تحلیل روش شناسی مطلوب اقتصاد اسلامی در حوزه علمیه قم
Article data in English (انگلیسی)
روششناسی اقتصاد اسلامی در حوزۀ علمیۀ قم
مصطفي کاظمي نجفآبادي / استاديار گروه اقتصاد پژوهشگاه حوزه و دانشگاه mostafakazemi@rihu.ac.ir
مسعود داووديپور / دانشجوي دکتري اقتصاد پژوهشگاه حوزه و دانشگاه mdavoodipoor@rihu.ac.ir
دريافت: 17/10/1403 ـ پذيرش: 29/04/1405
چکيده
حوزۀ علمیۀ قم در سدۀ اخیر دارای پیشرفتهای علمی قابلتوجهی در حوزۀ علوم اسلام بوده است و در غنای مطالب علمی همواره اثرگذاری داشته است. مباحث اقتصاد اسلامی نیز بهعنوان یکی از خاستگاههای دینی و اجتماعی مورد توجه علمای حوزۀ علمیۀ قم بوده است. این تحقیق با روش تحلیلی ـ توصیفی به دنبال تبیین نقش سدۀ اخیر حوزۀ علمیۀ قم در روششناسی مطلوب اقتصاد اسلامی است. روششناسی اقتصاد اسلامی در سدۀ اخیر حوزۀ علمیۀ قم با اندیشۀ آیتالله شاهآبادی آغاز شده و در مرحلۀ بعد با ورود نظریۀ شهید صدر و حضور شاگردان ایشان در حوزۀ علمیۀ قم هم زمان با انقلاب اسلامی ایران، به رشد و کمال رسیده است. بنابراین توصیف روشهای «تکوین و ادعا»، «ترکیب»، «نظریهپردازی استقلالی»، «استنباط نظریه اقتصادی از کتاب و سنت»، «نهادگرایی»، «نظریه اندیشه مدون»، «استنباط خردهنظام و کلان نظام»، «استنباط احکام اجتماعی»، «کشف مستقیم»، «الگوی حکمی اجتهادی»، «چندمرحلهای»، «تفسیر موضوعی بیرونی» و «روش تجربی» که همگی در بستر سدۀ اخیر حوزۀ علمیۀ قم شکل گرفتهاند، نقش این حوزۀ علمیه را در رشد و بالندگی نگاه به روششناسی در اقتصاد اسلامی مشخص میسازد.
کليدواژهها: روششناسی اقتصاد اسلامی، روش استنباطی، روش کشفی، نظام اقتصادی اسلام.
مقدمه
حوزۀ علمیۀ قم بهعنوان یکی از مهمترین مراکز علمی جهان اسلام، با سابقهای طولانی در تفسیر قرآن، بهرهگیری از تراث روایی و نظریهپردازی دینی، نقشی محوری در توسعۀ اندیشههای اسلامی ایفا کرده است. این حوزه در تبیین الگوهای رفتاری و نظام حکمرانی دینی نقشآفرینی کرده و در زمینۀ پرورش و رشد جریان اقتصاد اسلامی نیز تأثیرگذار بوده است. یکی از عرصههای مهم در این حوزه، روششناسی اقتصاد اسلامی است که به بررسی چگونگی تدوین و تولید نظریات اقتصادی بر مبنای منابع و مبانی اسلامی میپردازد. پژوهش حاضر به مطالعۀ تاریخچه شکلگیری نظریات اقتصاد اسلامی در حوزۀ علمیۀ قم میپردازد و درصدد پاسخگویی به این پرسش است که روش مطلوب در اقتصاد اسلامی چیست و حوزۀ علمیۀ قم در سده اخیر چه نقشی در تکوین و ارتقاء این روششناسی داشته است.
در امتداد جریانهای فکری و تلاشها برای تکمیل مکاتب اقتصادی، اندیشۀ متفکران مسلمان، بهویژه در سنت شیعی، زمینهساز پیدایش و تکوین برخی مفاهیم بنیادین در اندیشۀ اقتصادی اسلامی بوده است؛ مفاهیمی که هرچند در قالب مکتب مدون اقتصادی تا قرن هجدهم میلادی ظاهر نشدند، اما نقش مهمی در شکلدهی به رویکرد ارزشی و هنجاری اقتصاد اسلامی ایفا کردند. این در حالی است که اقتصاد متعارف با روندی تدریجی از ارزشزدایی، به سوی نوعی رویکرد خنثی و فارغ از ارزش حرکت کرد. در دوران معاصر، شهید آیتالله سیدمحمدباقر صدر با نقد بنیادی مکاتب سرمایهداری و سوسیالیسم، بنیانگذار مکتب اقتصاد اسلامی شد و چارچوبی نظری، ارزشی و نظاممند برای آن ارائه داد. در ادامه این مسیر، اقتصاددانان پرورشیافته در حوزۀ علمیۀ قم، بهویژه در دهههای اخیر، با بهرهگیری از مبانی اندیشۀ صدر و تأکید بر رویکرد مکتبی، در ترسیم مرزهای نظری و مفهومی اقتصاد اسلامی نقشآفرینی کردهاند. آنان با تبیین روشهای نظریهپردازی و ارائه مدلهایی در حوزههایی همچون مالیه اسلامی، الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت، و اقتصاد مقاومتی، به توسعه و ترویج مکتب اقتصاد اسلامی کمک کردهاند. بااینحال، گردآوری منسجم روشها و دستیابی به الگویی مطلوب در روششناسی اقتصاد اسلامی، مستلزم آسیبشناسی مطالعات پیشین، ارتقاء روشهای موجود، و همافزایی علمی در این حوزه راهبردی است. این مقاله در پی تبیین ابعاد تأثیرگذاری روششناسانۀ اندیشهوران حوزۀ علمیۀ قم در سده اخیر بر گفتمان اقتصاد اسلامی است و در این راستا، با رویکردی توصیفی، به بیان ساختار روش در جریانهای اقتصاد اسلامی برخاسته از حوزۀ علمیۀ قم میپردازد.
