شيوة سازوارة انتقادي در تصحيح نسخه‌هاي خطي

 

 

 

 

، سال دوم، شماره اول، بهار و تابستان 1389، صفحه 27 ـ 38

Pazhuhesh, Vol.2. No.1, Spring & Summer 2010

شيوة سازوارة انتقادي در تصحيح نسخه‌هاي خطي

محمد سوري*

چكيده

در تصحيح نسخه‌هاي خطي عموماً، اختلاف نسخ را به صورت پاورقي در زير صفحه نشان مي‌دهند. بر اين روش اشكالاتي وارد كرده‌اند از جمله اين‌كه متن را شلوغ و فضاي زيادي اشغال مي‌كند و در نهايت، نسخه‌ها را به صورت كامل گزارش نمي‌كند. در كنار اين روش، شيوة ديگري وجود دارد كه به آن، «سازوارة انتقادي» يا «شيوة ريتر» مي‌گويند. در اين روش، برخلاف «شيوة پاورقي»، در داخل متن هيچ علامتي قرار نمي‌گيرد و اختلاف نسخه‌ها به طور كامل گزارش مي‌شود و نسخه‌ بدل‌ها فضاي كمي را اشغال مي‌كند و ميان نسخه ‌بدل‌ها و توضيحات مصحح كاملاً تفكيك مي‌شود. اين شيوه، نخست در خصوص كتاب مقدس به كار رفت و بعدها هلموت ريتر، آن را دربارة كتاب‌هاي اسلامي به كار برد. در اين مقاله با شيوة سازوارة انتقادي و روش خواندن و تدوين آن آشنا مي‌شويم.

كليد واژه‌ها: سازوارة انتقادي، شيوة ريتر، اختلاف نسخه‌ها، تصحيح، نسخه‌هاي خطي.

 

پيش‌گفتار

در تصحيحِ متون قديم به طوركلي دو روش متمايز وجود دارد: يكي اين‌كه مصحّح يكي از نسخه‌هاي موجود را اساس قرار داده، اشكالات آن را به كمك نسخه‌هاي معتبرِ ديگر برطرف كند و در ضمن، اختلافاتِ نسخِ ديگر را در حاشيه ضبط نمايد. اين روش، زماني مفيد خواهد بود كه مصحّحْ نسخة مؤلف يا نسخه‌اي كه به نظر مؤلف رسيده يا لااقل نسخة معتبري كه نزديك به زمان مؤلف استنساخ شده در اختيار داشته باشد. در غير اين صورت، مصحّح بهتر است از روش دوم استفاده كند و آن برگزيدن عباراتي است كه به نظر او مي‌تواند از خود مؤلف باشد. البته، اين عبارات بايد از حيث صورتْ محكم و آراسته و از حيث معنا دقيق و صحيح باشد. اين روش را اصطلاحاً روش التقاطي خوانده‌اند.1 از آن‌جا كه به دلايل گوناگون از جمله اشتباهات كاتبان و بدخواني‌هاي آن‌ها و افتادگي‌هاي مكرر در نسخه‌ها و...، در نسخه‌هاي خطي به‌ندرت مي‌توان نسخه‌اي را يافت كه شرايط نسخة مبنا و اصل قرار گرفتن را داشته باشد، عموماً در تصحيحِ نسخه‌هاي خطي از «روش التقاطي» استفاده مي‌كنند. اختلافات نسخه‌ها را در حاشيه و پاورقي مي‌آورند. معمولاً اختلاف نسخه‌ها و نسخه ‌بدل‌ها را با دادن شماره‌اي در متن به پاورقي منتقل مي‌كنند. اين روشي است كه تاكنون در اغلب متون تصحيح‌شده به كار رفته است. ولي در كنار اين روش كه از اين به بعد آن را «شيوة پاورقي» مي‌ناميم، روش ديگري وجود دارد كه به آن «سازوارة انتقادي»2 مي‌گويند در اين نوشتار شيوة كاربرد اين روش و نيز تفاوت و مزيت‌هاي آن را بر «شيوة پاورقي» بازگو مي‌كنيم.

