تحليل استنادي مقالات فصلنامة علمي ـ پژوهشي معرفت فلسفي (شماره‌هاي 1 ـ 30)

سال سوم، شماره اول، بهار و تابستان 1390، صفحه 175 ـ 194

Pazhuhesh, Vol.3. No.1, Spring & Summer 2011-12

بهروز همايي* / راضيه سليماني** / ابراهيم افشار***

چكيده

هدف از پژوهش حاضر بررسي وضعيت استنادهاي مقاله هاي فصلنامة معرفت فلسفي است. روش تحقيق در اين پژوهش تحليل استنادي است و براي تجزيه و تحليل داده ها از نرم افزار اِكسل استفاده شده است. از 177 مقالة بررسي شده 174 مقاله تأليفي و 3 مقاله ترجمه اي بوده و 135 مقاله به صورت فردي، 41 مقاله با دو مؤلف و 1 مقاله با سه مؤلف بوده است. مجموع استنادهاي 30 شمارة اين نشريه 3846 استناد و ميانگين آن براي هر مقاله 21 استناد بوده است. طبق يافته هاي پژوهش، در بين منابع اطلاعاتي، كتاب ها با 3432 (23/89٪) استناد بيش از ساير منابع مورد استناد قرار گرفته و منابع با زبان عربي با 1827 (50/47٪) استناد بالاتر از منابع فارسي و لاتين بوده است. در بين نويسندگان، به آثار ملّاصدرا، ابن سينا، آيت الله مصباح، علّامه طباطبائي و شهيد مطهّري بيشترين استناد صورت گرفته است. همچنين كتاب هاي الشفاء، اسفار، مجموعه آثار شهيد مطهّري، الاشارات و التنبيهات و مجموعه مصنفات شيخ اشراق پراستنادترين ها در ميان كتاب هاي مورد استفاده بوده است.

كليدواژه ها: تحليل استنادي، معرفت فلسفي، استناد.


* كارشناسي ارشد كتابداري و اطلاع رساني دانشگاه تهران                                                homaei.lib@gmail.com      

** دانشجوي كارشناسي ارشد كتابداري و اطلاع رساني دانشگاه قم

*** استاديار دانشگاه اصفهان دريافت: 9/ 5/ 90 ـ پذيرش: 3/ 7/ 90


مقدمه

با پيدايش روش علمي تحليل استنادي از يك سو و انتشار مستمر ابزارهاي كتاب شناختي همانند نماية استنادي علوم و نماية استنادي علوم اجتماعي از سوي ديگر كه كار شناسايي و گردآوري مقالات و منابع را راحت كرده ، مسير كشف و تشخيص رفتارهاي استفاده از منابع هموار شده است و امروز تحليل استنادي يكي از روش هاي پذيرفته شده در اين گونه بررسي ها به شمار مي آيد.1

هر فعاليت علمي نيازمند آگاهي از فعاليت هاي مرتبط پيشين است، به عبارت ديگر تعمق در آثار ديگران و استفاده از انديشه هاي پويا و ارتباط آنها با قلمرو فكري خود به گونه اي كه جنبه هاي مختلف آن را بهتر و دقيق تر تحليل كنيم و از اين طريق به ميراث فكري خود غني تر و عميق تر بينديشيم، از جمله وظايفي است كه هر محققي بايد بر آن اهتمام ورزد. بر اين اساس است كه كارهاي آينده بر پاية كارهاي پيشينيان بنا مي شود و كارهاي گذشته به مدد كارهاي جديد، كامل يا دست كم پالايش مي شود. به عبارت ديگر، ريشه هاي نظري هر پژوهش تازه در سرزمين پژوهش هاي گذشته جاي گرفته است.

مراجع مورد استناد در انتشارات علمي نشان دهندة منابع و خاستگاه انديشه هاي گنجانده شده در آنها هستند؛ بدين معنا كه توزيع مقالات مورد ارجاع برحسب مجراي انتشار، حوزة موضوعي و تاريخي تأليف مقاله، بازتاب شكل ها و جنبه هاي گوناگون علايق و منابع آن اجتماع علمي است. به باور كسلر، مراجع، منعكس كنندة اظهارات فكري و ادعاهاي ذهني هستند كه در يك انتشار علمي توليد و خلق شده اند.

بنابراين، يكي از فعاليت هايي كه با استفاده از تحليل استنادي صورت مي گيرد، تعقيب يك انديشه از طريق روگيري استنادها براي رسيدن به نخستين طرح فكر، يا بداعت در يك حوزة علمي و به قولي به منظور استفاده در تدوين تاريخ علوم است.2

در مطالعة استنادي كه امروزه در بررسي روابط مفهومي نوشته ها مورد توجه است، رابطه ميان مدرك استناددهنده و مدرك مورد استناد بررسي مي شود و اگر روابط و قواعدي را كه بر اين رابطه حاكم است، كشف كنيم، دست به تحليل استنادي زده ايم. تحليل استنادي يكي از روش هاي كمي است كه به ارزيابي متون علمي براساس شمارش استنادهاي تعلق گرفته به آن متون مي پردازد.3

در واقع، استناد ترسيم نقشة جاده اي است كه نويسنده آن را پديد آورده و خوانندگانش را وا مي دارد تا آن مسير را بپيمايد و به سرمنزل مقصود برساند. دانشمندان با قدم نهادن و تكيه بر سكوي پيشينيان، پلكان دانش بشري را بنا مي نهند و بالا مي روند. طبيعت اين حركت را با دقت نظر و تحليل پانويس ها و استنادات مي توان مشاهده كرد. نمودار شدن يك مقاله در سياهة مراجع يك سند، بازگوكنندة اين مطلب است كه در ذهن نويسنده بين اثر وي و مقاله اي كه به آن در فهرست ماخذ استناد كرده است ارتباطي وجود دارد و تجزيه و تحليلي كه دربارة اين ارتباط صورت مي گيرد، مقوله اي به نام تحليل استنادي را پديد مي آورد.4

تحليل استنادي كاربردهاي فراواني دارد. به باور گارفيلد (1979) تسهيل مراحل تحقيق و افزايش نتايج تحقيق با استفاده از تحليل استنادي ميسر است. او همچنين مي گويد با استفاده از روش تحليل استنادي مي توان تاريخ علم را مطالعه كرد؛ چنان كه رابطة فكري و علمي در ميان تحقيقات قبلي را مي توان از طريق تحليل استنادي توصيف كرد.5

با تحليل استنادي مي توان دريافت كه تحولات علمي چگونه صورت مي گيرد و مسير هر رشتة علمي كدام است و الگوي واقعي كسب اطلاعات يا پخش يافته هاي علمي و فني چگونه است. از اين دو مورد، اطلاعاتي به دست مي آيد كه شامل موارد زير است:

اولاً، دانش پژوهان را با جامعه شناسي مبادلة اطلاعات علمي آشنا مي كند و آنها را قادر مي سازد از دانش مكتوب، حداكثر بهر ه را ببرند.