بهعنوان پیشینه این تحقیق میتوان به آثاری اشاره کرد که از روششناسی اقتصاد اسلامی و تفکر اقتصاددانان مسلمانان در روش نظریهپردازی در اقتصاد اسلامی صحبت به میان آوردهاند. خالد غفوری در مقالۀ «فقه النظریة لدی الشهید الصدر» (الغفوری، 1421ق) به تبیین روش شهید صدر در کشف نظریات اساسی اسلامی پرداخته و برخی از ثمرات کاربردی فقه النظریه را نیز برشمرده است. در این مقاله سعی شده تا وجهی برای حجیت روش مزبور بر اساس حجیت مدلول التزامیِ مجموعی ارائه شود. آیتالله تسخیری، در مقالهای با عنوان «در شناخت مكتب اقتصادي اسلامي و پاسخ به منتقدان» (تسخيري، 1382) که در حقیقت مکمل روش کشفی شهید صدر است به صورت کلی به ده نکته راجع به روش مزبور اشاره نموده است. سیدحسین میرمعزی در مقالۀ «روش کشف ماهیت اقتصاد اسلامی» (ميرمعزي، 1383)، یکی از علل اصلی اختلاف دیدگاه درباره ماهیت اقتصاد اسلامی را عدم اتخاذ روشی معین و منطقی در تحقیقات اقتصاد اسلامی میداند. وی روش پیشنهادی خود برای کشف ماهیت اقتصاد اسلامی را «استقراء نصوص و طبقهبندی آنها» مینامد. احمدعلی یوسفی در مقالۀ «روشهای کشف آموزههای اقتصادی اسلام» (يوسفي، 1385)، بعد از معرفی روش امضا، تأسیس و اکتشاف، بهرهگیری از ظرفیت هر سه روش را برای کشف نظریات اقتصاد اسلامی لازم دانسته و نام آن را روش ترکیب نهاده است. رستمنژاد و حسینی کوهساری در مقالۀ «روششناسی مطالعات اقتصاد اسلامی با تأکید بر مطالعات قرآنی» (رستمنژاد و حسيني کوهساري، 1388)، ابتدا به برخی از مبانی روششناسی اقتصاد اسلامی اشاره کرده و سپس برخی از روشهای تحقیق در اقتصاد اسلامی را ذکر میکنند. آقانظری در کتاب روششناسی اقتصاد اسلامی با رويکرد نهادي (آقانظري، 1396)، با تأکید بر ضرورت روشمند بودن تحقیقات اقتصادی در چارچوب اسلامی، بر این باور است که اقتصاددان مسلمان باید ضمن برخورداری از دانش تخصصی اقتصاد، با مبانی اجتهادی و اصول فقه اسلامی نیز آشنایی عمیق داشته باشد تا بتواند در فرایند تولید نظریه، از روششناسی تلفیقی بهره گیرد؛ روشی که ضمن حفظ انسجام درونی، به لحاظ معرفتشناختی نیز بر پایه منابع دینی استوار باشد.
در نهایت اثر علمی که تاریخچۀ نظریهپردازی در روششناسی اقتصاد اسلامی را در بستر زمانی و مکانی سدۀ اخیر حوزۀ علمیۀ قم تبیین کند وجود ندارد و از این جهت مقالۀ پیشرو دارای نوآوری است.
1. مفاهيم بحث
1ـ1. روششناسی اقتصاد
بررسی و ارزیابی شیوه تدوین و ارزیابی نظریات اقتصادی با توجه به مبانی فلسفی مرتبط با آن، مباحث مربوط به روششناسی اقتصاد را تشکیل میدهد (توکلی، 1398، ص9).
2ـ1. نظریۀ اقتصادی
مجموعهای از گزارهها است که درصدد بازتاب چارچوبهای هنجاری کلان حاکم بر نظام اقتصادی است و یا راههای وصول به یک هدف مشخص را تبیین میکند و یا آنکه درصدد توصیف و تبیین یک رفتار یا پدیده اقتصادیِ تحققیافته در عالم خارج به همراه ایجاد قدرت پیشبینی نسبت به آینده است. (صدر، ۱۳۵۰، ج1، ص402).
3ـ1. اقتصاد اسلامی
اقتصاد اسلامی جزئی از نظام اسلامی بوده که شامل جوانب مختلف زندگی است. یک سیستمی که شکلگرفته از اصول فکری اسلامی بوده و درواقع اسلام مسئولیت دعوت به آن سیستم و نظم حیات اقتصاد بشری را داشته است (صدر، 1350، ج1، ص402).
2. چارچوب روشی تحقیق
این پژوهش از نوع توصیفی است و به تبیین چیستی و چگونگی نظریهپردازی در اقتصاد اسلامی در ادبیات موجود حوزۀ علمیۀ قم مبادرت میورزد. همچنین این پژوهش از نوع بنیادین است و زمینه را برای دستیابی به روششناسی مطلوب اقتصاد اسلامی فراهم میآورد. این نوشته، بهدنبال دستهبندی، بررسی و نقد آثار موجود حوزۀ علمیۀ قم در ادبیات اقتصاد اسلامی همچنین رجوع به این آثار بهمنظور گردآوری مفاهیم و عناصر روششناختی آنها برای روشن ساختن ماهیت و روش اقتصاد اسلامی است. روش گردآوري دادهها، کتابخانهاي و با استفاده از اسناد نوشتاري، نرمافزاري و اينترنتي است. دستیابی به هدف این تحقیق، از طریق بررسی تجربیات تحقیقی در حوزۀ روششناسی اقتصاد اسلامی امکانپذیر است. با شناسایی، بررسی قیاسی و سنجش برخی از مهمترین این تحقیقات، علاوه بر آشکارسازی نقش پیشفرضها و الزامات در پژوهشهای اقتصاد اسلامی، ميتوان به معیارها و روشهای قابل دفاع و قابل ارائه درباره روششناسی اقتصاد اسلامی دست یافت.
3. روش تکوین و ادعا
بررسی تحول نظریات روششناسی اقتصاد اسلامی در حوزۀ علمیۀ قم نیازمند توجه به نقاط عطف آن است. شهید سیدمحمدباقر صدر با نگارش کتاب اقتصادنا نقش مهمی در تدوین اندیشۀ اقتصاد اسلامی داشت و او را میتوان پدر اقتصاد اسلامی نامید (مکارم شیرازی و همکاران، 1397، ص273). او با بررسی مکاتب شرق و غرب، پایههای نظریهپردازی در اقتصاد اسلامی را بنا نهاد و نتایج تحقیقاتش راهنمای محققان اقتصادی اسلامی شد.
آیتالله محمدعلی شاهآبادی در سال ۱۳۰۷ش به دعوت شیخ عبدالکریم حائری به قم آمد و به مدت هفت سال دروس اخلاق، فلسفه و فقه تدریس کرد. شاهآبادی معتقد بود که برای حل مشکلات اقتصادی جامعۀ اسلامی باید الگویی متناسب با آموزههای اسلامی و مبتنیبر مبانی هستیشناسی و ارزششناختی استخراج شود. این روششناسی، سرآغاز روششناسی اقتصاد اسلامی در حوزۀ علمیۀ قم بود.
آیتالله شاهآبادی با اشاره به فطرت انسان اقتصادی، او را عالم به خداوند و خیر محض میداند. این درک به توحید افعالی منجر میشود که رفتارهای اقتصادی را به سمت خیر و کمال مطلق هدایت میکند. در مقابل، الگوهای اقتصادی سکولار بر اساس قهر و غلبه شکل میگیرند که به تزاحم منافع و نفع اقلیت توانمند منجر میشود (شاهآبادی، 1380، ص33). طبق این بیان، نوعی نگرش روششناسانه به اقتصادی که در جامعه با توجه به درک و علم افراد وجود دارد بیان شده است و ایشان معتقد به روش فطری به سوی کمال و درک خیر کمال ذات خداوند و تنظیم رفتارهای اقتصادی بر اساس آن در متن جامعه است.
یوسفی در یکی از مقالات خود، روش نظریهپردازی آیتالله شاهآبادی در اقتصاد اسلامی را «روش تکوین و ادعا» مینامد. در این روش، شناخت قضایای اقتصادی با تحلیل از سطوح زیرساختی به سطوح روبنایی صورت میگیرد و پس از استخراج الگوی اقتصادی، این الگو بر مبنای فقه اسلامی مورد ارزیابی و تحلیل قرار میگیرد. وی ابعاد روششناختی استخراج الگوی اقتصادی اسلامی از منظر آیتالله شاهآبادی را به شرح زیر تبیین میکند.