نخستين بار، آنگاه كه پژوهندگان كتاب مقدس در تصحيح اين متن، با اختلاف شديد نسخه‌ها مواجه شدند، مردد بودند كه در هر مورد، كدام ضبط را در متن مصحَّحِ خود بياورند. در نهايت، آنها به اين نتيجه رسيدند كه با توجه به اينكه در بسياري موارد ترجيحِ يك ضبط بر ديگري دشوار است، چرا كه يا هر دو معنادار است، يا اين‌كه برحسب اعتقادات فرقه‌اي، هر فرقه يكي از اين ضبط‌‌ها را معتبر و ديگري را مردود مي‌داند، آن‌ها به اين فكر افتادند كه شيوه‌اي را برگزينند كه در آن همة اختلاف نسخه‌ها ضبط شود، به‌نحوي كه گويا خواننده همة نسخه‌ها را در اختيار خود دارد. البته مصحِّح كوشش خواهد كرد كه بهترين ضبط را در متن بياورد، ولي راه براي همة اهل فن باز است كه ضبطِ مورد تأييد خود را معتبر بداند. نخستين نسخة متن يونانيِ عهد جديد همراه با «سازوارة انتقادي»، در سال 1550 ميلادي به دست رابرت استينِ پاريسي انجام پذيرفت. اين شيوه بعدها دربارة متون مهمِ كلاسيك، از جمله نمايش‌نامه‌هاي شكسپير ، به كار رفت و در زبان لاتين (Apparatus Criticus) و در انگليسي (Critical Apparatus) يا همان «سازوارة انتقادي» نام گرفت.

مزاياي روش ريتر

در جهان اسلام، نخستين بار هلموت ريتر3 (متوفاي 1971)، خاورشناس آلماني، شيوة «سازوارة انتقادي» را با ايجاد تغييراتي اندك نسبت به آنچه در كتاب مقدس به كار مي‌رفت، در مورد كتاب «سوانحِ» خواجه احمد غزالي (متوفاي 520) به كار برد. به همين دليل، گاه به اين روش، «شيوة ريتر» نيز مي‌گويند.4 شيوة ريتر، در مقايسه با روش‌هاي سنتي ديگر، مزاياي چندي دارد كه به برخي از آنها اشاره مي‌كنيم.

1. مهم‌ترين ويژگي «سازوارة انتقادي» اين است كه همة نسخه‌هاي موجود از يك متن را در برابر ديدگان خواننده قرار مي‌دهد. به تعبير هلموت ريتر، «خواننده اين امكان را پيدا مي‌كند كه با استفاده از روايات مختلفِ همة نسخه‌ها خودش در داوري و ارزشيابي شركت كند.»،5 بدون اينكه در كلاف سردرگمِ پاورقي‌ها گم شود. گزارش كامل نسخه‌ها در شيوة پاورقي بسيار دشوار است.

2. در «سازوارة انتقادي» هيچ علامتي در داخل متنِ مصحَّح قرار نمي‌گيرد. خوانندة عادي و متخصص هر دو مي‌توانند به‌ سهولت از خواندن متن لذت ببرند. خوانندة عادي بدون اينكه با ديدنِ علامت‌هاي مكررِ پاورقي ذهنش پريشان و آشفته شود، به مطالعة خود ادامه مي‌دهد و هيچ كاري به سازواره‌اي كه در بخش پايينِ صفحه يا در انتهاي فصل قرار دارد، ندارد. احتمالاً بسياري از خوانندگان اين نوشتار، تاكنون به مجموعة مصنفات شيخ اشراق به كوشش هانري كربن مراجعه داشته‌اند، بدون اينكه به آنچه در پايين صفحات آمده و در نظرِ بَدْوي عجيب و غريب به نظر مي‌رسد، نگاهي كنند از متن بهره برده‌اند. از اين‌رو، خوانندة متخصص، هم از خواندن متن لذت مي‌برد و هم با لحاظ نسخه ‌بدل‌هايي كه در «سازوارة انتقادي» آمده، اين امكان را پيدا مي‌كند كه با استفاده از روايات مختلفِ همة نسخه‌ها، خودش در داوري و ارزشيابي شركت كند.