ثانياً، كتابداران را با مجموعة جامعه شناختي مبادلة اطلاعات علمي آشنا كرده، آنها را قادر مي سازد مجموعه اي را براي كتابخانة خود فراهم آورند كه در تحولات علمي و فرهنگي جامعه، اثر باارزشي داشته باشد.6

همچنين، تحليل استنادي براي ارزيابي عملكرد و موفقيت پژوهش نيز مورد استفاده قرار گرفته است. اين امر زمينه ساز بررسي رتبه بندي مجلات، گروه هاي آموزشي، دانشگاه ها، مراكز پژوهشي، و دانشمندان و محققان شده است. در اين رويكرد، اصل اين است كه استنادها، حتي استنادهاي منفي ـ كه اثر استناد شونده را رد يا تصحيح مي كنند - مقياسي از تأثير و نفوذ در علم اند. بنابراين، هرچه يك مقاله بيشتر مورد استناد قرار گيرد، به همان نسبت بيشتر در جامعة علمي شناخته مي شود. در حقيقت، جامعة علمي مجموعة بزرگي از همكاران است كه ارزش يك مقاله را به مدد استنادها تشخيص مي دهند و تصميمات اين مجموعه داوران در مورد درست يا نادرست بودن تصميماتشان را مي توان با استفاده از نمايه هاي استنادي بررسي كرد7.

بيان مسئله

تحليل استنادي، از روش هاي علمي و معتبر براي ارزشيابي مقالات يك نشريه به شمار مي رود. پژوهش حاضر سعي دارد تا با اين روش، مقالات فصلنامة معرفت فلسفي را از نخستين شماره ارزيابي كند تا الگوي رفتار علمي نويسندگان و وضعيت مقالات و ميزان مشاركت علمي محققان را در تدوين مقالات به شيوة علمي تحليل نمايد. پديدآورندگان مقالات به گونه هاي مختلف به منابع استناد مي كنند و اين منابع را مي توان از لحاظ محمل، زبان، زمان و ... بررسي كرد. در اين پژوهش، استنادهاي مقالات فصلنامة معرفت فلسفي بررسي شده اند تا به اين وسيله الگوي رفتار علمي پژوهشگران و محققان، روابط موجود ميان متن مقالات و مآخذ آنها، و گرايش موضوعي نويسندگان در استفاده از منابع اطلاعاتي معين شود.

اهميت پژوهش

استنادها به ردپاهاي ثابتي شبيه اند كه مسير اكتشاف ها و تفكرات علمي را نمايان مي كنند. هيچ مقاله اي بدون استناد به دانش پيشين خود، به تنهايي روي پا نمي ايستد. اين امر در طول تاريخ همواره ديده مي شود. دانشمندان با قدم نهادن و تكيه بر سكوي دانش پيشينيان، پلكان دانش بشري را بنا مي نهند و بالا مي روند. طبيعت اين حركت با دقت نظر و تحليل پانويس ها و استنادها قابل مشاهده است. نمودار شدن يك مقاله در سياهة مراجع يك سند، بازگوكنندة اين مطلب است كه در ذهن نويسنده، بين اثر وي و مقاله اي كه به آن در فهرست ماخذ استناد كرده است، ارتباطي وجود دارد. تجزيه و تحليل هايي كه دربارة اين ارتباطات صورت مي گيرد، مقوله اي را به نام «تحليل استنادي» پديد مي آورد. با استفاده از «كتا ب سنجي» و روش هاي مختلف آن مي توان انبوه متون و منابع منتشرشده را براساس ميزان استفاده رتبه بندي نمود، مجلات هسته (پراستفاده) را معرفي كرد و نويسندگان كليدي (پرتوليد) را شناساند و بدين وسيله، كمك هاي ارزشمندي به مجموعه سازان و جامعة استفاده كنندگان از كتابخانه ها و مراكز اطلاعاتي ارائه كرد؛ زيرا با شناخت و تهية مجلات اصلي اين حوزه، مجموعه سازان قادر خواهند بود با اشتراك تعداد كمتري از مجلات كه كاربرد و مخاطبان بيشتري دارند، در بودجة كتابخانه صرفه جويي كنند و در عين حال، با تهيه منابع كمتر، فضاي فيزيكي كمتري از كتابخانه را اشغال نمايند. استفاده كنندگان نيز با شناخت نويسندگان كليدي حوزه هاي علمي خويش مي توانند مطالعات خود را هدفمندتر دنبال كنند و فارغ از مطالعة مطالب حاشيه اي و نامربوط، با صرف وقت و انرژي و هزينة كمتر، به مطالب ارزشمندتري در حوزه هاي علمي دست يابند. همچنين، مي توان با استفاده از روش تحليل استنادي - كه يكي از روش هاي مهم كتاب سنجي است - تصويري از ساختار علم ترسيم كرد و بدين ترتيب، فراز و نشيب هاي ساختار علم را مطالعه و ظهور موضوعات علمي جديد را رديابي كرد.8

هدف كلي پژوهش

هدف كلي پژوهش حاضر، تحليل استنادي مقالات منتشر شده در فصلنامة معرفت فلسفي از شمارة 1 تا 30 است.

