سير تحول روش‌شناسي با تأكيد بر پارادايم‌هاي معرفت‌شناختي در مطالعات جامعه‌شناسي سياسي

سال دوازدهم، شماره اول، پياپي 23، بهار و تابستان 1400‌

فرزانه دشتي/ دکتراي علوم سياسي دانشگاه آزاد اسلامي، واحد تهران مرکزي    farzanehdashti30@yhoo.com
دريافت: 21/10/1400 ـ پذيرش: 26/02/1401
چکيده
«روش‌شناسي» اساسي‌ترين مقوله پژوهش است که امروزه به يکي از ويژگي‌هاي اصلي علم نوين تبديل شده است. براين‌‌اساس براي درک منطقي، صحيح و شناخت بهتر تحولات سياسي نيازمند نگاهي روشمندانه‌ايم. روش‌شناسي نوين سير تکاملي را از ادوار گذشته تاکنون طي نموده است. به‌طور حتم بهبود، تحول و خروج از بحران در روش‌شناسي در گرو دستيابي به چنين درک و فهمي است. انديشمندان بر اين باورند که پيشرفت‌هاي شگرف بشري در علوم گوناگون مرهون استفاده از روش‌هاي مناسب با نگاهي معرفت‌شناسانه در آنهاست و علوم سياسي و به‌ويژه مطالعات جامعه‌شناسي‌ سياسي نيز از اين امر مستثنا نيست. در هر مقطع زماني لازم است از روش‌شناسي همان دوران سود جست. به ديگر سخن، فهم صحيح سطوح گوناگون و تحولات جامعه‌‌شناسي ‌سياسي نوين مبتني بر روش‌شناسي‌هاي جديد با نگاهي معرفت‌شناسانه است. روش تحقيق در پژوهش حاضر، از نوع توصيفي ـ تحليلي است و ابزار گردآوري داده‌ها روش کتابخانه‌اي. هدف از اين نوشتار بررسي تحولات روش‌شناسي با تأکيد بر پارادايم‌هاي معرفت‌شناسانه در مطالعات جامعه‌شناسي ‌سياسي به سبب شناخت صحيح آن در سطوح گوناگون است.
كليدواژه‌ها: روش، روش‌شناسي، معرفت‌شناسي، هستي‌شناسي، جامعه‌شناسي‌ سياسي.