقل قول ها، گيلهام توجه به دو نكته را توصيه مي كند: اول آنكه اگر همه يا بيشتر مصاحبه شوندگان به نكتة اساسي مشابهي اشاره كرده اند، اين اشتراك بهتر است به وسيلة طيفي از نقل قول ها نشان داده شود؛ زيرا ذكر يك نقل قول، اين پيام را به همراه دارد كه اين فقط نظر يك نفر است.

دوم آنكه اگرچه افراد ممكن است تقريباً چيز مشابهي را مطرح كنند اما اختلاف هاي جزئي در ديدگاه ها و تفاوت هاي ظريف و مهم در جزئيات فقط مي تواند به وسيلة ذكر مجموعه اي از نقل قول ها آشكار شود (گيلهام، 2000، ص 77).

مزايا، معايب و انتخاب روش تحليل در مصاحبه

هر يك از روش هاي تحليل داده هاي مصاحبه مزايا و معايبي دارد و در آن محقق هدفي را دنبال مي كند. هنگامي كه محقق داده هاي مصاحبه را به صورت كمّي تحليل مي كند درصدد يافتن پاسخ سؤال ها يا فرضيه هايي است كه از قبل تعيين شده. مزيّت اين نوع تحليل آن است كه روش هاي آماري نه تنها براي دقت بخشيدن و تلخيص دقيق يافته ها، بلكه براي اصلاح كيفيت تفسير و استنتاج به كار مي رود و امكان تعميم نتايج به دست آمده از مصاحبه شوندگان به جامعه اي را كه اين افراد از آن انتخاب شده اند، به وجود مي آورد (هولستي، 1373، ص 229). با وجود اين مزيّت، در تحليل كمّي، غالباً موضوعات پيچيده به صورت سطحي بررسي مي شود. علاوه بر اين، محقق بايد بتواند مفاهيم را به گونه اي تعريف عملياتي كند كه بيشترين ارتباط را با هدف هاي تحقيق داشته باشد؛ اما به كار بردن همين تعاريف به نحو يكسان درخصوص اظهارات همة مصاحبه شوندگان كار آساني نيست. از سوي ديگر، مصاحبه گر با پرسيدن سؤال هاي يكسان از همة مصاحبه شوندگان و با نسبت دادن نيت يكسان به همة مصاحبه شوندگاني كه نظر خاصي مي دهند موظف به اجراي اين شرط لازم در تحليل كمّي است (ببي، 1384، ص 569). از اين رو، درك كامل ديدگاه ها و افكار و انديشه هاي افراد امكان پذير نيست.

در تحليل ساختاري گفته هاي مصاحبه شوندگان، محقق درصدد شناسايي ترتيب و توالي الگوهاي گفتاري و مقدار تكرار آنهاست. داده هاي اين مصاحبه ها ممكن است نشان دهندة پيام هاي بين فردي باشد كه الزام هاي عملي و نظري را به وجود مي آورد (گال و همكاران، 1383، ص990). رمزگذاري و مقوله بندي در اين تحليل مي تواند شامل تحليل پيام هاي آشكار و پنهان باشد. رمزگذاري پيام هاي آشكار با تحليل كمّي مشابه است. در اين تحليل، واژه ها يا كلماتي كه داراي مفهومي مشابه هستند تحت عنوان يك مقوله شمارش مي شوند.

مزيّت اين نوع تحليل آن است كه چون بيشتر جنبة كمّي دارد، تأثيرگذاري ذهن يا شخصيت پژوهشگر (تحليل گر) به حداقل مي رسد. مزيّت ديگر آن، سادگي كار تحليل، اندك بودن هزينه، و صرف وقت كمتر در آن است (فرخزاد، 1384، ص 284-286). پايايي در رمزگذاري مزيّت ديگري است كه به خوانندة گزارش پژوهش امكان مي دهد دقيقاً بفهمد مفهوم مورد نظر چگونه سنجيده مي شود.