اهداف فرعي پژوهش

1. تعيين تعداد كل مقالات منتشرشده و تعيين مقاله هاي تأليفي و ترجمه اي؛

2. تعيين تعداد كل استنادها و ميانگين استنادها در هر مقاله؛

3. تعيين وضعيت زباني استنادها؛

4. تعيين جنسيت نويسندگان مقالات؛

5. تعيين ميزان استناد به كتاب، نشريات ادواري، پايان نامه ها و ساير محمل هاي اطلاعات؛

6. تعيين ميزان مشاركت نويسندگان و مترجمان در اجراي تحقيقات گروهي؛

7. تعيين پراستنادترين منابع مورداستناد نويسندگان مقالات؛

8. تعيين پركارترين نويسنده در ميان نويسندگان مقالات.

پرسش هاي اصلي

1. ميزان مقاله هاي تأليفي و ترجمه اي و ميانگين تعداد استنادهاي مقالات چقدر است؟

2. توزيع مؤلفان براساس جنسيت چگونه است؟

3. توزيع مقالات براساس مؤلف فردي و گروهي چگونه است؟

4. ميزان استفاده از انواع منابع اطلاعاتي چگونه است؟

5. ميزان استنادهاي مقالات مورد بررسي از نظر زبان چگونه است؟

6. پراستنادترين نويسندگان منابع كدام اند؟

7. پراستنادترين منابع كدام است؟

8. پركارترين نويسندگان مقالات كدام اند؟

روش و جامعة پژوهش

اين پژوهش از نوع پيمايشي است. در اين پژوهش با استفاده از روش تحليل استنادي، تمام مقاله هاي مننتشرشده از شماره 1 تا 30 در فصلنامة معرفت فلسفي تجزيه و تحليل شده اند و براي اين كار، تمام استنادهاي مقالات در كانون بررسي قرار گرفته و با توجه به پرسش هاي مطرح شده، داده هاي موجود با استفاده از نرم افزار اكسل تجزيه و تحليل گرديده اند.

تعاريف

تحليل استنادي: يكي از روش هاي كتاب سنجي است كه به ارزيابي متون علمي براساس شمارش استنادهاي تعلق گرفته به آن متون مي پردازد.9

استناد: منظور مآخذي هستند كه نويسندگان در فهرست منابع و مآخذ آنها را منبع تأليف اثر معرفي كرده اند.

معرفي نشريه

معرفت فلسفي، فصلنامة علمي ـ پژوهشي درحوزة علوم فلسفي است كه مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) آن را به چاپ مي رساند. نخستين شماره آن در سال 1382 و تاكنون 30 شماره از اين نشريه منتشر شده است. در اين پژوهش با استفاده از روش تحليل استنادي، تمام مقاله هاي منتشرشده از شماره 1 تا 30 تجزيه و تحليل شده اند.

محدوديت هاي پژوهش

ـ كامل نبودن اطلاعات كتاب شناختي در بسياري از موارد؛

ـ وارد شدن اسامي مؤلفان به صورت هاي مختلف؛

ـ وارد شدن عناوين منابع به گونه هاي مختلف؛

ـ استناد به بخش هايي از كتاب ها و اشاره نكردن به اصل كتاب.

پيشينه پژوهش

در زمينة تحليل استنادي در داخل و خارج از ايران تحقيقات بسيار گسترده اي انجام شده است كه در اين قسمت تنها به چند نمونه از اين تحقيقات در تحليل استنادي يك نشرية خاص، اشاره شده است.

پيشينة پژوهش در خارج

كاشكوفسكي،10 كسي11 و وايس12 (2003) در تحقيقي به تحليل استنادي 629 عنوان از پايان نامه هاي كارشناسي ارشد و دكتري ارائه شده به دانشگاه ايالت لوا13 بين سال هاي 1992-1993ميلادي پرداختند. محققان با طبقه بندي پايان نامه هاي مورد بررسي در پنج دستة هنر و علوم انساني، علوم زيستي، مهندسي، علوم ورزشي و علوم اجتماعي به تحليل 46742 استناد به كار رفته پرداختند. يافته ها نشان داد كه مجلات و تك نگاشت ها با 6/63٪ و 7/23٪ در صدر منابع مورد استناد قرار داشتند؛ 85٪ از منابع مورد استناد در كتابخانه هاي دانشگاه موجود بودند. از نقاط جالب توجه يافته هاي اين پژوهش آن بود كه هيچ گونه منابع الكترونيكي به كار گرفته نشده بود.

تونتا14 و اوموت15 در دانشگاه هاستپ16 (2004) تركيه در پژوهشي استنادهاي صد پايان نامة كارشناسي ارشد و دكتري كتابداري و اطلاع رساني ارائه شده در فاصلة سال هاي 1974 تا 2002ميلادي، را بررسي كردند. نتايج نشان داد كه پايان نامه هاي دكتري 5/2 برابر پايان نامه هاي كارشناسي ارشد به منابع استناد كرده اند. تك نگاشت ها بيش از 50٪ استنادها هستند و بعد از آن، نشريات ادواري 42٪ استناد ها هستند. اكثر استنادها تك نويسنده بودند و به اعتقاد محقق، با استفاده از يافته هاي اين پژوهش مي توان فهرستي از مجلات هستة اين رشته را براي استفاده در كتابخانه معرفي كرد.

پيشينة پژوهش در داخل

حري و نشاط17 (1381) به منظور تحقق چهار هدفِ «تعيين نوع منابع مورداستناد و چگونگي توزيع آنها، تشخيص زبان غالب در مأخذ مورد استفاده مقالات، كشف رفتار استنادي نويسندگان مقالات مجلة روان شناسي و علوم تربيتي دانشگاه تهران از آغاز تا پايان سال 1379» در تحقيقي با استفاده از روش تحليل استنادي، 179 مقالة تأليفي و 2462 استناد آنها را مورد ارزيابي قرار داده، دريافتند كه متوسط استناد هر مقاله 7/13 بوده و سالانه 5/8 مقالة تأليفي در مجله درج شده است. يافته هاي آنها نشان داد كه كتاب ها 55٪ و مقالات 8/37٪ از استنادها هستند. لذا نويسندگان مقالات بيشتر، كتاب مدار بوده و يافته ها 6/12 سال نيم عمر براي كتاب ها، 12 سال براي مقالات و 3/6 سال را براي پايان نامه ها نشان دادند.