«هدفهای فعالان اقتصادی بر اساس مبانی هستیشناختی و ارزششناختی شکل میگیرد. این مبانی، رفتارها و روابط اقتصادی هدفمند را شکل میدهند و نهادهای اقتصادی بر اساس آنها تأسیس میشوند. اگر مبانی الگوی اقتصادی سکولار باشد، هدفها، رفتارها و نهادهای اقتصادی متفاوت از الگوی مبتنیبر خدامحوری خواهد بود. در هر دو نوع الگو، فقه فقط احکام وضعی و تکلیفی رفتارها و روابط اقتصادی را تعیین میکند. الگوهای مبتنیبر مبانی انسانمحوری، اگر با احکام فقهی سازگار باشند، مجاز و اجرایی هستند، اما الگوی اقتصادی جامع اسلامی محسوب نمیشوند. الگوی اقتصادی جامع اسلامی باید منطبق بر مبانی هستیشناختی و ارزششناختی اسلامی باشد. بسیاری از احکام فقهی احتمال واقعنمایی کمی دارند، اما اگر الگو بر اساس مبانی قطعی اسلامی استخراج شود، احتمال واقعنمایی آن بسیار بالاست» (یوسفی، 1394).
آیتالله شاهآبادی برای کشف روش مطلوب اقتصادی در اسلام، از آسیبشناسی اقتصاد ایران بهعنوان شناخت وضعیت موجود استفاده میکند. سپس الگوی مطلوب را بر اساس آموزههای اسلامی و مبانی هستیشناختی و ارزششناختی طراحی میکند. حرکت به سمت این الگو نیز با توجه به حدود و روشهای مشخصشده توسط آموزهها انجام میشود. این روش به استخراج گزارههای رفتارساز و الگوهای رفتاری برای نهادینهسازی در جامعه میپردازد و بایستههای تسهیل روند این رفتارها را از مؤلفههای ذکرشده استخراج میکند.
4. امتداد روش فقه نظریه اقتصادی شهید صدر
برای تدوین اقتصاد اسلامی، تبیین روششناسی روشن و ساده ضروری است. این روشها فرایند شکلگیری گزارههای اقتصاد اسلامی را توضیح میدهند که توسط اقتصاددانان و فقیهان ارائه شده است. روششناسی علم، اهمیت و ضرورت دارد و تکمیل آن با جوانب معرفتی، مسیر دریافت گزارههای علمی و نقاط ابهام را روشن میکند. مطالب پیشرو به بررسی سیر تاریخی و مفهومی روشهای اقتصاد اسلامی در سدۀ اخیر، بهویژه در حوزۀ علمیۀ قم، میپردازد. هدف از تبیین روشهای مختلف، تبیین هستۀ اصلی روش نظریههای اقتصاد اسلامی همراه با نقد و بررسی آنهاست که در مرحلۀ بعد به کشف روششناسی مطلوب اقتصاد اسلامی از مباحث موجود در حوزۀ علمیۀ قم و اثر آن بر این نقطۀ مطلوب پرداخته میشود. اندیشمندان اسلامی در بحث اقتصاد اسلامی از روشهای مختلفی استفاده کردهاند که منجر به اختلاف در ارائه مطالب شده است. برخی احکام ثابت و متغیر را مطرح کردهاند، درحالیکه برخی دیگر مبانی و مکتب اقتصادی را اساس اقتصاد اسلامی دانستهاند. تعدادی از اندیشمندان، اقتصاد اسلامی را علم دانسته و گستره آن را شامل فلسفه، مکتب، نظام، نهاد و حقوق میدانند.
مطالعات روششناسی اقتصاد در حوزۀ علمیۀ قم، نگاه تکمیلی یا انتقادی به روش کتاب اقتصادنا دارند. این کتاب با ارائه روششناسی مشخص در نظریهپردازی اقتصاد اسلامی، بر نظریۀ شهید صدر استوار است. روش «فقه نظریۀ اقتصادی» از این کتاب برگرفته شده و هدف آن کشف نظریات بنیادی اسلام در عرصۀ اقتصاد است. محقق فقه نظریۀ اقتصادی به دنبال قوانین کلی اقتصادی است تا فقه را از احکام فردی به عرصههای کلان اجتماعی بکشاند. این نظریه بر انسجام و ارتباط احکام شریعت استوار است. مراحل کشف نظریات اقتصادی بر اساس فقه نظریه بر مراحل ذیل مبتنی است:
ـ ارائه فرضیه: محقق اقتصادی باید فرضیهای را به صورت اجمالی در ذهن خود داشته باشد و بر اساس آن به کشف نظریه بپردازد.
ـ گردآوری احکام مرتبط و همسو: در این مرحله محقق فقه نظریات هر حکم که بتواند او را در راستای کشف نظریه یاری رساند، جمعآوری میکند.
ـ ترکیب بین احکام و کشف نظریه: پس از جمع احکام بر اساس فرضیه، لازم است مجموعه پیشرو را به صورت مجموعی مورد بررسی و تحلیل قرار داد. بنابراین لازم است هر حکمی به صورت جزئی از کل و بخشی از یک مجموعۀ مرتبط نگریسته شود.
در نهایت بر اساس روش فقه نظریات راه تصحیح و حجیت نظریه، تمسک به مقدمات دلیل انسداد بوده است؛ چراکه استفاده از نصوص و منابع استنباط به روش متعارف اجتهاد برای کشف نظریات اساس مشکل بوده و نوعاً به بنبست میرسد (آقانظری و خطیبی، 1392).
آیتالله حائری در توضیح و تکمیل روش فقه نظریه میفرماید: «اقتصاد اسلامی از دو بخش سیستم و علم تشکیل شده است. علم بهمعنای قوانین واقعی است که پس از رعایت چارچوبها به دست میآید. نظام اقتصاد اسلامی شامل دو مرحله زیربنا و روبنا است. روبنا به احکام فقهی اشاره دارد و زیربنا به نظامهای عمومی که فقه و حقوق اسلامی بر آنها مبتنی است. فقه معاملات و حقوق اقتصادی اسلام مستقیماً از کتاب و سنت استخراج میشود. نهادی مانند مجمع تشخیص مصلحت نظام برای پیشبرد وضعیت اقتصادی در جهت مصالح اسلامی کافی است. بنابراین، ابتدا باید فقه معاملات و حقوق اقتصادی اسلام را بر اساس کتاب و سنت تکمیل کرد و سپس با ترکیب فقه و مبانی اقتصادی اسلامی، نظام اقتصادی اسلام را استخراج و با کمک ولایت مطلقه فقیه و تشخیص مصلحت زمانی و مکانی، آن را در جامعه اجرا کرد» (حائری و یوسفی، 1380).
آیتالله تسخیری با تکمیل روشمند نظریۀ شهید صدر در ده گام و تکمیل نظریه با مباحث حجیت روش اقتصاد اسلامی را به این صورت تبیین میکند: 1. جدایی علم و مکتب؛ 2. تفاوت قائل شدن بین مکتب و قانون؛ 3. روبنا شمردن قانون؛ 4. وظیفۀ پژوهشگر اسلامی کشف و یافتن مکتب است؛ 5. کلگرایی؛ 6. نقش مفاهیم در استنباط؛ 7. مناطق آزاد فقهی؛ 8. کشف مضمونها؛ 9. ضرورت آزادی و حق انتخاب؛ 10. توجه به اجرا و خطرهای اجتهاد (تسخیری، 1382).