3. مزيت سوم، كاستن از حجم كتاب است. در «سازوارة انتقادي» بيشترين حجمِ اطلاعات در كمترين فضاي ممكن به خواننده ارائه مي‌گردد. در حالي كه، در شيوة پاورقي، همين مقدار اطلاعات گاه چندين برابر فضا را اشغال مي‌كند. نگارنده از باب تجربه يك صفحه‌ از سوانحِ ريتر را مجدداً به «شيوة پاورقي» تنظيم كرد. همانطور كه مي‌بينيد، فضاي به كار رفته در شيوة پاورقي بسيار بيشتراز شيوة سازوارة انتقادي است. علاوه بر اين، در اين تنظيمِ دوباره، براي يك متن نُه سطري، 27 پاورقي به كار رفته است.

4. در ادامة همين نكته بايد گفت كه در شيوة پاورقي، ميان علامت‌هاي پاورقي‌هاي توضيحي و علامت‌هاي پاورقي‌هاي مربوط به نسخه ‌بدل، هيچ‌گونه تمايزي وجود ندارد. خوانندة عادي كه نمي‌خواهد سراغ نسخه ‌بدل‌ها برود، بلكه تنها به دنبال توضيحات مصحّح است (توضيحاتي از قبيل استخراج منابع آيات و اقوال و معاني واژگان)، بايد با ديدن هر بارة علامت پاورقي، نگاهش را به پايين صفحه ببرد و دست خالي بازگردد؛ زيرا در بيشتر موارد با نسخه ‌بدل‌ها مواجه مي‌شود. اين امر خواننده را خسته مي‌كند. ولي در «سازواره‌ي انتقادي» بخش پاورقي‌هاي توضيحي، كاملاً از سازواره جداست و اين مشكل خود به ‌خود حلّ شده است. سازوارة انتقادي، فقط براي ضبط نسخه ‌بدل‌ها و گاه توضيحاتِ مربوط به آن است مطالب توضيحي مصحح به هيچ وجه نبايد در سازواره راه يابد؛ زيرا برخلاف هدف ما از تدوين سازواه است. توضيحات مصحح مي‌تواند به صورت پاورقي (مانند كار هلموت ريتر در سوانح) يا به صورت يادداشت در پايان متن (مانند كار دكتر نصرالله پورجوادي در لغت موران) بيايد. به همين خاطر، توضيحات هانري كربن، در ميان سازوارة انتقادي حكمة الإشراق كار درستي نيست. مي‌توان گفت كه هانري كربن در محضر ريتر خوب شاگردي نكرده است.

راهكار تدوينِ سازوارة انتقادي

پس از تهية نسخه‌هاي خطي متن، اگر يكي از نسخه‌ها داراي ويژگي‌هاي پيشگفته بود، آن را به عنوان نسخة اصل قرار داده، اشكالات آن را به كمك نسخه‌هاي معتبرِ ديگر برطرف و اختلافاتِ نسخِ ديگر را در «سازوارة انتقادي» ضبط مي‌كنيم. در اين صورت، لازم است شمارة برگ‌هاي نسخة اصل را در داخل متنِ مصحَّح آورده شود. معمولاً شمارة برگ‌هاي نسخة اصل را، خواه در داخل متن يا در حاشيه، در داخل دو چنگگ ([ ]) يا در داخل دو مميّز (/ /) قرار مي‌دهند، ولي همان‌طور كه گفته شد، در تصحيحِ نسخه‌هاي خطي كمتر چنين موردي پيش مي‌آيد و در بيشتر موارد بايد از «روش التقاطي» استفاده كرد.