محمدي و دادگر18 (1386) با «تحليل استنادي مقاله هاي منتشرشده در 30 شمارة فصلنامة كتابداري و اطلاع رساني بين سال هاي 1376 – 1384» دريافتند كه 219 مقاله (165مقاله تأليفي و 54 مقاله ترجمه اي) در طول سال هاي مورد مطالعه به چاپ رسيده است. ميانگين تعداد مقاله ها براي هر شماره 3/7 گزارش شده است. از ميان مقاله هاي منتشرشده در اين مجله تعداد 165 مورد يك نويسنده اي، 29 مورد دو نويسنده اي و 3 مورد 3 نويسنده اي بودند. مقطع تحصيلي نويسندگان 74 مقاله، كارشناسي ارشد و 63 مقاله دكتري بودند. 1748 استناد در اين مقاله ها به كار رفته بود كه ميانگين 9/11 براي هر مقاله تعيين شد. در بين محمل هاي اطلاعاتي، مقاله ها قبل از كتاب ها و پايان نامه ها قرار گرفت و نشان داد كه محققان اين حوزه بيشتر مقاله محورند. منابع زبان انگليسي در استنادها با اندكي اختلاف، بالاتر از زبان فارسي قرار گرفت. تعيين نيم عمر داده ها نشان داد كه كتاب هاي لاتين با 14 سال و 2 ماه و منابع اينترنتي با 4 سال و 5 ماه بيشترين و كم ترين نيم عمر را دارند. به دانشنامة كتابداري و اطلاع رساني در بين كتاب ها و عباس حري و محمدحسين دياني در بين پديدآورندگان، دياني و فتاحي در بخش مقاله ها و عصاره در بخش پايان نامه ها بيش از همه استناد شده بود. فصلنامه كتابداري و اطلاع رساني با فصلنامه كتاب در كنار 3 مجلة ديگر به عنوان مجلات هستة اين رشته در فارسي انتخاب شدند.

كريمي و سليماني (1387) با «تحليل استنادي مقالات فصلنامة علوم حديث» دريافتند كه از 190 مقالة بررسي شده اين نشريه 181 مقاله تأليفي و 9 مقاله ترجمه اي بودند و از مجموعه مقالات اين نشريه 12367 استناد استخراج و تحليل شد. ميانگين استنادها براي هر مقاله 5/9 استناد و بالاترين ميزان استناد، مربوط به كتاب ها (به ميزان 92 درصد) بوده و 7/82 درصد از استنادها به زبان عربي بوده است. همچنين، علم حديث بيشترين ارتباط موضوعي را به ترتيب، با موضوعات فقه، سرگذشت نامه، علم الرجال، تفاسير و علوم قرآني دارد. مواردي ديگر مانند پراستنادترين عناوين، نويسندگان، محققان، تلخيص كننده ها، مترجمان در دو بخش زنان و مردان بررسي شده است. ميزان مشاركت نويسندگان و مترجمان، و فعال ترين نويسندگان و مترجمان نيز در كانون بررسي قرار گرفته است.

دادگر و كريمي و عبادالله19 (1388) با «تحليل استنادي مقالات 30 شماره از فصلنامة پژوهش هاي فلسفي ـ كلامي» منتشره بين سال هاي 1368 تا 1387 دريافتند كه در 30 شمارة اين مجله، 180 مقاله تأليفي و ترجمه اي به چاپ رسيده است كه ميانگين 6 مقاله براي هر شماره به دست آمد. از 164 نفر نويسنده مقالات تأليفي، 154 نفر نويسنده مرد و 10 نفر نويسنده زن بودند. فقط 7 عنوان مقاله حاصل كار گروهي بود و مابقي داراي نويسنده اي واحد بودند. يافته ها نشان داد كه اكثر نويسندگان مقالات اين فصلنامه عضو هيئت علمي و فقط 27 نفر غير عضو هيئت علمي بودند. همچنين يافته ها نشان داد كه در بين كتاب ها، به ترتيب قرآن، اشارات و تنبيهات، الميزان، اسفار اربعه، بحارالانوار، نهج البلاغه و در بين نويسندگان ملّاصدرا، ابن سينا، طباطبائي، امام خميني(ره)، و علّامه مجلسي بيشترين استناد را دارند. طبق يافته هاي پژوهش در بين محمل هاي اطلاعاتي، به كتاب ها بيشتر از ساير منابع اطلاعاتي استناد شده است. همچنين يافته ها نشان داد علاوه بر موضوع فلسفه، بيشترين موضوعات مورد استناد، حديث، تفسير و فقه بوده است. منابع زبان عربي با 1359 استناد، بالاتر از زبان فارسي و انگليسي قرار گرفت.

تجزيه و تحليل داده ها

با بررسي شماره هاي 1 تا 30 نشرية معرفت فلسفي علاوه بر مقالات موجود در هر شماره، مباحث ديگري نيز با عنوان ميزگرد منتشر شده و مجموع مقالات و ميزگردهاي اين نشريه از شمارة 1 تا 30، 188 مورد بوده است. فراواني مباحث هر شماره به تفكيك در جدول شماره 1 نمايش داده شده است.

جدول 1: تعداد مقالات و ميزگردهاي هر شمارة نشريه

شماره

مقالات

ميزگرد

شماره

مقالات

ميزگرد

شماره 1 - 2

8

2

شماره 17

7

-

شماره 3

5

1

شماره 18

7

-

شماره 4

5

1

شماره 19

7

-

شماره 5

4

1

شماره 20

7

-

شماره 6

6

1

شماره 21

7

-

شماره 7

5

-

شماره 22

7

-

شماره 8

5

1

شماره 23

7

-

شماره 9

5

1

شماره 24

7

-

شماره 10

4

-

شماره 25

7

-

شماره 11

4

1

شماره 26

7

-

شماره 12

5

-

شماره 27

7

-

شماره 13

4

-

شماره 28

7

-

شماره 14

6

1

شماره 29

7

-

شماره 15

6

1

شماره 30

7

-

شماره 16

7

-

     

در پاسخ به سؤال اول پژوهش دربارة «تعداد مقاله هاي تاليفي و ترجمه اي و ميانگين تعداد استنادها» داده ها (نمودار شمارة 1) نشان داد كه در 30 شمارة اين فصلنامه 177 مقاله منتشر شده است. كه شمارة 1 -2 با انتشار 8 مقاله بيشترين و شماره هاي 5 ، 10 ،11 و 13، با 4 مقاله كمترين تعداد مقاله را داشته اند.