اما نقطة ضعف اين روش اعتبار آن است؛ زيرا اين ادعا كه همة مصاحبه شوندگان از واژه هاي مورد نظر يك مفهوم را در نظر دارند، به نوعي بررسي غني تر و عميق تر از شمارش تعداد تكرار يك يا چند واژه نياز دارد. اگر پژوهشگر بخواهد پيام هاي پنهان يا معنايي را كه در پشت كلمه ها نهفته است بررسي كند، تنها بررسي روابط ظاهري واژه ها كافي نيست، بلكه بايد چندين بار متن پياده شدة مصاحبه ها را مطالعه نمايد تا بتواند ادعا كند معناي مورد نظر مصاحبه شوندگان همان چيزي است كه استنباط شده است؛ به ويژه آنكه اگر چند نفر كار مقوله بندي را انجام دهند ممكن است هر يك از آنها تعاريف يا معيارهاي متفاوتي را به كار گيرند (ببي، 1384، ص 655). بهترين راه حل براي اين مسئله آن است كه از هر دو روش تحليل پيام هاي آشكار و پنهان استفاده شود. ميزان همخواني نتايج به دست آمده از طريق هر دو تحليل، اعتبار نهايي يافته هاي مصاحبه را افزايش مي دهد.

در تحليل تفسيري، مصاحبه گر به دنبال تحليل داده هاي مصاحبه هاي بدون ساختار به عنوان ابزاري براي بررسي عميق ديدگاه مصاحبه شوندگان است. هدف او توسعة يك نظريه يا ارائة نظرية زمينه اي است كه در درون گفته هاي مصاحبه شوندگان وجود دارد. بنابراين، او با تحليل داده هاي مصاحبه درصدد است تا براي مسئلة پژوهش فرضيه اي كلي ارائه دهد. سپس در جست وجوهاي بعدي خود درصدد است مواردي را بيابد كه با فرضية اول در تضاد است و براساس آنها، تصمم بگيرد كه از آن فرضيه چشم بپوشد يا آن را جرح و تعديل كند. اين فرايند، كه چارماز (Charmaz) آن را تحليل استقرايي مي نامد، براي يافتن الگوها و روابط ميان متغيّرها از توصيف فراتر مي رود (چارماز، 2002، ص 688). خطري كه در اين شكل از تحليل وجود دارد آن است كه پژوهشگر براي حمايت از فرضيه اي كه پديد مي آيد ممكن است داده هاي مصاحبه را غلط دسته بندي كند و براساس آن، به نتيجه اي غلط دست يابد. براي پرهيز از اين خطا، مي تواند از فنون يا راهبرد هايي كمك بگيرد؛ از جمله اينكه از كساني كه در طرح تحقيق شركت نداشته اند بخواهد تفسيرهاي تحليلي پژوهشگر را با دقت بخوانند تا ببينند كه آيا با پژوهشگر موافقند يا نه؟ و سرانجام، آنچه را با فرضية پژوهشگر هماهنگ نيست در گزارش پژوهش ذكر كند (هومن، 1385، ص 160؛ ببي، 1384، ص 559). اين نوع تحليل وقت گير است و نياز به مهارت، دقت و خلاّقيت دارد و لازم است پژوهشگر تازه كار در اين زمينه، نزد افراد متخصص آموزش ببيند و در حين تحليل، از راهنمايي آنها استفاده كند (سيل، 1999، ص 202؛ وايليس، 2007، ص 183).

با نگاهي به موارد مذكور، مي توان گفت: هنگام استفاده از مصاحبه نيز مانند ساير ابزارهاي جمع آوري داده ها، پژوهشگر به دنبال كشف سازه ها، مفاهيم، مضامين و ويژگي هاي برجستة يك موضوع و پي بردن به الگوهاي علّي يا رابطه هاست. در تحليل كمّي و ساختاري، سازه ها يا متغير هاي مورد نظر پژوهشگر بر حسب بودن يا نبودن در گفته هاي مصاحبه شوندگان شمارش و مطالعه مي شود. چنانچه يافته هاي مربوط به يك متغير در تمام موارد به صورت منظم همگام با اعداد مربوط به متغيرهاي ديگر تغيير كند پژوهشگر مي تواند به اين نتيجه برسد كه بين متغيرها ارتباطي علّي وجود دارد. در اين تحليل ها به عقيدة گال و همكارانش استنباط غالباً كمّي است (گال و همكاران، 1383، ص 655). بعكس، در تحليل تفسيري، پژوهشگر با بهره گيري از ساختار معنايي، داده ها را تفسير مي كند (همان، ص 989).