به هر حال، بهتر است هر يك از نسخه‌ها را با يكي از حروف بزرگ لاتين مشخص كنيم. معمولاً ابتدا يا انتهاي نام كتابخانه‌اي كه نسخه در آن قرار دارد و يا ابتدا يا انتهاي نام شهري كه آن كتابخانه در آن قرار دارد، براي نسخه به كار مي‌رود. ولي البته هيچ الزامي در اين مسئله وجود ندارد. با توجه به كثرت نسخه‌ها در برخي متون مي‌توان به‌دلخواه هر حرفي را براي هر نسخه‌اي برگزيد. براي نمونه، هلموت ريتر در تصحيح سوانح نسخه‌هاي خود را چنين ناميده است: A = نسخة كتابخانة اياصوفيا، K = نسخة كتابخانة كوپرولو، F = نسخة كتابخانة عاطف، N = نسخة كتابخانة نورعثمانيه، O = نسخة اول كتابخانة انجمن آسيايي بنگال، P = نسخة دوم كتابخانة انجمن آسيايي بنگال.

شايد به نظر برسد كه چرا از حروف الفباي فارسي و عربي براي نشانة اختصاري نسخه‌ها استفاده نمي‌كنيم. بايد گفت: استفاده از حروف لاتين براي پرهيز از اشتباه در خواندنِ سازوارة انتقادي است؛ زيرا گاه نسخه‌ بدل‌ها فقط در يك يا دو حرف با هم اختلاف دارند و ممكن است خواننده، عنوانِ‌ نسخة خطي را با نسخه ‌بدل اشتباه بگيرد.

در برخي نسخه‌هاي خطي مشاهده مي‌شود كه كاتب يا مالك نسخه، متن اثر را با نسخه‌اي يا نسخه‌هايي ديگر مقابله كرده و اختلافات آنها را در حاشيه يادداشت كرده است. در واقع، نسخة حاضر دو يا چند نسخه است، نه يك نسخه. در اين‌گونه موارد، براي نشان دادن اينكه ضبط ما مربوط به كداميك از اين نسخه‌هاست، مي‌توان عنوان نسخه را با يك عدد كوچك مشخص كرد. مثلاً، اگر نسخة N داراي اين حالت باشد، مي‌توان هرگاه در حواشي نسخه اختلافي ثبت نشده بود، فقط از نشانة N و در موارد ديگر از N2يا N3 و . . . استفاده كرد.

حال بر اساس نسخه‌هاي خطي موجود، به تصحيحِ متنِ مورد نظر مي‌پردازيم. آنگاه سطرهاي متنِ مصحَّح را شماره‌گذاري مي‌كنيم (معمولاً سه سطر در ميان: 3، 6، 9، . . . يا پنج سطر در ميان: 5، 10، 15، . . .)؛ زيرا شمارة سطر در خواندن سازواره‌ي انتقادي نقش اساسي دارد. در شماره‌گذاري سطرها، به دو صورت مي‌توان عمل كرد: هر صفحه را مستقلاً شماره‌گذاري و در صفحة بعد شماره‌گذاري را دوباره آغاز كرد، يا اينكه هر فصلِ از متن را از آغاز تا پايان شمارة پيوسته داد. به نظر مي‌رسد، شيوة دوم از كاراييِ بيشتري برخوردار است؛ زيرا گاه در داخل سطرها يا بندهاي يك فصل افتادگي و جابه‌جايي وجود دارد. اگر سطرها را به صورت صفحه‌اي شماره‌گذاري كنيم، در بيان اين افتادگي‌ها يا جابه‌جايي‌ها با دشواري مواجه مي‌شويم.

علائم به كار رفته در سازوارة انتقادي

در سازوارة انتقادي، مجموعه‌اي از علائم به كار مي‌رود كه ذيلاً آنها را به‌اختصار معرفي مي‌كنيم. البته، اين علائم در ابتدا شايد مبهم به نظر برسد، ولي در ادامه به كمك‌ نمونه‌هايي كه ارائه خواهيم كرد، براي همة خوانندگان آسان خواهد شد.