وجه تکمیلی نظریه ایشان نسبت به شهید صدر بیان از فایده و مشروعیت روش بیان شده است. مکتبگرایی در این روش امکان مقایسه اقتصاد اسلامی با سایر مکاتب اقتصادی را فراهم میکند و بر استنباط احکام شرعی تأثیر میگذارد. این روش میتواند قاعدههایی ایجاد کند که در صدور احکام فرعی شرعی مؤثر باشند و روش استنباط و فهم متون را تغییر دهند. همچنین، این روش پشتوانه فکری لازم برای اجرای شریعت اسلام را فراهم میکند.
حجیت این روش به تداخل میان حکم عملی فردی و روند اجتماعی حکومت برمیگردد. در مرحلۀ نخست اجتهاد، حجیت از اطمینان قطعی یا ظن معتبر نیاز است. در محور اجتماعی، نظریات مکتبی با حکم ولی امر و رهنمونهای شرع مقدس حجیت لازم را پیدا میکنند. درواقع ایشان در ابتدا بهطورکلی منکر نیازمندی روش کشفی به حجیت شده و در مرحلۀ بعد با فرض نیاز به حجیت، از طریق حکم حکومتی حاکم شرع آن را تصحیح نموده است (تسخیری، 1382).
توکلی در کتاب مبانی فلسفی و روششناسی اقتصاد بهعنوان خروجی مبانی فلسفی اقتصاد اسلامی به بررسی روش تدوین نظریات اقتصاد اسلامی از نگاه شهید صدر میپردازد (توکلی، ۱۳۹۸، ص293). نویسنده بیان میکند که روششناسی اقتصاد اسلامی از هستیشناسی آن جدا نیست. اگر اقتصاد اسلامی به تکامل پدیدهها باور داشته باشد و هدف آن اصلاح واقعیت فاسد اقتصادی باشد، مبنای واقعگرایی اصلاحی مطرح میشود. پذیرش این مبانی هستیشناختی میتواند روششناسی اقتصاد اسلامی را تحت تأثیر قرار دهد و تدوین مدلهای ایدئال پیشرفت را ضروری سازد (توکلی، 1398).
این کتاب با تفکیک نظریهپردازی در مکتب و علم اقتصاد اسلامی، روشهای مختلفی را برای هر کدام معرفی میکند. در بخش روششناسی مکتب اقتصاد اسلامی، با تمرکز بر نظریۀ شهید صدر و جمعآوری نظریات تکمیلی، مباحث به صورت سیر تطور علمی ارائه میشود. در روششناسی علم اقتصاد اسلامی، دو روش قیاسی و استقرایی مطرح میشود. در روش استقرایی، پژوهشگر پدیدههای اقتصادی را از طریق تجربه جمعآوری کرده و به کشف قوانین علمی میپردازد. در روش قیاسی، بحث علمی از فروض معین آغاز شده و با استنتاج قیاسی به نتیجهگیری میرسد (توکلی، ۱۳۹۸، ص319).
شهید صدر استفاده از دو روش قیاسی و استقرایی و ترکیب آنها را برای گسترش گزارههای علم اقتصاد اسلامی پیشنهاد میدهد. روش ترکیبی قیاس و استقرا نقیصۀ عدم همخوانی با واقعیتها را کاهش میدهد. در این روش، پس از استدلال قیاسی، فرضیهها با تجربیات بیرونی تطبیق داده میشوند و در صورت ناسازگاری، مقدمات و استنتاجات بازبینی میشوند (توکلی، ۱۳۹۸، ص321).
ایشان برای تکمیل تمامی روشهای پیشین، در سرفصل تکنیکهای نظریهپردازی در اقتصاد اسلامی، به بیان جایگاه شگردهای نظریهپردازی در ارائه نظریۀ اقتصاد اسلامی میپردازد و از این رهگذر به جایگاه فروض متناسب، سادهساز و ایدئال در نظریهپردازی اقتصاد اسلامی، جایگاه مدلسازی در روششناسی اقتصاد اسلامی و جایگاه ریاضیات در اقتصاد اسلامی میپردازد (توکلی، ۱۳۹۸، ص330).
5. روش ترکیب در تکمیل روش فقه نظریه
یوسفی با در نظر گرفتن نظریۀ شهید صدر و با بیان یک مقدمه و تبیین سه روش تأسیس، امضا و اکتشاف در نظریهپردازی گزارههای اقتصاد اسلامی، با توجه به گستردگی گزارههای اقتصادی و تفاوتی که با هم دارند، روش ترکیب را بهعنوان روش نظریهپردازی مکمل ارائه میدهد. ایشان بستر شکلگیری آموزههای اقتصادی اسلام را در مراحلی میدانند که مترتب بر هم هستند:
ـ مبانی اعتقادی: شامل آموزههایی است که جهانبینی حاکم بر رفتارهای اقتصادی و زیربنای فکری مکتب اسلام را تبیین میکند. این آموزهها شامل خداشناسی، هستیشناسی، انسانشناسی و جامعهشناسی هستند و بر رفتارهای اقتصادی تأثیرگذار بوده و جهتدهی میکنند.
ـ مجموعهای از اصول و قواعد اساسی: این مجموعه شامل دستورهای کلی مبتنیبر اعتقادات و ارزشها است که جهت دستیابی به اهداف باید مورد پذیرش قرار گیرند.
ـ احکام اقتصادی: حقوق و قوانین حاکم بر فعالیتهای اقتصادی افراد، سازمانها و دولت که بایدها و نبایدهای رفتاری مکلفان و بازیگران فعالیتهای اقتصادی را روشن میسازد.
ـ الگوهای رفتاری در سه حوزۀ تولید، توزیع و مصرف: این الگوها رابط بین فعالان اقتصادی و منابع است که در بستر اصول و قواعد اساسی و احکام اقتصادی استنباط و استخراج میشود.
ـ اهداف اقتصادی: این اهداف نقطۀ مطلوب فعالان اقتصادی است که تمامی فعالیتهای خرد و کلان خود را در جهت آن ساماندهی میکنند (یوسفی، 1385).
ایشان بعد از بیان از ترتب هر کدام از مؤلفههای ذکرشده جهت شکلگیری نظریات اقتصادی در اقتصاد اسلامی، روش ترکیب را بهعنوان روش کشف آموزههای اقتصاد اسلامی بیان میکند که مرکب از سه راه روش امضا، روش اکتشاف و روش تأسیس است. بهطور خلاصه هر کدام از این روشها و شیوۀ ترکیبی آنها را به این صورت میتوان بیان کرد:
1ـ5. روش امضا
در این روش احکامی مثل احکام معاملات، توسط عرف و عقلا بر اساس شروط و قیود الزامی زندگی اجتماعی اعتباربخشی میشوند. در نهایت مقصود جدی نسبت به اعتبارات عرفی از این طریق کشف میشود که تمام معاملات عرف مورد تأیید و امضای شارع بوده، مگر آنکه در عناوینی قرار گیرد که مورد نهی قرار گرفته باشند (موسوی خمینی، 1415ق، ص65ـ77).
2ـ5. روش تأسیس
در این روش احکامی که از طرف شارع جعل و صادر شده مورد نظر قرار میگیرد که سابقهای در عرف و عقلا ندارد. برای کشف آموزههای اقتصادی اسلام باید به وحی منزل، سنت و عقل، مبانی اعتقادی و ارزشی اسلام مراجعه کرد. درواقع آموزههای بهدستآمده از این طریق جهانبینی اسلامی در عرصه رفتارهای اقتصادی را نشان میدهد (محقق داماد، 1406ق، ج1، ص6).