هر پژوهشگر با توجه به مزايا و معايب ذكر شده، همچنين اولويت، رويكرد و اهداف پژوهش، بايد تصميم بگيرد از كدام يك از شيوه هاي تحليل براي بررسي يافته هاي مصاحبه هاي انجام شده استفاده كند. به عقيدة برخي از صاحب نظران بهترين كار آن است كه تحليلگر از سه روش مذكور همراه با يكديگر استفاده كند. همان گونه كه ايشان تأكيد مي كنند نبايد تصور كرد كه تحليل تفسيري موجب كسب بينش و بصيرت عميق مي شود، و در مقابل، تحليل كمّي يا ساختاري سطحي بوده و تنها روشي براي تأييد يا عدم تأييد فرضيه ها يا يافتن پاسخ سؤال هاست. ميان اين روش ها ارتباطي دروني وجود دارد و استفادة تركيبي از آنها موجب مي شود معايب يك روش با مزاياي روش ديگر جبران گردد (هولستي، 1373، ص 90).

قابليت اعتماد داده هاي مصاحبه

برخي از صاحب نطران معتقدند: در پژوهش هاي كيفي نيز مانند پژوهش هاي كمّي، محققان براي نشان دادن صحّت يافته هاي خود، بايد براي افزايش اعتبار و پايايي داده ها، روش هايي را كه محققان كمّي استفاده مي كنند، به كار گيرند (سيل، 1999، ص 59).

در مقابل، برخي ديگر چنين ديدگاهي را رد كرده، تأكيد دارند: محققان كيفي اصل فرا اثبات گرايانة واقعيت چندگانه را پذيرفته اند؛ به اين معنا كه افراد متفاوت ادراك متفاوتي دربارة جهان دارند. محققان كيفي درصدد تسهيل بيان اين ادراكات و تحليل تفسير گونه برداشت هاي شخصي از واقعيت هستند.با وجود اين، اعتبار و پايايي اين ادراك ها و تحليل آنها نيز همواره مورد سؤال قرار مي گيرد و محققان كيفي بايد براي نشان دادن آنها، شيوه هاي متناسب با اين رويكرد را به كار گيرند (سيل، 1999، ص 45).

برخي از افراد از اين هم فراتر رفته، تأكيد دارند محققان كيفي درصدد هدايت پژوهشي قابل تعميم و قابل تكرار نيستند، بلكه درصدد ارائه تبيين هاي جديد از يك نظريه و يا ارائة نظرية زمينه هستند. بنابراين، براي پژوهش هاي كيفي، چنين معيارهايي لازم نيست. از نظر اين صاحب نظران، آنچه در پژوهش هاي كيفي بايد مورد توجه قرار گيرد قابليت اعتماد يا صحت داده هاست (سيل، 1999، ص 143؛ گال و همكاران، 1383، ص 655).

با توجه به مطالب مذكور، در مصاحبه هايي كه در پژوهش هاي كمّي انجام مي شود و يافته هاي آنها غالباً تحليل كمّي و ساختاري مي شود، محقق ملزم به رعايت عينيت پژوهش و افزايش پايايي و اعتبار داده هاست. پايايي عبارت از ميزان قابليت تكرار مصاحبه است. پايايي در حين اجراي مصاحبه با استفاده از راهبردهايي مانند آموزش مصاحبه گرها براي اطمينان از قابل مقايسه بودن شكل و نحوة پرسيدن سؤال ها و تهية راهنماي مصاحبه، كه در آن سؤال ها و پاسخ هاي انتخاب شده ثبت گرديده است، تحقق مي يابد (ممون و بال، 1999، ص 96-97).

در تحليل داده هاي مصاحبه نيز پايايي با مهارت، بصيرت و تجربة رمزگذاران، صراحت مقوله ها و قواعد رمزگذاري و ميزان مبهم نبودن اطلاعات مرتبط است؛ زيرا ماهيت اطلاعات معمولاً خارج از كنترل پژوهشگر است. امكان تكرار به پايايي رمزگذاران، مقوله ها يا هر دوي آنها بستگي دارد. تحقق پايايي رمزگذاري، كه حدود توافق تحليل گران را در رمزگذاري نشان مي دهد، مستلزم آموزش دادن آنهاست. هنگامي كه چند تحليل گر كار رمزگذاري مقوله ها را انجام مي دهند، پيش از شروع رمزگذاري اصلي، لازم است پژوهشگر درصد توافق ميان آنان را اندازه گيري كند و تحليل گراني را كه با ديگران اختلاف نظر دارند كنار بگذارد. البته چنين اقدامي بايد با احتياط و تنها پس از تشخيص دلايل اين اختلاف انجام شود؛ زيرا ممكن است چنين فردي نسبت به عناصر مهمي در اطلاعات حساس باشد كه ديگران از آن غافلند.