1. شمارة سطر: پيش از ارائة نسخه ‌بدل‌ها، شمارة سطر قرار مي‌گيرد و براي وضوحِ بيشتر به صورت سياه نمايش داده مي‌شود.

2. نشانة دو نقطه (:): اين نشانه در پايانِ ضبط مختار قرار مي‌گيرد و نشان مي‌دهد كه از اينجا به بعد نسخه ‌بدل‌ها قرار دارد.

3. نشانة افزودن (+): مفهومِ اين نشانه آن است كه كلمه يا عبارتِ پس از اين نشانه، در برخي يا همة نسخه‌ها آمده، ولي از نظر مصحّح زائد است و نبايد در متن قرار بگيرد.

4. نشانة كاستن (~): مفهوم اين نشانه آن است كه كلمه يا عبارتِ پس از اين نشانه، در برخي يا همة نسخه‌ها نيامده، ولي از نظر مصحّح جزو متن است و بايد در متن قرار بگيرد.

5. نشانة سه‌نقطه (. . .): هرگاه عبارت مورد نظر ما طولاني باشد، يك يا دو كلمة ابتدا و انتهاي عبارت را ذكر مي‌كنيم و نشانة سه‌نقطه را ميان آنها قرار مي‌دهيم، به نشانة اينكه بقية عبارت در اين‌جا ذكر نشده است. لازم است يادآوري كنيم كه ميان هر يك از اين سه نقطه بايد يك كاراكتر فضاي خالي وجود داشته باشد («. . .» نه «...»).

6. نشانة دو كمانك (( )): هرگاه عبارتِ نسخه ‌بدل در دو نسخه يا بيشتر يكسان بود و فقط در يك يا دو كلمه اختلاف داشت، اين اختلاف را در داخل دو كمانك نشان مي‌دهيم. توضيحِ اين مورد خواهد آمد.

7. نشانة دو خط موازي كج (//)يا ايستاده (||): اين دو خطِ موازي به معناي انتهاي نسخه ‌بدل و آغاز نسخه ‌بدل بعدي است.

8. نشانة يك خط كج (/) يا ايستاده (|): اگر در داخل يك نسخه ‌بدل طولاني، نسخه‌ها با يكديگر اختلاف داشتند، از اين نشانه استفاده مي‌كنيم و در پايان، اختلافات نشانة دو خط موازي مي‌گذاريم.

نمونه‌هايي از سازوارة انتقادي

از اين‌جا به بعد، ما نمونه‌هاي مختلفي از سازوارة انتقادي را ارائه مي‌كنيم، به نحوي كه همة حالت‌هاي متصور در سازوارة انتقادي در اين نمونه‌ها وجود داشته باشد. خواننده با دقت در همين مواردِ اندك به‌آساني مي‌تواند هم سازوارة انتقادي را بخواند و هم خود در تصحيحِ نسخه‌هاي خطي، سازوارة انتقادي تنظيم كند. همة نمونه‌هاي زير از كتابي است به نام روضة المريدين نوشتة ابن‌يزدانيار سعيدي همداني (متوفاي 472)، كه در اينجا از سه نسخة خطي آن به نام‌هاي اختصاري M = نسخة كتابخانة مَلِك در تهران، N = نسخة كتابخانة پرينستون در نيوجرسي، S = نسخة كتابخانة سليمانيه در استانبول بهره برده‌ايم.

روشن است كه ما در اين نوشتار، درصدد بررسي صحت محتوايي مطالب نقل شده نيستيم. صرفاً به منظور الگويي براي تصحيح نسخه‌هاي خطي به آنها توجه مي‌كنيم. از نظر محتوايي و سندي، برخي از موارد ذكر شده واضح البطلان هستند. جعل و ساختگي بودن آنها بر محققان فن آشكار است، ولي نادرستي محتوا ربطي به شيوه و شگرد تصحيح ندارد. هيچ مصححي حق ندارد محتواي مورد نظر نويسنده را تغيير دهد.