به طور كلي ميانگين مقالات منتشرشده در 30 شمارة اين مجله 6 مقاله است و با توجه به افزايش شمار طلاب و حوزه هاي متنوع پژوهشي به نظر مي رسد اين ميانگين پايين بوده است. از مجموع 177 مقالة اين نشريه 174 مورد (3/98 درصد) تأليفي و 3 مورد (7/1درصد) ترجمه اي بوده است؛ كه با توجه به گرايش موضوعي نشريه اين ميزان مناسب است. توجه و گرايش به مقالات تأليفي در برابر مقالات ترجمه اي، نكته اي است كه گردانندگان اين مجله به آن توجه داشته اند؛ زيرا برخي از متخصصان معتقدند رفتن به سوي ترجمه از اعتبار مجله هنگام ارزش گذاري مي كاهد و اين مسئله خود به خود، مجلات را به سوي مطالب تاليفي سوق مي دهد.

نمودار 1: فراواني تعداد استنادهاي هر شماره

مجموع استنادهاي 30 شمارة نشرية معرفت فلسفي، 3846 مورد مي باشد كه ميانگين استناد براي هر مقاله 72/21 مورد است؛ شماره 20 با 298 مورد بيشترين تعداد استناد و شمارة 9 با 41 مورد كمترين تعداد استناد را دارا بودند.

در پاسخ به سؤال دوم در زمينة جنسيت مؤلفان، از 177 مقاله،172 مقاله تأليف مردان و 5 مقاله با مشاركت زنان تأليف شده است.

در پاسخ به پرسش سوم در زمينة تعداد مقالات فردي و گروهي، از 177 مقاله، 135 (27/76٪) مقاله داراي يك نويسنده و 42 (72/23٪) مقاله داراي دو نويسنده و تنها يك مقاله داراي سه نويسنده بوده است؛ به نظر مي رسد نويسندگان اين مجله هم مانند مجلات ديگر، تمايل چنداني براي كارهاي گروهي و مشاركتي ندارند.

سؤال هاي چهارم و پنجم دربارة ميزان استفاده از انواع منابع اطلاعاتي و نوع زبان آنهاست كه در جدول2 نمايش داده شده است.

جدول 1: فراواني انواع منابع و تعداد استناد به آنها

زبان

نوع منبع

فارسي

عربي

زبان هاي ديگر

جمع كل

فراواني

درصد

فراواني

درصد

فراواني

درصد

فراواني

درصد

كتاب

1346

99/34

1789

51/46

297

72/7

3432

23/89

نشريه

130

38/3

-

0

58

50/1

188

88/4

پايا ن نامه

18

46/0

-

0

1

02/0

19

49/0

منابع الكترونيكي و اينترنت

8

2/0

13

33/0

11

28/0

32

83/0

مجموعه مقالات

15

39/0

1

02/0

72

87/1

88

28/2

منابع مرجع

16

41/0

24

62/0

47

22/1

87

26/2

جمع

1533

85/39

1827

50/47

486

63/12

3846

100

براساس داده هاي جدول شمارة 2، كتا ب ها در بين ساير منابع اطلاعاتي 23/89٪ از استنادها و در رتبة اول قرار گرفته است؛ اين ميزان درصد حاكي از كتاب محور بودن نويسندگان مقالات فصلنامه معرفت فلسفي است. بعد از كتاب ها نشريات با 88/4٪ استنادها رتبة دوم را دارند و پايان نامه ها، منابع الكترونيكي و اينترنت، مجموعه مقالات و منابع مرجع كمترين درصد استناد را دارند.

مطابق با داده هاي جدول شمارة 2، از مجموع 3846 استناد به كار رفته، 1533 مورد (85/39٪) به زبان فارسي، 1827 مورد (50/47٪) به زبان عربي و 486 مورد (63/12٪) به زبان هاي ديگر مي باشد كه نشان دهندة مراجعة بيشتر به منابع فارسي و عربي در مقالات اين فصلنامه است.

در پاسخ به سؤال 6، با استفاده از جدول 3، نويسندگان پراستناد مشخص شده است كه براساس يافته هاي اين جدول پراستنادترين نويسنده صدرالدين شيرازي با 306 استناد بوده است. نويسندگان پراستناد ديگر به ترتيب عبارت اند از: ابن سينا (245)، علّامه طباطبائي (100 استناد) آيت الله مصباح (100 استناد)، شهيد مطهّري(93 استناد) و...

جدول 2: پراستنادترين پديدآوران در منابع كتابيِ مقالات مورد بررسي

رديف

پديدآور

تعداد استنادها

1

صدرالدين شيرازي، محمد بن ابراهيم

306

2

ابن سينا، حسين بن عبدالله

245

3

طباطبائي، سيدمحمدحسين

100

4

مصباح، محمد تقي

100

5

مطهرّي، مرتضي

93

6

سهروردي، شهاب الدين

78

7

نصيرالدين طوسي، محمد بن محمد

71

8

حلي، حسن بن يوسف

53

9

سبزواري، ملّا هادي

53

10

حسين زاده، محمد

51

11

فخررازي، محمد بن عمر

49

12

فارابي، محمد بن محمد

43

13

جوادي آملي، عبدالله

42

14

غزالي، محمد بن محمد

28

15

قطب الدين شيرازي، محمود بن مسعود

27

16

قطب الدين رازي، محمد بن محمد

26

17

حسن زاده آملي، حسن

25

18

بهمنيار بن مرزبان

21

19

عبوديت، عبدالرسول

20

20

مجلسي، محمدباقر

19

همچنين در ميان نويسندگان منابع لاتين، ارسطو با 45 مورد استناد به عنوان پراستنادترين نويسنده در صدر قرار گرفته كه در جدول 4 نمايش داده شده است.

جدول 3: پراستنادترين نويسندگان منابع لاتين در مقالات مورد بررسي

رديف

پديدآور

تعداد استناد

1

ارسطو

45

2

كانت، ايمانوئل

36

3

كاپلستون، فردريك

35

4

پوپر، كارل

21

5

افلاطون

15

6

راسل، برتراند

14

7

دكارت، رنه

11

8

رالز، جان

11

9

هايدگر، مارتين

11

10

استيس، والترترنس

10

جدول 5 پر استنادترين مترجمان را در مقالات مورد بررسي نشان مي دهد كه در اين ميان محمدحسن لطفي به عنوان پراستنادترين مترجم با 21 مورد استناد در رتبة اول قرار گرفته است.