3ـ5. روش اکتشاف
این روش در جهت روش امضا و بعد از کشف احکام اقتصادی از روش امضا است. درواقع برای کشف اصول و قواعد اساسی نظام اقتصادی است که نوعی حرکت از روبنا به زیربنا است؛ یعنی محقق اقتصاد اسلامی با جمعآوری احکام و قوانین مدنی در عرصه فعالیتهای اقتصادی، تنظیم و تنسیق آنها میتواند مذهب اقتصادی را کشف کند (یوسفی، 1384).
4ـ5. روش ترکیب
در روش ترکیبی، محقق اقتصاد اسلامی با استفاده از سه روش پیشین به نظریۀ مطلوب اقتصادی میرسد. پایههای تأسیسی و امضایی در این روش اهمیت ویژهای دارند؛ زیرا مستنبطات آنها حجت میشود. محققان ابتدا از این دو روش برای کشف آموزهها استفاده میکنند و در صورت ناکامی، از راه اکتشاف بهره میبرند که مسیر مکمل در کشف اصول و قواعد اساسی است (یوسفی، 1385).
5ـ5. روش نظریهپردازی استقلالی
سیدحسین میرمعزی معتقد است روش استقلالی بهعنوان روشی عقلی برای کشف گزارههای اقتصاد اسلامی استفاده میشود. این روش با مطالعه مبانی و اهداف شریعت اسلام در بُعد اقتصادی آغاز میشود و بر اساس آن علم اقتصاد اسلامی تعریف و وظایف آن تعیین میگردد. ابتدا باید مبانی و اهداف اقتصادی اسلام برای جامعۀ اسلامی استنباط شود و سپس مفهوم سعادت دنیا و آخرت فرد و جامعه بهعنوان هدف غایی شریعت تبیین گردد. اقتصاد اسلامی به تحقق عدالت و امنیت اقتصادی و بارور کردن استعدادهای طبیعت از طریق تخصیص و توزیع منابع کمیاب در چارچوب شریعت اسلام کمک میکند (میرمعزی، 1386).
روش کشف نظام اقتصادی اسلام مبتنیبر منابع اسلامی و ترکیبی از اجتهاد تحلیلی، اجتهاد سیستمی و روش اقتصاد کلان است. این روش به صورت کلگرایانه ارائه میشود، جایی که کل بیش از مجموع اجزا است. هدف این روش، شناخت اجزا، روابط و کارکرد نظام بهعنوان یک کل منسجم و مرتبط است. هدف نهایی نیز شناخت احکام و روابط بین آنها و چگونگی کارکرد نظام احکام افعال مکلفان در جهت اهداف این نظام است. منابع استنباط شامل کتاب، سنت، اجماع و عقل است که با اعتبارسنجی مورد استفاده قرار میگیرند. نظام کشفشده شامل الگوهای رفتارها و روابط اقتصادی است که در جهت هدفهای شریعت و در چارچوب نظام حقوقی و اخلاقی و مبتنیبر بینشها و سنتهای الهی به صورت هماهنگ هستند که شش مرحله را در جهت استنباط نظام اقتصادی مطلوب طی میکنند:
1) تعیین مرزهای نظام اقتصادی؛
2) استنباط اجزای نظام اقتصادی از نصوص؛
3) تعیین زیرنظامهای نظام اقتصادی؛
4) کشف نظامهای پیرامونی؛
5) کشف هدفهای نظام اقتصادی؛
6) درک نظام اقتصادی اسلام به صورت کل منسجم با استفاده از الگوهای ریاضی.
بنابراین در کشف نظام اقتصادی اسلام نمیتوان به روش اجتهاد تحلیلی مرسوم بسنده کرد؛ بلکه باید در کنار آن از اجتهاد سیستمی و روشهای مطالعه نظام اقتصادی در اقتصاد کلان بهره برد (میرمعزی، 1389).
یکی از علل اصلی اختلاف دیدگاه درباره ماهیت اقتصاد اسلامی، عدم اتخاذ روشی معین و منطقی در تحقیقات است. روش پیشنهادی برای کشف ماهیت اقتصاد اسلامی، «استقراء نصوص و طبقهبندی آنها» است. این نصوص به چهار دسته عقیدتی، اخلاقی، حقوقی و علمی تقسیم میشوند. سپس با تعریف اصطلاحات مذهب، نظام و علم اقتصاد اسلامی، اثبات میشود که اقتصاد اسلامی شامل هر سه بخش است (میرمعزی، ۱۳۸۳).
6. روش استنباط نظریه اقتصادی از کتاب و سنت
رجایی رامشه و خطیبی با روش استنباط نظریۀ اقتصادی از کتاب و سنت گزارههای اقتصاد اسلامی را قابل استخراج میدانند. در این روش، پس از شناسایی متغیرهای مرتبط، اطلاعات به دانش اقتصاد متعارف عرضه میشود و موضوعشناسی در سه سطح مفهومشناسی، سیر تاریخی و کشف مبانی انجام میگیرد. سپس مبانی اسلامی مرتبط با موضوع از کتاب و سنت به روش اجتهادی استخراج میشود. با ضمیمه کردن راهبردهای استخراجی به مبانی، نظریه کشف میشود. در نهایت، متغیرهای مرتبط تجدید ارزیابی شده و فرایند استنباط نظریۀ اقتصادی تکمیل میشود. فرایند استنباط نظریات اقتصاد اسلامی در مراحلی که در پیش میآیند، صورت میگیرد:
ـ مواجهه با مشکل و طرح مسئله: در حقیقت طرح مسئله، مشکلی است که محقق با هدف حل آن وارد تحقیق میشود.
ـ طرح مجموعۀ پرسشها و طبقهبندی آنها: پس از طرح مسئله، پرسشهای فرعی در رابطه با ابعاد گوناگون مسئله مطرح میشود.
ـ طرح فرضیه: فرضیه درواقع پاسخ احتمالی به پرسش اصلی بوده و صحتسنجی آن در پایان تحقیق مشخص میشود.
شناسایی عناصر و متغیرهای مرتبط با موضوع ضروری است. به دلیل پیچیدگی رفتارها و پدیدههای اقتصادی، متغیرهای مؤثر باید شناسایی و بر اساس میزان تأثیرگذاری رتبهبندی شوند.
موضوعشناسی عمیق برای استنباط نظریۀ اقتصادی از کتاب و سنت ضروری است. محقق باید در مباحث اقتصادی صاحبنظر باشد. این فرایند شامل آشنایی با مفاهیم و متغیرهای مرتبط، بررسی سیر تاریخی موضوع و کشف و نقد مبانی اقتصاد رایج است.
ـ رجوع به مبانی اقتصاد اسلامی: مبانی بنیادهای فکری و پایهای هستند که اصول، قواعد و مسائل هر مکتب و نظام اقتصادی بر اساس آنها شکل میگیرد.
ـ کشف راهبردها و شناسایی مجدد متغیرها: راهبردها باید و نبایدهایی است که شارع با تشریع آنها درصدد هدایت حرکت اقتصاد به سمت و سویی خاص است. این مرحله نیازمند تتبع فقهی و بهرهگیری از روش اجتهادی است.
ـ انسجامبخشی و یکپارچهسازی و استنباط نظریه: در این مرحله ثمره تلاش علمی محقق نمود پیدا کرده و نظریه از درون اجزای قبلی متولد میشود.