نمونة يكم

أمّا بعد، فقد سألني بعض إخواني أن أجمع له فصولاً في معني آداب الصوفية وأحكامهم وطريقتهم وأحوالهم وأخلاقهم، فأجبته إلي ملتمسه واختصرت له طُرَفاً ممّا سمعنا عن المشايخ رحمهم الله.

--------------------------------------

1. إخواني SM: الإخوان N|| أن M: بأن SN|| له S: لهم N~M|| 2. طرفاً NM: طرقاً S|| عن SM: من N.

اكنون مي‌خواهيم سازواره را بخوانيم.

«1.» شمارة سطر است كه با حروف سياه چاپ شده تا روشن‌تر باشد. از ابتداي سطر يكم تا واژة «إخواني» اختلافي ميان اين سه نسخه وجود ندارد. «إخواني SM:» بدين معناست كه در دو نسخة S و M واژة «إخواني» آمده و به نظر ما ضبطِ صحيح همين است. پس از ضبطِ صحيح و نشاني نسخه‌ها، هميشه نشانة دو نقطه «:» قرار مي‌گيرد و بدين معناست كه از اينجا به بعد محلِ قرار گرفتنِ نسخه ‌بدل‌هاست. «الإخوان N» بدين معناست كه در نسخة N به جاي «إخواني»، واژة «الإخوان» وجود دارد كه به نظر مصحّح ضبطِ مرجوح است. حالا مي‌رسيم به علامت دو خط موازي ايستاده (||)، كه در سازوارة انتقادي نقش مهمي به عهده دارد. اين دو خطِ موازي، به معناي انتهاي نسخه ‌بدل و آغاز نسخه ‌بدل بعدي است. دربارة اينكه چرا از دو خط استفاده مي‌كنيم، و نه يك خط، در ادامه توضيح خواهيم داد. نكتة ديگر اينكه ايستاده بودن اين دو خط موازي، امري ضروري نيست و مي‌توان از دو خط موازي كج (//) نيز استفاده كرد. نسخه ‌بدل بعدي «أن M: بأن SN||» مانند قبل خوانده مي‌شود، يعني در نسخة M ـ كه ضبط راجحِ ماست ـ «أن» ثبت شده و در دو نسخة S و N «بأن». موردِ بعد «له S: لهم N~M||» است، بدين معنا كه ضبطِ مختارِ مصحّح «له» فقط در نسخة S وجود دارد. در نسخة N به جاي «له»، «لهم» است كه از نظر مصحّح ضبطِ مرجوح است، و در نسخة M اصلاً اين واژه وجود ندارد. از اين‌جا روشن مي‌شود كه هرگاه بخواهيم نشان دهيم كه كلمه يا عبارتي در يك نسخه وجود ندارد، از علامتِ «~» استفاده مي‌كنيم. برعكس، هر گاه بخواهيم نشان دهيم كه در يكي از نسخه‌ها كلمه يا عبارتي اضافه وجود دارد، از علامتِ «+» استفاده مي‌كنيم. نكتة ديگر كه از اين نسخه ‌بدل مي‌فهميم، اين است كه پس از علامت دو نقطه (:) همة نسخه ‌بدل‌ها بدون هيچ علامت خاص از قبيل درنگ‌نما (،) يا نقطه (.) يا چيز ديگر پشت سر هم قرار مي‌گيرد تا جايي كه نسخه ‌بدل‌ها تمام شود و برسد به دو خط موازي كج يا ايستاده (// يا ||).

تا اينجا نسخه ‌بدل‌هاي سطر يك تمام شد. اما در نسخه ‌بدل‌هاي سطر دو، همان‌طور كه ملاحظه مي‌كنيد، در سطر دو هيچ نكتة تازه‌اي وجود ندارد و خوانندة اين نوشتار خود مي‌تواند بر اساس آن‌چه دربارة سطر يك گفتيم نسخه ‌بدل‌هاي سطر دو را بخواند. از اين‌جا به بعد در نمونه‌هاي بعدي فقط موارد تازه را با هم مي‌خوانيم و موارد ديگر را به خود خواننده وامي‌گذاريم.