جدول 5: پراستنادترين مترجمان در مقالات مورد بررسي

رديف

پديدآور

تعداد استناد

1

لطفي، محمدحسن

21

2

مجتبوي، امير جلال الدين

20

3

آرام، احمد

17

4

حدادعادل، غلامعلي

15

5

بزرگمهر، منوچهر

13

6

خرمشاهي، بهاء الدين

13

7

فولادوند، عزت الله

13

8

مهدوي، يحيي

13

9

سعادت، اسماعيل

11

10

صانعي دره بيدي، منوچهر

9

در پاسخ به سؤال 7 دربارة پراستنادترين منابع، چنان كه در جدول 6 نشان داده شده است، الشفاء با 95 مورد استناد، پراستنادترين كتاب در مقالات مورد بررسي است. كتاب هاي پراستناد ديگر عبارت اند از اسفار (90 استناد)، مجموعه آثار شهيد مطهري (60 استناد)، الاشارات و التنبيهات (58 استناد)، مجموعه مصنفات شيخ اشراق (53 استناد) و... كه نشان دهنده مراجعه نويسندگان مقالات به كتب مرجع فلسفي براي نگارش مقالات مي باشد.

جدول 6: پراستنادترين كتب فارسي و عربي در مقالات مورد بررسي

رديف

عنوان كتاب

تعداد استناد

1

الشفاء

95

2

الحكمة المتعالية في الاسفار العقلية الاربعة

90

3

مجموعه آثار شهيد مطهّري

60

4

الاشارات و التنبيهات مع الشرح

58

5

مجموعه مصنفات شيخ اشراق

53

6

نهاية الحكمه

52

7

شرح المنظومه

41

8

آموزش فلسفه

40

9

الشواهد الربوبيه

39

10

تاريخ فلسفه

33

11

شرح حكمه الاشراق

32

12

المبدأ و المعاد

29

13

اساس الاقتباس

26

14

تعليقة علي نهاية الحكمه

26

15

التعليقات

22

16

التحصيل

21

17

المباحث المشرقيه

21

18

النجاة

21

19

المنطقيات

19

20

الميزان

17

21

بحارالانوار

17

22

مفاتيح الغيب

17

در بين كتب لاتين نيز براساس جدول 7، به كتاب «Routledge Encyclopedia of Philosophy» بيشتر از ديگر كتاب ها رجوع شده است. تعداد كمِ استناد به منابع لاتين عللي دارد؛ از جمله ناآشنايي با زبان انگليسي و زبان هاي لاتين، و مرتبط نبودن محتواي كتب لاتين با علوم اسلامي. با اين حال، نياز به مراجعه بيشتر به منابع با زبان هاي لاتين براي پژوهش هاي روزآمدتر و غني تر احساس مي شود.

جدول 7: پراستنادترين كتب لاتين در مقالات موردبررسي

رديف

عنوان كتاب

تعداد استناد

1

Routledge Encyclopedia of Philosophy

24

2

Critique of pure reason

10

3

The Encyclopedia of Philosophy

9

4

Political Theory: An Introduction

8

5

Rights

7

6

Encyclopedia of Ethics

6

در بين نشريات فارسي مقالات مورد بررسي، معرفت فلسفي با 40 استناد، بيشترين استناد را در بين نشريات ديگر داشته است و نشريات ارغنون (12 استناد)، معرفت (9 استناد)، ذهن (8 استناد)، و قبسات (7 استناد) جزء نشريات پراستناد بوده اند. رتبه بندي نشريات در جدول 8 به تفصيل نمايش داده شده است كه بيانگر مراجعة اندك نويسندگان مقالات نشرية معرفت فلسفي به ساير نشريات و مقالات مي باشد. با توجه به آمار ارائه شده، مي توان معرفت فلسفي را يك نشرية هسته در حوزة فلسفه معرفي كرد.

جدول 8: پراستنادترين نشريات فارسي در مقالات مورد بررسي

رديف

عنوان نشريه

تعداد استناد

1

معرفت فلسفي

40

2

ارغنون

12

3

ماهنامه معرفت

9

4

ذهن

8

5

قبسات

7

6

مقالات و بررسي ها

4

7

خردنامه صدرا

3

8

نامه حكمت

3

9

آينه معرفت

2

10

پژوهش هاي اصولي

2

11

كيهان انديشه

2

12

مطالعات و پژوهش ها

2

همچنين در بين نشريات لاتين نشريه Nous با 4 استناد بيشترين استناد را در بين نشريات ديگر در مقالات مورد بررسي داشته است. جدول 9 پراستنادترين نشريات لاتين مورد استناد را نمايش مي دهد.

جدول9: پراستنادترين نشريات لاتين در مقالات مورد بررسي

رديف

عنوان نشريه

تعداد استناد

1

Nous

4

2

American economic review

3

3

Mind

3

4

Philosophical Review

3

5

Analysis

2

در پاسخ به پرسش هشتم دربارة پركارترين نويسندگان مقالات فصلنامة معرفت فلسفي، همان طور كه در جدول 10 نمايش داده شده است، محمد حسين زاده با 15 مقاله، بيشترين تعداد مقاله را در بين نويسندگان مقالات داراست و عسكري سليماني اميري و رحيم قرباني نيز با 9 مقاله در رتبه هاي بعدي قرار دارند.

جدول 10: پركارترين نويسندگان مقالات مورد بررسي

رديف

پديدآور

تعداد مقالات

1

حسين زاده، محمد

15

2

سليماني اميري، عسكري

9

3

قرباني، رحيم

9

4

عبدي، حسن

7

5

نبويان، سيدمحمود

7

6

افضلي، جمعه خان

5

7

رضايي، رحمت الله

5

8

صادقي، رضا

5

9

عبوديت ، عبدالرسول

5

10

فنايي اشكوري، محمد

5

11

رضايي، مرتضي

4

12

عشاقي، حسين

4

نتيجه گيري

بررسي مقالات فصلنامة معرفت فلسفي نشان مي دهد كه در 30 شمارة اين مجله از 177 مقاله 3/98٪ تأليفي و 7/1٪ ترجمه اي بوده است. با توجه به مبحث مهم و ضروري بومي سازي علوم انساني و از طرفي ترجمه زدگي در بسياري از حوزه هاي علمي، آمارها نشان مي دهد كه در حوزة فلسفي درصد بسيار قابل توجهي به پژوهش هاي تأليفي و نه صرف ترجمه پرداخته اند.

