بررسي انتقادي تأثير نظريه رفتارگرايي بر اركان علوم انساني (با تأكيد بر روانشناسي)

سال هشتم، شمارة دوم، پياپي 16، پاييز و زمستان 1396

مصطفي ايزدي يزدان‌آبادي/ کارشناسي ارشد فلسفه، مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني ره    m.izadi371@gmail.com
دريافت: 19/02/1399 - پذيرش: 18/05/1399

چکيده
اين مقاله ضمن تعريف رفتار‌گرايي به بررسي اجما‌لي، تأثيراتي که اين نظريه بر ارکان علوم انساني، يعني موضوع، غايت، مسائل و روش علوم انساني به خصوص روانشناسي داشته است و نيز به بررسي انتقادي اين تأثيرات از منظر علوم انساني اسلامي مي‌پردازد. اين‌گونه بررسي‌ها براي ساخت علوم انساني اسلامي ضروري به نظر مي‌رسد؛ زيرا بايد نظريه‌هاي رقيب را شناخت و لوازم آن را بررسي کرد تا نظرية علوم انساني اسلامي، کاملاً روشن و متمايز شود. روش اين پژوهش عقلي است. دستاورد‌هاي مهمي که اين نظريه داشته، اين است که بر طبق رفتارگرايي، موضوع، غايت و مسائلي که براي علوم انساني در نظر گرفته مي‌شود، کاملاً مادي‌اند و روش تجربي هم، تنها روش بحث در علوم انساني بر طبق رفتار‌گرايي است. اين نتايج از منظر علوم انساني اسلامي مردودند.
کليد‌واژه‌ها: رفتارگرايي، علوم انساني، موضوع علوم انساني، غايت علوم انساني، مسائل علوم انساني، روش علوم انساني.