نمونة دوم

باب نعت الصوفية

(1) روي أبو هريرة رضي الله عنه أنّ النبي صلّي الله عليه وسلّم قال: من أراد أن يجلس مع الله، فليجلس مع أهل التصوّف.

(2) وقال يوسف بن الحسين الرازي: لكلّ أمّة صفوة هم ودائع الله عزّ وجلّ الذي أخفاهم في خلقه، فإن يكن منهم في هذه الأمّة فهم الصوفيّة.

--------------------------------------

1. باب نعت الصوفية (الصوفي S) SM: الباب الثالث في نعت الصوفية N|| 2-19. روي أبو هريرة . . . إلي آخر السورة: ~M|| 2. رضي الله عنه S: ~N|| 4. هم N: ~S|| 5. الصوفية SN2: الوصية N1.

گذشت كه نشانة دو كمانك، در مواردي به كار مي‌رود كه عبارتِ نسخه ‌بدل در دو نسخه يا بيشتر يكسان باشد و فقط در يك يا دو كلمه با هم اختلاف داشته باشند. در مورد حاضر، «(الصوفي S)» در سطر يكم، بدين معناست كه دو نسخة S و M در ضبط راجحِ «باب نعت الصوفيّة» با هم مشترك هستند، جز در كلمة «الصوفية» كه در نسخة S به جاي «الصوفية»، «الصوفي» آمده است.

نشانة «. . .» در نسخه ‌بدل «2-19. روي أبو هريرة . . . إلي آخر السورة: ~M||» بدين معناست كه از عبارتِ «روي أبو هريرة» در سطر 2 تا عبارت «إلي آخر السورة» در سطر 19 در همة نسخه‌ها وجود دارد به جز نسخة M. به همين دليل از اينجا به بعد تا سطر 19 در نسخه ‌بدل‌ها خبري از نسخة M نيست.

نشانة توان در نسخه ‌بدل «5. الصوفية SN2: الوصية N1» اشاره به نكته‌اي است كه قبلاً گفتيم،‌ يعني نسخة N با نسخه‌اي ديگر مقابله شده و اختلافات آن در حاشيه ضبط شده است و توان 1 و 2 اشاره به اين دو نسخه دارد.

نمونة سوم

(11) وقال: كان أبو زرعة‌ الرازي الإمام الكبير، وقد حضر في دعوة وقوّالٌ يقول شيئاً، فقام وما زال يتواجد إلي أن ذهب من الليل شطره.

1-2. وقال . . . شطره NS: ~M| 1. وقد حضر N: ~S| شيئاً S: ~N||.

در اين‌جا ما با يك نسخه ‌بدل طولاني مواجه هستيم. بر پاية آن‌چه گفته شد، روشن است كه نسخه ‌بدل «1-2. وقال . . . شطرهNS: ~M» به اين معناست كه دو سطر 1 و 2 در نسخة M وجود ندارد، ولي دو نسخة N و S هم كه اين دو سطر را دارند، در دو قسمت از اين دو سطر با هم اختلاف دارند. اين اختلاف را كه در درون نسخه ‌بدل پيشين وجود دارد، با نشانة «|» نشان مي‌دهيم، بدين معنا كه پروندة نسخه ‌بدل قبلي هنوز بسته نشده است. بنابراين، «|1. وقد حضر N: ~S|شيئاً S: ~N||»به اين معناست كه آنچه پس از نشانة «|» قرار گرفته، مربوط به نسخه ‌بدل قبلي است، يعني نسخة S فاقد «وقد حضر» و نسخة N فاقدِ «شيئاً» است.

نمونة چهارم

(3) وحُكي عن أيّوب السختياني، قال: أتيت المسجد الحرام فرأيت عطاء بن أبي رباح وعليه عباءة قطوانية،‌ أو قال: عباءتان قطوانيتان. فجلست إليه وقلت له: يا أبا محمّد! فقال لي: لبيك! فقلت له:‌ ما‌تري في لبس الصوف فإنّ نفسي نازعتني في لبسه؟

--------------------------------------

1. وحكي SM: حكي N|| السختياني SMN1: السجستاني N2|| 2. عباءة قطوانية أو (~S) قال SN: ~M|| إليه SN: ~M|| له N: ~SM|| لي SN: ~M|| 2-3. فقلت له N: قلت له S قلت M|| 3. الصوف: + قال N|| فإنّ SN: إنّ M|| في N: إلي SM||.