پايايي مقوله بستگي به توانايي تحليل گر در تنظيم مقوله هايي دارد كه مدارك تجربي موجود براي آنها به اندازه كافي روشن است، به گونه اي كه رمزگذاران با صلاحيت به اندازة كافي دربارة تعلق يا عدم تعلق مجموعه اي خاص از گفته هاي مصاحبه شوندگان به مقوله هاي مورد نظر توافق داشته باشند. انجام پيش آزمون مقوله ها در نمونه اي از يادداشت هايي كه قرار است رمزگذاري شود، پژوهشگر را در تعيين كاستي صراحت مقوله ها ياري مي رساند (هولستي، 1373، ص 219-220).

در مصاحبه هاي باز و عميق كه با رويكرد كيفي انجام مي شود و يافته هاي آنها تفسيري به صورت مي شود، اعتبار و پايايي معناي متفاوتي پيدا مي كند، زيرا مصاحبة كيفي الزاماً يك تعامل از طريق گفت وگوست كه وابسته به موقعيت و موقتي است و ماهيت ارتباط ايجاد شده نمي تواند به طور دقيق، توسط ديگران دوباره ايجاد شود (ممون و بال، 1999، ص 96-97).

علاوه بر اين، در اين مصاحبه ها، ذهنيت نقش برجسته اي دارد. نه تنها مصاحبه شونده در آنچه مي گويد برداشتي از خود را منعكس مي كند، بلكه زمينه، عواطف، ادراكات، ارزش ها و جهت گيري هاي پژوهشگر آنچه را مي بيند و آنچه را مي شنود چگونگي نتيجه گيري اش را تحت تأثير قرار مي دهد. او بيش از آنكه ذهنيت را پنهان كند، آن را بررسي و محل آن را در تحليل هاي خود مشخص مي سازد. بنابراين، دربارة اينكه آيا مصاحبه ها قابل تكرار و نتايج قابل تعميم هستند، جاي شك و ترديد وجود دارد و اين پژوهشگران بايد از فنوني كه در تحقيق هاي كيفي براي نشان دادن قابليت اعتماد و صحت يافته ها به كار گرفته مي شود، استفاده كنند. بخشي از اين فنون عبارت است از:

فنون تحقيق كيفي

الف. سه سوسازي يا چند جانبه نگري: چند جانبه نگري عبارت از يافتن منابع چندگانه براي تأييد يافته هاي مصاحبه است. منطق اين روش آن است كه نتايج به دست آمده از يك منبع غالباً موجب تقويت نتايج به دست آمده از منابع ديگر مي شود و بدين سان، مي توان داده هاي معتبر تري فراهم كرد (وايليس، 2007، به نقل از: دنزين ص 183). استفاده از سه گروه متفاوت از داده ها، كه از طريق مجموعه اي از روش ها مثل مصاحبه، مشاهده و بررسي تاريخچة زندگي به دست آمده، جمع آوري اطلاعات با استفاده از مصاحبه با سه گروه متفاوت از مصاحبه شوندگان يا انجام مصاحبه ها در سه موقعيت گوناگون از جمله روش هاي سه سوسازي است. هنگامي كه پژوهشگر از اين راهبرد استفاده مي كند بايد دربارة تمام منابعي كه براي جمع آوري داده ها به كار برده است توضيح دهد (وايليس؛ 2007، به نقل از: بوگدان و بيك، ص 184).

