روش‌شناسي شناخت علوم انساني از منظر فطرت

سال هشتم، شمارة دوم، پياپي 16، پاييز و زمستان 1396

* عليرضا مظاهري / دانشجوي کارشناسي ارشد علوم سياسي، دانشگاه باقرالعلوم عليه السلام     Eendereskiahmad8@ gmail.com 
عبدالاحد قراري / استاد سطح عالي حوزة علميه
عباس عليرضايي / دانشجوي کارشناسي ارشد علوم سياسي، دانشگاه آزاد اسلامي، واحد تهران شمال     alirezaei_abbas@yahoo.com
دريافت: 27/02/1399 - پذيرش: 24/04/1399

چکيده
فطرت به معني سرشت خاص و آفرينش ويژة انسان است. از ويژگي‌هاي مهم فطرت، اين است که نوع خلقت و آفرينش ويژة انسان، اقتضاي آن را داشته و اکتسابي نيست و در ميان همة انسان‌ها مشترک است و به تبدّل احوال، تغيير زمان، مکان و تمدن متحول نمي‌شود. از‌اين‌رو، فطرت به عنوان يک منبع شناخت مستقل، حقيقي و قابل اتّکا است. سؤال اصلي اين است که جايگاه فطرت در شناخت روش‌شناسي علوم انساني چيست؟ به نظر مي‌رسد، فطرت به عنوان منبع لايتغيّر و مشترک ميان انسان‌ها، برجسته‌ترين روش شناخت علوم انساني است. در اين تحقيق، ايجاد گزاره‌هاي علوم انساني از طريق منبع شناختِ «فطرت»، به عنوان الگوي جامع نظري و عملي، به عنوان هدف مورد مطالعه واقع شده و راهبرد علوم انساني اسلامي، از اين طريق مورد بحث قرار گرفته است. روش تحقيق، روش کتابخانه‌اي و توصيفي - تحليلي است. فطرت داراي سه معناست که از ميان آنها، معلوماتي که آفرينش ويژة انسان او را بدان هدايت مي‌کنند، اساس تحقيق انتخاب شده است. راهکار شکوفايي فطرت از طريق تزکيه نفس بوده و از اين طريق، مي‌توان از فطرت به‌عنوان يک منبع شناخت علوم انساني بهره برد. گزاره‌هاي علمي به دست آمده از اين طريق مي‌تواند به واقعيت و حقيقت نزديک‌تر باشد. اگر شناخت علوم انساني از غير اين مسير حاصل شود، موجب انحرافات متعددي در مسير تکامل علوم انساني اسلامي خواهد شد. 
کليد‌واژه‌ها: فطرت، روش‌شناسي، علوم انساني اسلامي، منبع شناخت.