در اين نمونه، تقريباً همة نشانه‌هاي سازواره‌ي انتقادي به كار رفته است. «(~S)» در سطر 2 نشان مي‌دهد كه دو نسخة S و N در عبارتِ «عباءة قطوانية أو قال» مشتركند، جز اين‌كه نسخة S واژة «أو» را ندارد. هم‌چنين در سطر سوم «الصوف: + قال N» به اين معناست كه پس از واژة «الصوف» در نسخة N واژة «قال» آمده كه به نظر مصحح زائد است.

به نظر مي‌رسد، با توجه به آنچه گفته شد، خوانندة علاقمند مي‌تواند با اندكي ممارست شيوة سازوارة انتقادي را در تصحيحِ نسخه‌هاي خطي به كار ببندد. توصية ما اين است كه در اين راه نبايد از مراجعة مكرر به آثاري كه به اين شيوه تصحيح شده‌اند، به‌ويژه سوانحِ ريتر غفلت شود. اين آثار برحسب تاريخ تصحيح عبارت است از:

سوانح، خواجه احمد غزالي (متوفاي 520)، به كوشش هلموت ريتر، چاپ اول: تهران، مركز نشر دانشگاهي، 1368ش [افست از چاپ استانبول: مطبعة معارف، 1942].

ـ «كتاب حكمة الإشراق»، شيخ اشراق شهاب‌الدين يحيي سهروردي (متوفاي 588)، در مجموعة في الحكمة الإلهية من مصنفات شهاب‌الدين يحيي السهروردي، به كوشش هانري كربن، استانبول، سلسلة النشرات الإسلامية، 1945، ص 1-260.6

«رسالة في اعتقاد الحكماء»، شيخ اشراق شهاب‌الدين يحيي سهروردي (متوفاي 588)، در مجموعة في الحكمة الإلهية من مصنفات شهاب‌الدين يحيي السهروردي، به كوشش هانري كربن، استانبول، سلسلة النشرات الإسلامية، 1945، ص 261-272.

«قصة الغربة الغربية با ترجمه و شرح فارسي»، شيخ اشراق شهاب‌الدين يحيي سهروردي (متوفاي 588)، در مجموعة في الحكمة الإلهية من مصنفات شهاب‌الدين يحيي السهروردي، به كوشش هانري كربن، استانبول، سلسلة النشرات الإسلامية، 1945، ص 273-297.

سوانح، خواجه احمد غزالي (متوفاي 520)، به كوشش نصرالله پورجوادي، تهران، انتشارات بنياد فرهنگ ايران، 1359ش.

لغت موران، شيخ اشراق شهاب‌الدين يحيي سهروردي (متوفاي 588)، به كوشش نصرالله پورجوادي، تهران، مؤسسة پژوهشي حكمت و فلسفة ايران، 1386.

 

 


* دانش آموخته حوزه و عضو هيئت علمي پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي. دريافت: 3/6/89 ـ پذيرش: 3/8/89

mohammadsoor@yahoo.com


1. احمد غزالي، سوانح، به كوشش نصرالله پورجوادي، ص هجده و نوزده.

2. Apparatus Criticus

3. HelmutRitter

4. احمد غزالي، سوانح، به كوشش هلموت ريتر، مقدمة نصرالله پورجوادي، ص شش.

5. برگرفته از: احمد غزالي، سوانح، به كوشش هلموت ريتر، مقدمة مصحّح، ص شانزده.

6. اين مجموعه بعدها با عنوان جلد دومِمجموعة مصنفات شيخ اشراق در سال‌هاي 1355ش و 1373ش در تهران افست شده است.