ب. اعتبار يابي يا بازبيني توسط مصاحبه شوندگان: اين روش عبارت است از بررسي صحّت يافته هاي پژوهش توسط مصاحبه شوندگان به منظور تعيين آنكه آيا اين پژوهش به شكل صحيح ديدگاه هاي آنان را دربارة موضوع پژوهش تحت پوشش قرار مي دهد يا نه؟ محقق براي تأمين اين اعتبار، مي تواند از فنوني استفاده كند: مانند اعتباريابي مقوله بندي محقق از طريق استناد به توصيف هاي مصاحبه شوندگان دربارة مقوله ها و اعتباريابي تحليل محقق از طريق درخواست از مصاحبه شوندگان تا به شكل جمعي به بحث دربارة تحليل هاي محقق بپردازند (سيل، 1999، ص 73؛ وايليس، 2007، ص 196).

ج. مرور همتا: با استفاده از اين راهبرد، پژوهشگر طي انجام پژوهش، به منظور فراهم كردن نقدي دربارة شيوه هاي به كار گرفته شده و بررسي نتايج و صحت آنها، از ساير محققان كمك مي گيرد؛ از آنها مي خواهد تا به بررسي يادداشت ها، مقوله بندي انجام شده با استفاده از فهرست مقوله ها و تحليل هاي رايانه اي كه در حين پژوهش انجام شده است، بپردازند. همچنين نتايج اعتباريابي هاي انجام شده با استفاده از سه سوسازي، تصميم هاي مربوط به انتخاب فنون نمونه گيري، توصيف ضرورت طرح و مانند آن را، كه در گزارش پژوهش توضيح داده شده است، را بررسي كنند (سيل، 1999، ص 144-145). آن گاه پيشنهادهاي آنها را دربارة نحوة انجام مصاحبه ها يا نحوة ارائة نتايج و ادراكات محققاني كه داراي ديدگاه هاي متفاوت با ديگران هستند مطالعه كند و تصميم بگيرد كدام بخش از ديدگاه هاي ايشان را در پژوهش دخالت دهد.

د. توضيح شيوه يادداشت برداري و انجام پژوهش: يك روش براي كمك به ايجاد اطمينان عبارت از توضيح چگونگي دنبال كردن مراحل پژوهش و تهيه يادداشت هاست. يادداشت هاي همراه با فكر يا يادداشت هايي كه در آنها پژوهشگر افكار خود را هنگام جمع آوري و تحليل داده ها ثبت كرده باشد، به خواننده اجازه مي دهد تا دريابد كه محقق چگونه به نتايج خود دست يافته است. بنابراين، لازم است پژوهشگر چگونگي كار خود را از جمع آوري داده هاي خام، چگونگي شكل گرفتن فرضيه ها و ايده ها، زمان ظهور آنها، داده هايي كه براي حمايت از آنها استفاده كرده است، چگونگي تجديد نظر، و توسعه يافتن آنها را توضيح دهد.

ه. تهيه گزارش مفصل نتايج: در تحليل تفسيري، با توجه به اين اصل كه معناها برخاسته از موقعيت هستند، هر يك از نتايج بايد همراه با موقعيت، به طور كامل در نظر گرفته شود و خوانندة پژوهش توجهي خاص به موقعيت داشته باشد. بنابراين، لازم است جزئيات موقعيت پژوهش در گزارش توضيح داده شود. البته توجه به اين نكته ضروري است كه توضيح موقعيت به ساير محققان كمك مي كند نتايج به دست آمده را درك كنند و دربارة صحت آنها قضاوت كنند، اما نمي تواند به آنان كمك كند در محيطي مشابه پژوهش حاضر كار كنند و نتايجي كاملاً مشابه به دست آورند؛ زيرا انسان ها همواره رفتارهايي غيرقابل پيش بيني دارند (وايليس، 2007، ص 220-223).

نتيجه گيري

مصاحبه يكي از اساسي ترين فنون يا ابزارهاي جمع آوري داده هاست كه در آن مصاحبه گر با بررسي عميق ادراك ها، نگرش ها، علايق و آرزوهاي مصاحبه شوندگان، داده هاي متناسب با هدف هاي تحقيق را جمع آوري مي نمايد، آنها را توصيف كرده، سپس تبيين مي كند يا توضيح مي دهد. پژوهشگران داده هاي مصاحبه را براساس ميزان سازمان يافتگي، هدف، نوع و رويكرد پژوهش، با سه روش تحليل كمّي، تحليل ساختاري و تحليل تفسيري تجزيه و تحليل مي كنند. هر يك از اين روش ها داراي مزايا و معايبي است. هر پژوهشگر بايد با توجه به آنها و براساس رويكرد، اهداف و اولويت هاي پژوهش خود، از ميان آنها يكي را انتخاب كند. علاوه بر دقت در انجام مراحل مصاحبه و انتخاب روش تحليل، محقق براي افزايش اعتبار و پايايي داده هاي مصاحبه، بايد از فنون و روش هايي كه ساير محققان كمّي يا كيفي به كار مي گيرند استفاده كند.