ـ کشف معیارها و تعیین شاخصها: معیار برای شفافسازی مفاهیم عمل میکند و شاخص نشانههایی تعریف میکند و عملیات آمارگیری را ممکن میکند (رجایی و خطیبی، 1396).
7. روش نهادگرایانه
مبدع این روش آقانظری است. ایشان معتقد است: محقق اقتصاد اسلامی باید علاوه بر مباحث فقهی، دانش اقتصادی کافی داشته باشد. فرضیههای پژوهش باید با اسلام سازگار باشند؛ در غیراینصورت، باید جایگزین اسلامی مناسب انتخاب شود. مثلاً بهجای نرخ بهره، نرخ سود انتظاری سرمایه که با آموزههای اسلام هماهنگ است، استفاده میشود (آقانظری، 1385).
مذهب بر رفتار انسان تأثیر میگذارد و آثار اقتصادی مؤثری دارد، احکام شرعی، هستیهای عقلایی ـ اجتماعی به حساب آمده و واقعیت نهادی در پیشروی جامعه است. درواقع فعالیتهای اقتصادی انسان در چارچوب نهادهای اسلامی انجام گرفته و منافع اجتماعی از منافع فردی تفکیکناپذیر میشود. علم اقتصاد اسلامی همانند دیگر علوم اقتصادی در جستوجوی کشف و فهم واقعیت اقتصادی است؛ اگر واقع اقتصادی تمامی انسانها بر اساس ارزشهای واحد باشد، همۀ جامعه نیز به دنبال فهم و تبیین یک نوع واقعیت اقتصادی خواهند بود. درنتیجه ازآنجاکه واقعیت اقتصای تابع نهادی است که بر پایۀ آن شکل میگیرد، باید گفت روششناسی اقتصادی نیز متفاوت و همسو با نهادی است که فرهنگ بومی جامعه بر اساس آن شکل میگیرد (آقانظری، 1396، ص175).
در این نظریه ابتنای روششناسی اقتصاد بر ساختار نهادی ناشی از فرهنگ بومی مورد تأکید بوده و بر این اساس واقعیت اقتصاد اسلامی بر اساس ارزشهای دینی که خارج از ذهن اقتصاددان است شکل خواهد گرفت و روش علم اقتصاد اسلامی بر اساس ساختار نهادی خود منحصر در مبانی ارزشی در فرهنگ بومی جامعۀ اسلامی خواهد بود، ازاينرو اقتصاد خرد اسلامی سعی در تبین اثر مبانی اعتقادی اسلامی و احکام شرعی بهعنوان مذهب بر رفتار اقتصادی فرد دارد. با این روش حاکم بر اقتصادی خرد اسلامی سازوکار بازار چیستی بازار، قواعد بازار، جریان بازار و اطلاعات مورد نیاز در قرارداد تفاوت بسیاری با اقتصاد خرد متعارف خواهد داشت.
8. روش نظریۀ اندیشه مدون
هادوی تهرانی در روش اندیشۀ مدون ابتدا با استقراء تمامی عناصر تشکیلدهندۀ دین و تقسیم آنها به دو دستۀ 1) عناصر دینی که نمود جهانبینی اسلام در حوزۀ اقتصاد بهعنوان «هستها» و 2) عناصر دینی که نتایج جهانبینی اسلامی در حوزۀ اقتصاد بهعنوان «بایدها»، در تکمیل نظریۀ شهید صدر و تعبیر ایشان به «روبنا» و «زیربنا» به استخراج نظام اقتصادی اسلام میپردازد (هادوی تهرانی، 1377، ص391). منابع و ابزار شناخت معطوف به ابزارهایی است که کشف از آموزههای اسلام میکند. بنابراین تمام مؤلفههای اقتصاد اسلامی از طریق کتاب، سنت و عقل دستیافتنی است. روش مطالعه جهت کشف گزاره اقتصاد اسلامی، با واسطۀ نگاه سیستمی به آموزههای دینی بوده و به هنگام مراجعه به منابع شناختی به مبانی، مکتب، اخلاق و حقوق طبقهبندی میشود، در نهایت نیز با همگونی این آموزهها به کشف مجموعه کامل نظریه اقتصاد اسلامی دست پیدا ميشود.
درواقع دستۀ اول از این عناصر دینی ناظر به واقعیتهای عینی و تکوینی در این نظریه فلسفه نامیده میشود و دستۀ دوم که در آنها اعتبار وجود دارد، تقسیم به دو بخش مکتب و نظام میشود. بهطورکلی عناصری در فرایند استخراج اقتصاد اسلامی مؤثر هستند، شامل موارد ذیل هستند:
الف. هستها (فلسفه)
1. مبانی فلسفی (خداشناسی، هستیشناسی، انسانشناسی): واقعیتهایی که اموری را بیان میکند که در رابطه با امور واقعی، مانند خدا، انسان و هستی پیرامون انسان است. این مبانی شامل گزارههای توصیفی از واقعیتهایی است که دارای آثار و نتایج اعتباری در شکلگیری نهادها و و رفتارهای اقتصادی میباشد.
2. اخلاق: واقعیتهایی که شامل ملکات انسانی بوده که شامل اثبات فضایل نفسانی و نفی رذایل نفسانی در حوزۀ مشخص رفتارهای اقتصادی میشود.
ب. بایدها (اعتبارات)
3. مبانی مکتبی: پیشفرضهایی است که اسلام در زمینۀ اقتصاد عرضه کرده است.
4. اهداف: همان هدفهایی هستند که اسلام در یک زمینه ازجمله در حوزۀ اقتصاد مطرح کرده است.
5. سازوکارها (نظام): مجموعهای منطبق بر شرایط که در موقعیتی خاص به شکلی خاص تجلی میکند.
6. حقوق: چهرۀ قانونی عناصر جهانشمول که در قالب احکام ثابت ترسیم شدهاند.
ترکیب این شش عنصر به روش نگاه سیستمی و نظاممند، دارای خروجی مجموعه هماهنگ، الگوی کامل، مفاهیم خالص و کارآمد بوده و نهادها و رفتارهای اقتصادی را همسو با نظریات اسلامی میکند و نظام اقتصادی اسلام در جامعه حاکمیت پیدا کرده و مطالعۀ رفتارها و نظامهای اقتصادی موجود به روش علم اقتصاد اسلامی را میسر میسازد (ترخان، 1392).
9. روش استنباط خردهنظام و کلان نظام
این روش بیان میکند که باید با استنباط اتمیک، خردهنظامها شناسایی شوند و سپس در خود خردهنظامها نیز استنباط اتمیک انجام شود تا استنباط کلان نظام صورت گیرد. بهعنوان مثال، نظام پولی، مالی و بانکی از خردهنظامهای نظام اقتصادی هستند که با کشف آنها، مجموعه نظام اقتصادی نیز کشف میشود. اسلام نظام اقتصادی دارد که لازم الاستنباط است و روش آن نیز ویژه و خاص است. در این روش حداقل چهار کار صورت میگیرد تا روش پاسخگو در استنباط نظام اقتصادی اسلام به دست آید. این روشها بنیادی و اساسی بوده و دلیلی بر انحصار آنها نیست. این چهار عنصر عبارتند از: ۱. ظرفیتشناسی اسناد استنباط؛ ۲. توسعۀ مسائل اصول فقه؛ ۳. توجه به ظرفیت اسناد عام قرادادها؛ 4. اصلاح نگاه حداقلی و قدر متیقنگیری (علیدوست، ۱۳۹۹).
