بررسي مفهوم «خودگروي» در انديشة فلاسفة پس از عصر نوزايي

سال يازدهم، شماره دوم، پياپي 22، پاييز و زمستان 1399‌، ص 21 ـ34

يعقوب جمالي/ دکتري فلسفة اقتصاد اسلامي مؤسسة آموزشي و پژوشي امام خميني     ya.jamali@chmail.ir
‌دريافت: 07/07/1400 ـ پذيرش: 14/11/1400

چکيده
مفهوم «خودگروي» يکي از مباحث اخلاق هنجاري است که براساس نوع غايت با تبيين انگيزة رفتار انسان در نظريات علوم انساني نقش ايفا مي‌کند. مفهوم «خودگروي» مطرح در نظريات علوم انساني غربي متخذ از مباني فلسفي و انديشة فلاسفة پس از عصر نوزايي است. فقدان آگاهي لازم نسبت به مباني فلسفي و انديشه‌هاي فلاسفة غرب موجود در نظريات علوم انساني غربي مسئله‌اي است که موجب شده تصوير صحيحي از اين مفهوم نزد محققان علوم انساني ترسيم نشود و موجب به‌کارگيري همان بار معنايي مفهوم خودگروي موجود در علوم انساني غربي در علوم انساني اسلامي گردد. اين در حالي است که مباني فلسفي و انديشة فلاسفة غربي مغاير با مباني و انديشة اسلامي است. هدف اين پژوهش آگاهي از مفهوم «خودگروي» متخذ از مباني فلسفي و انديشه فلاسفة غرب و آثار آن در نظريات علوم انساني اسلامي است. اين تحقيق به روش توصيفي ـ تحليلي انجام شده است. يافته‌هاي تحقيق نشان مي‌دهد مباني فلسفي همچون دئيسم، تجربه‌گرايي، اومانيسم و عقل‌گرايي در شکل‌گيري مفهوم «خودگروي» مؤثر بوده و در انديشة فلاسفه‌اي مانند هابز، مندويل، هيوم، نيچه و فرويد خود را نشان داده است.

كليدواژه‌ها: خودگروي، علوم انساني، مباني فلسفي، دئيسم، اومانيسم، عصر‌ نوزايي.