در سال هاي اخير، فوايد مصاحبه به عنوان يك روش و ابزار پژوهش، محققان و دانشجويان كارشناسي ارشد و دكتري در تمام رشته ها، به ويژه علوم اجتماعي و علوم تربيتي، را علاقه مند استفاده از آن نموده است. اما به دليل وجود برخي از مشكلات، بيشتر يافته هاي مصاحبه ها از اعتبار و پايايي كمّي برخوردار است و در نتيجه از صحت و قابليت اعتماد بالايي برخوردار نيست. در ساير كشورها، علاوه بر توجه به آموزش شيوه هاي تحليل و تهية كتاب و مقاله در اين زمينه، با هدف تسهيل تجزيه و تحليل يادداشت هاي مصاحبه و افزايش ميزان دقت، تا كنون نرم افزارهاي رايانه اي متعددي براي تحليل داده هاي كيفي طراحي شده است و محققان از آنها براي تحليل داده هاي مصاحبه استفاده مي كنند. اما هنوز نرم افزار كامل و تخصصي كه بتوان متون فارسي را با آن تحليل نمود، در دسترس نيست (يماني و همكاران، 1386، ص 434).

البته بايد توجه داشت اين نرم افزارها اگرچه موجب سرعت عمل در مقوله بندي و تحليل داده ها مي شود اما تعيين معناي مقوله ها، جست وجوي مضامين و روابط ميان گفته هاي مصاحبه شوندگان و تصميم درباره نتايج نهايي بر عهدة پژوهشگر است و صحت آنها مشروط بر آشنايي پژوهشگر با اصول و انواع روش هاي تجزيه و تحليل داده هاي مصاحبه و تبحّر در آنهاست. با توجه به اينكه در اين زمينه تلاش هاي كمي انجام شده، لازم است دو اقدام اساسي صورت گيرد:

اول آنكه بايد متخصصان و پژوهشگران با كمك يكديگر، نرم افزار پيشرفته اي كه بتوان داده هاي كيفي به زبان فارسي را با كمك آن تحليل نمود طراحي كنند تا استفاده از آن در ميان پژوهشگران فارسي زبان رايج شود (همان).

دوم اينكه براي درك عمليات انجام شده توسط نرم افزار، لازم است منابعي براي آموزش و تسلط محققان بر انجام تحليل به صورت دستي تهيه شود تا منطق پنهان در تجزيه و تحليل رايانه اي را درك كنند و در نتيجه، تفسيرهاي قابل اعتمادي ارائه دهند.


پيوست ها

پيوست1: براي مثال، در راهنماي مصاحبه كوهن و مانين (1986، ص 312) سئوال زير آمده است:

كار در منزل، براي دانش آموزان بين 11 تا 16 سال، بايد داوطلبانه باشد؟ موافقم¨ مخالفم¨ نظري ندارم¨

پيوست2: نمونه اي از تحليل تشابه ......آلن ميلبرن (Alan Milburn ) مسؤول بخش بهداشت طرحي را پذيرفت كه به بخش خصوصي اجازه مي داد، سرپرستي بيمارستان هايي كه موفق نبوده و با نارضايتي مسئولين و كاركنان خود مواجه هستند، بر عهده بگيرند. موافقت آقاي ميلبرن باعث شد ضعيف ترين بيمارستان هاي انگلستان مجهز شده و به عنوان بيمارستان هايي كه آماده ارائه خدمات هستند، براي اولين بار به بيماراني كه از تمام نقاط ايالت براي درمان به آنجا فرستاده مي شدند، خدمات ارائه دهند.