دربارة جنسيت مؤلفان، از 177 مقاله، 172 مقاله تأليف مردان و 5 مقاله با مشاركت زنان تاليف شده است.

بررسي مقالات فصل نامه در زمينة تعداد فردي و گروهي بودن پژوهش نشان داد از مجموع مقاله هاي نشريه، 27/76٪ مقاله داراي يك نويسنده و 72/23٪ مقاله داراي دو نويسنده و تنها يك مقاله داراي سه نويسنده بوده است. امروزه نتايج تحقيقات علمي نشان داده است كه پژوهش هاي گروهي، از دقت، جامع نگري و سرعت بيشتري برخوردار است، اما آمارهاي به دست آمده از نشريه بيانگر اين مطلب است كه نويسندگان مقالات اين مجله هم مانند بسياري از مجلات ديگر، تمايل چنداني براي كارهاي گروهي و مشاركتي ندارند.

بررسي ميزان استفاده و استناد به انواع منابع اطلاعاتي و نوع زبان آن، نشان مي دهد كه كتاب، در بين ساير منابع اطلاعاتي (نشريات، پايان نامه و...) 23/89٪ از استنادها را دارد و در رتبة اول قرار گرفته است. اين ميزان درصد استناد به كتاب، حاكي از كتاب محور بودن نويسندگان مقالات فصلنامة معرفت فلسفي است. بعد از كتاب ها نشريات با 88/4٪ استنادها رتبة دوم و پايان نامه ها، منابع الكترونيكي و اينترنت، مجموعه مقالات و منابع مرجع كمترين درصد استفاده و استناد را دارند. گفتني است با آنكه كتاب منبعي در دسترس همگان و سهل الوصول است، در پژوهش هاي امروزي، نبايد از منابعي چون نشريات و منابع الكترونيكي غافل ماند. اين گونه منابع به دليل سرعت بيشتري كه در روزآمدي اطلاعات در چرخة انتشار دارند، مي توانند منبعي مفيد و اصلي براي استناد پژوهش ها باشند.

با بررسي استنادها از بعد زبان، از مجموع 3846 استناد به كار رفته، 85/39٪ مورد از استنادها به زبان فارسي، 50/47٪ مورد از استنادها به زبان عربي و 63/12٪ مورد از استناد به زبان هاي ديگر است و نشان مي دهد بيشتر به منابع عربي و فارسي در مقالات اين فصلنامه رجوع شده است.

همچنين دربارة پراستنادترين نويسندگان، همان طور كه يافته ها نشان مي دهد، صدرالدين شيرازي، ابن سينا، علّامه طباطبائي، آيت الله مصباح، و شهيد مطهّري در فهرست نويسندگان پراستناد قرار گرفته اند. در بين نويسندگان منابع لاتين نيز ارسطو پراستنادترين نويسنده شناخته شد. همچنين محمدحسن لطفي بيشترين استناد را در بين مترجمان داشته است.

در پاسخ به پرسش 7 دربارة پراستنادترين منابع، از كه يافته ها برمي آيد كتاب هاي الشفاء، اسفار، مجموعه شهيد مطهري، الاشارات و التنبيهات، و مجموعه مصنفات شيخ اشراق جزء پراستنادترين كتاب ها بوده اند و در بين كتب لاتين نيز كتاب
Routledge Encyclopedia of Philosophy بيشترين استناد را به خود اختصاص داده است؛ تعداد كمِ استناد به منابع لاتين مي تواند عللي داشته باشد؛ از جمله ناآشنايي با زبان انگليسي و زبان هاي لاتين، و مرتبط نبودن محتواي كتب لاتين با علوم اسلامي. اما با اين حال نياز به مراجعه بيشتر به منابع زبانهاي لاتين براي پژوهش هاي روزآمد و غني تر احساس مي شود.

در بين نشريات نيز معرفت فلسفي، ارغنون، معرفت، ذهن و قبسات جزو نشريات پراستناد بوده اند. اين نشريات مي توانند به عنوان مجلات هسته در حوزة فلسفه معرفي شوند. در بين نشريات لاتين نيز نشريه Nous بيشترين استناد را دارد.

در بين نويسندگان مقالات فصل نامة معرفت فلسفي، محمد حسين زاده با 15 مقاله، بيشترين تعداد مقاله را داراست و عسكري سليماني اميري و رحيم قرباني نيز با 9 مقاله در رتبه هاي بعدي قرار دارند.

پيشنهادها

به دليل ناقص بودن اطلاعات كتاب شناختي در بخش منابع اكثر مقالات، پيشنهاد مي شود كه نويسندگان مقالات اهتمام بيشتري به رعايت استانداردها و قوانين موجود در زمينة اطلاعات كتاب شناختي منابع و ماخذ داشته باشند؛ همچنين ويراستاران نشريه با دقت بيشتري استنادات برون متني را ويرايش كنند. در اين زمينه مي توان با يك ويراستار ماهر استنادي نيز همكاري نمود.

با توجه به اينكه بيشتر منابع مورداستناد نويسندگان مقالات، كتاب ها بوده است (حدود 90درصد) و توجه كمتري به ساير منابع اطلاعاتي گرديده است پيشنهاد مي شود عنايت بيشتري به استفاده از ساير منابع اطلاعاتي بخصوص نشريات و پايان نامه ها گردد؛ چرا كه اين گونه منابع از بٌعد اطلاعاتي به روزتر مي باشند.

با توجه به رواج منابع الكترونيكي و اينترنتي در حوزه هاي مختلف علمي و استفادة اندك نويسندگان مقالات از اين منابع، پيشنهاد مي شود دوره هاي سواد اطلاعاتي براي ارتقاي سطح آشنايي طلاب و پژوهشگران با اين نوع منابع برگزار گردد و نويسندگان نيز در نگارش مقالات توجه بيشتري به اين نوع منابع داشته باشند.