ـ ظرفیتشناسی اسناد استنباط: در این مرحله باید به ظرفیت نهادهشده در اسناد استنباط، نظیر عقل، عرف و مصلحت توجه کرد، بهعنوان مثال پیرامون عقل، باید بگویم که ما نمیتوانیم در نظام اقتصادی اسلام از عقل استفاده نکنیم. عقل نهتنها در کارایی مستقل آن (یعنی سند)، بلکه حتی در کارایی تفسیری نیز مورد استفاده قرار میگیرد. وقتی عقل در کنار ادله قرار میگیرد، ادله به گونۀ دیگری تفسیر و استنباط میشوند. بنابراین ظرفیتشناسی اسناد استنباط در استنباط نظام اقتصادی اسلام لازم است.
ـ توسعه مسائل اصول فقه: برای کشف نظام اقتصادی اسلام لازم است مسائل علم اصول فقه توسعه داده شود بهعنوان مثال نگاه هرمی داشتن به ادله برای استنباط نظام لازم به نظر میرسد؛ یعنی نمیتوانیم سیستم استنباط بکنیم، بعد بخواهیم با استنباط اتمیک این کار را انجام داد.
ـ توجه به ظرفیت اسناد عام قراردادها: در نظام معاملات اسلامی یک سری ادله خاص داریم و یک سری اسناد عام، نظیر «الناسُ مُسَلَّطونَ علَی اموالِهِم»، «أَوْفُوا بِالْعُقُودِ» و «الْمُؤْمِنُونَ عِنْدَ شُرُوطِهِم». بهاینمعنا که کسی که میخواهد استنباط نظام کند باید به این ظرفیتها توجه کند.
ـ اصلاح نگاه حداقلی و قدر متیقنگیری: نگاهی در فقه وجود دارد به نام قدر متیقنگیری، برای نمونه در مسئلۀ مضاربه ادعای اجماع شده که مضاربه باید با درهم و دینار صورت گیرد. اگر کسی بخواهد نظام اقتصادی اسلام را استنباط کند، باید این نگاه را اصلاح کند (علیدوست، 1399).
10. روش استنباط احکام اجتماعی
تعبیر به روششناسی فقه اجتماعی و فقه اقتصادی، شیوۀ استنباط فقهی در حوزۀ فقه اجتماعی در تمامی ابعاد خود است که همانند فقه فردی در نظر گرفته میشود و برای استنباط آن از اصول فقه موجود بهرهبرداری میشود و در کنار آن روش اصولی با توجه به نیاز فقیه در استنباط احکام اجتماعی تکمیل میشود. روش تکمیل روش استنباط در فقههای اجتماعی بازگشت به توجه به عقل، شناخت جایگاه حاکم اسلامی، قواعد فقهی جدید و تبیین جایگاه مقاصدالشریعه در فقه اجتماعی است (ربانی، 1394).
11. روش الگوی حکمی اجتهادی
نظریۀ الگوی حکمی اجتهادی علم اجتماعی اسلامی در جهت استخراج و استنباط گزارههای علوم اجتماعی ازجمله اقتصاد اسلامی را مطرح شده است. این الگو بهعنوان روشی در جهت مطالعه بینرشتهای اقتصاد و علوم اسلامی کاربرد دارد. مدعای این الگو آن است که مباحث علم اقتصاد مشتمل بر چهار بخش است:
1. توصیف انسان اقتصادی مطلوب؛
2. توصیف انسان اقتصادی تحققیافته؛
3. نقادی انسان اقتصادی محقق؛
4. ارائه توصیه برای تغییر انسان اقتصادی محقق به انسان اقتصادی مطلوب.
این الگو توصیفهای چهارگانهای را بر اساس رابطۀ علوم اقتصادی با مباحث عقلی، حکمی، تجربه و آموزههای نقلی ارائه میدهد. الگوی حکمی اجتهادی بر مباحث عقلی و حکمی تکیه دارد و این مباحث جزء معرفت فلسفی محسوب میشوند. معرفت فلسفی در اقتصاد به تبیین مبانی، حقایق، معرفتشناسی و روششناسی کمک میکند. توصیف انسان تحققیافته نیاز به تجربه و روشهای آزمایشگاهی دارد و توصیف وضعیت مطلوب از دیدگاه اسلام نیازمند روش اجتهادی و ضابطهمند است. کشف واقع از اهداف شارع است که در بستر چهار نوع اجتهاد به دست میآید.
اجتهاد قسم اول: بر اساس اصول و قواعد اصول فقه به فهم متون دینی پرداخته میشود.
اجتهاد قسم دوم: تفسیر موضوعی قرآن است که با روش استنطاق شهید صدر در موضوعات نوین با عرضه پرسشها بر قرآن کریم و متون دینی انجام میشود.
اجتهاد قسم سوم: استنطاق فرد، جامعه و تاریخ است در این حالت با پرسشهایی که از متون دینی به دست میآید، فرد، جامعه و تاریخ استنطاق میشود.
اجتهاد قسم چهارم: نهادسازی و ساختارسازی است که با کمک مبانی و اهداف فلسفی و مکتبی، به اصول اجتماعی، احکام و ارزشهای اخلاقی و فقهی رسیده میشود (خسروپناه، 1397).
12. روش چندمرحلهای
روش اجتهاد چندمرحلهای، روشی است برای بررسی مسائل فقهی حوزۀ اقتصاد و مالی اسلامی که عملیات استنباط را فرایندی مستمر بههمپیوسته معرفی میکند. این روش با موضوعشناسی تفصیلی پژوهشگر آغاز شده و با تبیین بُعدهای فقهی موضوع به وسیله او و خبرگان فقه ادامه پیدا میکند و به مرحلۀ حکمشناسی مراجع تقلید میرسد. مرحلههای الگوی اجتهاد چندمرحلهای در فقه اقتصادی به این صورت تبیین میشود:
ـ شناسایی و انتخاب موضوع اقتصادی و مالی؛
ـ تبیین بُعدهای فقهی موضوع اقتصادی و مالی؛
ـ بررسی مستندهای فقهی درباره موضوع؛
ـ تطبیق بُعدهای فقهی موضوع با مستندهای فقهی؛
ـ انتخاب خبرگان فقه اقتصادی؛
ـ گردآوری و جمعبندی نظرهای خبرگان فقه اقتصادی؛
ـ دریافت نظرهای مراجع عظام تقلید (موسویان و خوانساری، 1395).
13. روش تفسیر موضوعی بیرونی
در این روش مفسر کار خود را با واقعیت موجود و محصول تجربه بشر در متن زندگی آغاز میکند و با شناسایی عناصر اصلی موضوع، پرسشها و خلأهای موجود را مطالعه و سپس به قرآن مراجعه میکند. در کنار این روش، بهرهگیری از قضایای اخباری ـ اقتصادی موجود در آموزههای اسلام نیز میتواند در شکلگیری دانش اقتصاد اسلامی مؤثر باشد (رستمنژاد و حسینی کوهساری، 1388).