اين طرح به بخش خصوصي، افراد خير و دانشگاه ها اجازه داد مديريت بيمارستان هاي ضعيف از نظر عملكرد را بر عهده بگيرند. مسئولان ايالت هم اين طرح را فرصتي تلقي كردند كه اجازه مي داد برخي بيمارستان ها كاركنان مورد نياز خود را از ساير مناطق ايالت استخدام كنند. سرپرست بيمارستان يونسيون(Unison) اظهار داشت اگر مديراني كه از بخش خصوصي آمده اند روند متفاوتي را براي پرداخت دستمزد به كار نگيرند، مشكل پرداخت دستمزدي كه اكنون در بخش راه آهن وجود دارد مي تواند به بيمارستان هاي ايالت نيز گسترش يابد.....( ويلكينسون و بيرنينگهام، 2003، كتاب استفاده از ابزارهاي پژوهش: راهنمايي براي محققان، ص180).

پيوست 3: مثالي از استخراج مقوله ها از متن نوشتاري

در پژوهشي سؤال اساسي تحقيق عبارت است از: تا چه اندازه تأسيس رشته آموزش علوم در سطح كارشناسي ارشد در كشور ضروري است؟. پژوهشگر اظهارات مصاحبه شوندگان در پاسخ به اين سئوال را مرور كرده و شش مقوله شامل موارد زير را استخراج نموده است: 1. نبود نهاد آكادميك رسمي براي تربيت معلمان علوم؛ 2. عدم آشنايي متخصصان فعلي آموزش علوم با شيوه هاي ياددهي – يادگيري علوم؛ 3. ماهيت چند بعدي آموزش و نياز به تربيت متخصصان آشنا با آموزش علوم مورد نياز در سطوح مختلف؛ 4. تربيت معلمان و مربيان آموزش علوم به عنوان پژوهشگر؛ 5. گسترش آموزش عمومي و 6. ضرورت توجه به آموزش هاي موضوعي به عنوان رشته هاي درسي (سلطاني، 1384، پايان نامه كارشناسي ارشد، دانشگاه اصفهان)

پيوست 4: نمونه اي از كمك ديگران در مقوله بندي

1- يك دانشجوي دكتري همه مصاحبه هاي پياده شده را مطالعه و هشت مقوله استخراج نمود.

2- فرد ديگري نمونه اي از مصاحبه هاي پياده شده را مطالعه و ده مقوله استخراج كرد.

3- چهار فرد صاحب نظر در موضوع پژوهش، ده مقوله تدوين شده را به سيزده مقوله افزايش دادند.

4- چهار فرد مذكور با استفاده از مقوله بندي سيزده موردي خود، چهار مصاحبه پياده شده را تجزيه و تحليل نمودند. در اثر اين مطالعه، چند اصلاحيه كوچك روي اين مقوله ها انجام گرفته و يك مقوله نيز با عنوان ساير براي گفته هاي متفرقه، تدوين كردند.

بعد از انجام مراحل مذكور، تحليل مصاحبه ها براساس مقوله بندي مرحله چهارم انجام شد (گال و همكاران، 1383، كتاب روش هاي تحقيق كمي و كيفي در علوم تربيتي و روانشناسي، ص 554-553).

پيوست 5: نمونه اي از توجه به محتواي آشكار و پنهان

پژوهشگري براي تحليل مصاحبه هاي شغلي انجام شده با افراد جوان بيكارمقوله نگرش افراد جوان درباره كارفرمايان بالقوه را انتخاب كرد. گفته هاي مربوط به اين مقوله عبارتند از:

ـ شما مي توانستيد به من بگوييد كه خوش قيافه و جذاب نيستم. اين موضوع را صدها بار به من گفته اند...

ـ به موقع آنجا بودم... مدتها منتظر ماندم... سپس فردي از دفتر بيرون آمد و گفت خانم ايلان در جلسه است. آيا شما مي توانيد در وقت ديگري مراجعه كنيد؟

آنها به نامه من فورا جواب دادند...يك نامه مودبانه... با من مصاحبه كردند. آنها گفتند كه در صورت موافقت با مناسب بودن پشما به شما زنگ خواهيم زد...( گيلهام، 2000، كتاب پژوهش مصاحبه اي، ص 69).

پيوست 6: نمونه اي از شرح مفصل گزارش مطالعه انجام شده پيرامون مادران تنها به وسيله بورگز(Burghs) و براون (Brown)

عنوان مقوله: كمك ديگران

يكي ديگر از منابع كمكي كه مادران تنها نام بردند مركز خانواده محلي(Local Family Center) است. در اين مركز چند مادر در يك خوابگاه زندگي مي كنند. تجارب چند تن از مادران درباره اين عمل به شرح زير است:

من كاملا خوشبخت بودم... با اينكه از سوي خانواده ام حمايت نمي شدم... من در خوابگاهي زندگي مي كردم كه چند مادر جوان در آنجا بودند. ما همه با يكديگر زندگي مي كرديم... آنهاخيلي به من كمك مي كردند....