پيشنهاد مي شود با توجه به اهميت و مزاياي تحليل استنادي نشريات مختلف، نشرية معرفت فلسفي در راستاي اهداف موردنظر خود، پيشنهادهايي را به نشريات مختلف حوزه ها و مراكز اسلامي براي تحليل استنادي شماره هاي گوناگون آن نشريات ارائه دهد و متولي اين امر شود.


پي‌نوشت‌ها:

1 محمدعلي كريميان مزيدي و محمد اشرافي، «تحليل استنادي مقالات سه نشريه علوم كشاورزي واحد علوم و تحقيقات دانشگاه آزاد اسلامي، دانش كشاورزي دانشگاه تبريز و تحقيقات كشاورزي»، فصلنامه كتاب، ش 69، ص 52.

2 عباس حري، «تحليل استنادي و شباهتهاي آن با علم الحديث»، نشر دانش، ش 20، ص 13.

3 فريده عصاره، «تحليل استنادي»، فصلنامه كتاب، ش 35 ، ص10.

4 نوشين فروزاني، «تحليل استنادي پايان نامه هاي كارشناسي ارشد رشته مهندسي معدن دانشكده فني دانشگاه تهران از سال 1370 – 1379»، كتابداري، ش 40، ص 107.

5 فريده عصاره، «تحليل استنادي»، فصلنامه كتاب، ش 35 ، ص11.

6 رك: محمدحسين دياني، «كتابسنجي» در: مجموعه مباحث بنياني در كتابداري و اطلاع رساني ايران: ده مقاله.

7 رضا کريمي و راضيه سليماني، «تحليل استنادي فصلنامه علوم حديث ». علوم حديث ، ش 49 -50، ص410.

8 فريده عصاره، «كتابسنجي»، علوم تربيتي و روا ن شناسي دانشگاه شهيد چمران، ش 15، ص 66.

9 رك: پوري سلطاني و فروردين راستين، دانشنامه كتابداري و اطلاع رساني.

10. Kushkowski.

11. Kathy.

12. Wiese.

13. lowa state university.

14. yasar tonta.

15. Umut.

16. Hacettepe university.

17 عباس حري و نرگس نشاط، «بررسي رفتار استنادي نويسندگان مقاله هاي مندرج در مجله روان شناسي و علوم تربيتي دانشگاه تهران از آغاز تا پايان سال 1379»، روان شناسي و علوم تربيتي دانشگاه تهران، ش 65، ص1-2.

18 مهدي محمدي و امير متقي دادگر، «تحليل استنادي مقالات منتشرشده در 30 شماره فصلنامه كتابداري و اطلاع رساني بين سال هاي 1376 – 1384»، كتابداري و اطلاع رساني. ش38، ص7.

19 امير متقي دادگر و رضا كريمي و جعفر عبادالله عموقين، «تحليل استنادي مقالات 30 شماره از فصلنامه پژوهش هاي فلسفي كلامي منتشره بين سال هاي 1368 تا 1387»، پژوهش هاي فلسفي كلامي، ش 41، ص287.


منابع

حري، عباس، «تحليل استنادي و شباهت هاي آن با علم الحديث»، نشر دانش، ش 20، بهمن و اسفند 1362، ص11–17.

حري، عباس و نرگس نشاط، «بررسي رفتار استنادي نويسندگان مقاله هاي مندرج در مجله روان شناسي و علوم تربيتي دانشگاه تهران از آغاز تا پايان سال 1379»، مجله روان شناسي و علوم تربيتي دانشگاه تهران، ش 65، پاييز و زمستان 1381، ص1-33.

دياني، محمدحسين، كتابسنجي، در: مجموعه مباحث بنياني در كتابداري و اطلاع رساني ايران: ده مقاله، مشهد، كتابخانه رايانه اي، 1379.

سلطاني، پوري و فروردين راستين، دانشنامه كتابداري و اطلاع رساني، تهران، فرهنگ معاصر، 1381.

عصاره، فريده، «كتابسنجي»، مجله علوم تربيتي و روا ن شناسي دانشگاه شهيد چمران، ش 15، پاييز و زمستان 1376، ص 63–74.

ـــــ ، «تحليل استنادي»، فصلنامه كتاب، ش 35، پاييز و زمستان 1377، ص 8 –34.

فروزاني، نوشين، «تحليل استنادي پايان نامه هاي كارشناسي ارشد رشته مهندسي معدن دانشكده فني دانشگاه تهران از سال 1370 – 1379»، كتابداري، ش 40، بهار 1382، ص 103–122.

كريمي، رضا و راضيه سليماني، «تحليل استنادي فصلنامه علوم حديث»، علوم حديث، ش 49 -50، زمستان 1387، ص 400–423.

كريميان مزيدي، محمد علي و محمد اشرافي، «تحليل استنادي مقالات سه نشريه علوم كشاورزي واحد علوم و تحقيقات دانشگاه آزاد اسلامي، دانش كشاورزي دانشگاه تبريز و تحقيقات كشاورزي»، فصلنامه كتاب،
ش 69، بهار 1386، ص 51–68.

متقي دادگر، امير، رضا كريمي، و جعفر عبادالله عموقين، «تحليل استنادي مقالات 30 شماره از فصلنامه پژوهش هاي فلسفي كلامي منتشره بين سال هاي 1368 تا 1387» پژوهش هاي فلسفي كلامي، ش 41، پاييز 1388، ص 287–314.

محمدي، مهدي و امير متقي دادگر، «تحليل استنادي مقالات منتشرشده در 30 شماره فصلنامه كتابداري و اطلاع رساني بين ساله اي 1376 – 1384»، كتابداري و اطلاع رساني. 38، تابستان 1386، ص 7–36.

Kushkowski, Jeffrey D.;parsons، Kathy A and Wiese, William H. Master`s and doctoral thesis citations: Analysis and trend of a longitudinal study. Libraries and the academy, 2003, v.3 ، N. 3, p. 459-470.

Tonta, Yasar and Al, Umut(2004). Scatter and obsolescence of journal cited in dissertation of librarianship: the case of Hacettepe University. {online}, available at: www.yunus.hacettepe.edu.tr