چهار مادر نيز به طور خاص به كمك از سوي مادر دوستان فرزندانشان اشاره كردند. دو نفر از آنها در مورد كمكي كه خود دوستان فرزندانشان به آنها مي كردند صحبت كردند. پدربزرگ ها، مادربزرگ ها و دوستان نيز گاهي به عنوان منابع كمك هاي دريافت شده از سوي ديگران نام برده شدند:

..... من دوستان زيادي دارم و آنها به من كمك مي كنند... مادرم، عمه ام و خاله هايم مي آيند و او را بيرون مي برند و كارهايي مثل اين (گيلهام، 2000، كتاب پژوهش مصاحبه اي، ص 72).

پيوست 7: نمونه نقل مشخصات مصاحبه شوندگان

مصاحبه شونده شماره 7 كه داراي تحصيلات دكتري برنامه ريزي درسي و تجربه بيست سال تدريس در دانشگاه است، معتقد است:...........................................

استادي كه در اين رشته صاحب نظر است بر اساس تجربه بيست و شش ساله خود تاكيد مي كند..............................

تجربه مصاحبه شونده شماره 32 كه عضو شورا و معلم است حاكي است....................................................................... (كريمي، 1382، پايان نامه كارشناسي ارشد، دانشگاه اصفهان).


منابع

ببي، ارل (1384)، روش هاي تحقيق در علوم اجتماعي، ترجمة رضا فاضل، تهران، سمت.

حافظ نيا، محمد رضا (1377)، مقدمه اي بر روش تحقيق در علوم انساني، تهران، سمت.

دلاور، علي (1383)، مباني نظري و عملي پژوهش، تهران، رشد.

سلطاني، اصغر ( 1384)، بررسي امكان سنجي ايجاد رشته آموزش علوم در دانشگاه، پايان نامه كارشناسي ارشد دانشكده علوم تربيتي دانشگاه اصفهان.

فرخزاد، پرويز (1384)، راهنماي پژوهش تاريخي (كتابخانه اي)، تهران، طهوري.

كريمي، صديقه (1382)، بررسي شيوه هاي تحقق يادگيري مادام العمر در برنامه هاي درسي مقطع كارشناسي آموزش عالي ايران، پايان نامه كارشناسي ارشد دانشكده علوم تربيتي دانشگاه اصفهان.

گال، مرديت، والتر بورگ، و جويس گال (1383)، روش هاي تحقيق كمّي و كيفي در علوم تربيتي و روان شناسي، ترجمة احمد رضا نصر و همكاران، تهران، سمت و دانشگاه شهيد بهشتي.

هولستي، ال. آر (1373)، تحليل محتوا در علوم اجتماعي و انساني، ترجمة نادر سالار زاده اميري، تهران، دانشگاه علامه طباطبايي.

هومن، حيدر علي ( 1385)، راهنماي عملي پژوهش كيفي، تهران، سمت.

يماني، نيكو و ديگران، تحليل داده هاي كيفي با استفاده از نرم افزار (1386)، ايراني آموزش در علوم پزشكي، ش پياپي7(2). ص 423-436.

Cohen, L. & Manion, L. (1986), Research Methods in Education. London, Routledge.

Charmaz, K. (2002), Qualitative Interviewing and Grounded Theory Analysis, in Handbook of Interview Research, Context & Method. London, Sage.

Gillham, B. (2000), The Research Interview, London, Rautledge.

Memon, A. & Bull, R. (1999), Handbook of the Psychology of Interviewing, New York, John Wiley& Sons.

Rubin, H. J. & Rubin, I. S. (2005), Qualitative Interviewing, London, Sage.

Seale, C. (1999), The Quality of Qualitative Research, London, Sage.

Willis, J. W. (2007), Foundations of Qualitative Research, London, Sage.

Wilkinson, D. & Birmingham, P. (2003), Using Research Instruments: A Gide for Researchers, London, Routledge Flamer.