14. روش تجربی
شیوه اقتصاد تجربی در برخی از مطالعات اقتصاد اسلامی ازجمله کیفیت تخصیص درآمد فرد مسلمان، مطلوبیت نهایی درآمد مصرفکنندۀ مسلمان، عناصر تشکیلدهندۀ درآمد مسلمان، شیب منحنی تقاضا در بازار اسلامی و مواردی از این دست قابل استفاده است. در این روش استفاده از تجربه برای بررسی فرضیهها و نظریات اقتصاد اسلامی ضروری است. درواقع در چارچوب اقتصاد اسلامی میتوان با تشکیل مجموعههای آزمایشگاهی از کسانی که به مکتب اقتصاد اسلامی معتقد هستند و بدان التزام عملی دارند، به بررسی نظریات و ارتباط پدیدههای اقتصادی در عرضۀ اقتصاد اسلامی بپردازیم. میتوان آنچه که در این فرایند تولید میشود را علم اقتصاد اسلامی یا علم اقتصاد در جامعه اسلامی نامید (نظرپور، 1384).
15. جمعبندی از روشهای گردآوریشده
هر کدام از تبیینهای روش اقتصاد اسلامی در حوزۀ علمیۀ قم، معنایی از اقتصاد اسلامی را در نظر گرفته و روشی نظریهپردازانه برای کشف گزارههای آن ارائه داده است. این روشها به دنبال ارائه الگویی کامل برای کشف گزارههای اقتصاد اسلامی با کمترین خطای ممکن در فرایند استنباط هستند؛ زیرا اسلامی بودن اقتصاد مبتنیبر وحی است. بنابراین به نظر میرسد هر کدام از الگوهای استنباط اقتصاد اسلامی، درواقع تولیدکنندۀ گزارههایی هستند که کاربرد خاصی داشته و از منظر نظریهپرداز، اقتصاد اسلامی مورد نظر را تولید میکند.
برای اعتبارسنجی روشهای ارائهشده در نظریهپردازی اقتصاد اسلامی، میتوان از مجموعهای از شاخصهای ناظر به «الگوی مطلوب روش نظریهپردازی» بهره گرفت. این شاخصها شامل ابعاد معرفتشناختی، روششناختی، و فقهی ـ اصولی است که از منظر نظامواره اسلامی قابل تبییناند. یکی از مؤلفههای کلیدی این شاخصها، میزان واقعنمایی و کاشفیت روش نسبت به مقاصد الهی در زمینۀ گزارههای تولیدی اقتصاد اسلامی است؛ ازاینرو نباید این مؤلفه را در عرض الگوی مطلوب، بلکه باید در طول آن و بهمثابه بخشی از ارکان آن دانست. بر این اساس، هر یک از روشهای مطرحشده را میتوان با اتکا به این سنجهها تحلیل و ارزیابی نمود. تحلیل تطبیقی این روشها بر پایه شاخصهای مذکور، امکان دستیابی به بهترین الگو برای استنباط گزارههای اقتصاد اسلامی را فراهم میسازد.
با تأمل در تاریخ شکلگیری نظریههای علم اقتصاد متعارف میتوان دریافت که این نظریهها عمدتاً ناظر به تبیین رفتارهای اقتصادی انسانهایی بودهاند که در بستر اجتماعی، فرهنگی و نهادی خاص اروپای غربیِ پس از انقلاب صنعتی میزیستهاند (سبحانی، 1400، ص94)، علم اقتصاد مدون در چارچوب این فضا، متشکل از عناصر ذهنی، عینی و فنی است که در تعاملات ساختاری با یکدیگر، نهادها و رفتارهای اقتصادی را شکل دادهاند. این عناصر در قالب یک کلیت بههمپیوسته، بهمثابه یک سیستم اقتصادی عمل کردهاند و منشأ شکلگیری نظریههای اقتصادی رایج گشتهاند.
در مسیر دستیابی به نظریهپردازی در اقتصاد اسلامی نیز، کشف چنین سیستم اقتصادیِ منبعث از تعالیم اسلامی، ضرورتی انکارناپذیر است (سبحانی، 1400، ص 97). از این منظر، روششناسی در اقتصاد اسلامی نمیتواند صرفاً بر استقراء گزارههای دینی یا ارائه قواعد فقهی بسنده کند، بلکه باید ناظر به کشف ساختار نظاممند رفتاریِ مبتنیبر دین اسلام باشد؛ سیستمی که توانایی تولید نظریههای علمی در حوزههای مختلف اقتصاد، مانند مصرف، تولید، مبادله، پول، تجارت، توسعه، مالیه و غیره را داشته باشد.
بنابراین، سیستمی بودن نهتنها یک ویژگی، بلکه معیار ارزیابی روشهای نظریهپردازی در اقتصاد اسلامی است. این معیار نیازمند تبیین شاخصهایی مشخص برای سنجش میزان انطباق یک روش با لوازم سیستمسازی دینی است؛ شاخصهایی همچون انسجام درونی عناصر رفتاری، قابلیت تولید قواعد اقتصادی ناظر به زمان و مکان، امکان نهادسازی دینی، و میزان اتکا به مبانی ارزشی و فلسفی اسلام. تنها روشهایی که بتوانند این شاخصها را برآورده سازند، از قابلیت نظریهپردازی مطلوب برخوردار خواهند بود.
بر این اساس، رویکرد مکتبی در اقتصاد اسلامی ـ که مبتنیبر احکام فقهی و سازوکارهای زمانمند و مکانمند شکل میگیرد ـ با هدف دستیابی به سعادت و هدایت جامعه، بنیانی برای ساخت سیستم اقتصادی اسلامی فراهم میآورد. هرچه روش ارائهشده توانمندتر در کشف عناصر مؤلفهساز این سیستم باشد، به همان میزان مطلوبیت آن برای نظریهپردازی در اقتصاد اسلامی افزایش خواهد یافت؛ چراکه دین، بر پایه تعیین بایدها و نبایدهای الهی استوار است و پذیرش هستها و بایدهای ناظر به معیشت انسان، زمینهساز طراحی سیستمی است که بتواند در تراز اهداف شریعت حرکت کرده و نظریههای اقتصادی سازگار با آن را تولید نماید (جوادی آملی، 1391، ص20).
در این راستا، به نظر میرسد روش «نظریۀ اندیشه مدون» با رویکردی انتقادی و تکمیلی نسبت به دیدگاه شهید صدر، با استقراء تمامی عناصر تشکیلدهندۀ سیستم اقتصادی اسلام و تبیین سازوکارهای کشف آنها از متون دینی، الگویی جامع ارائه میدهد. این الگو ضمن کشف نظام اقتصادی اسلام، قادر به تولید الگوهای رفتاری منطبق با مبانی دینی نیز هست. درعینحال، سایر روشها میتوانند در تکمیل و تسهیل گذار از نظریه به عمل در چارچوب همین سیستم ایفای نقش نمایند.
نتیجهگيري
سرآغاز شکلگیری روش و نظریۀ اقتصادی در سدۀ اخیر حوزۀ علمیۀ قم، مربوط به نظریۀ آیتالله شاهآبادی با عنوان نظریۀ تکوین و ادعا است که با در نظر گرفتن مؤلفههای هستیشناختی و مکتبی در زمان و مکان متناسب با موقعیت، آموزههای اسلام را در حوزۀ اقتصاد تبیین میکند. مرحلۀ بعدی ورود روششناسانۀ حوزۀ علمیۀ قم بر نظریات اقتصاد اسلامی، بعد از چاپ کتاب اقتصادنا شهید صدر و حضور شاگردان ایشان در حوزۀ علمیۀ قم است که با شروع انقلاب اسلامی، مباحث پیرامون نظریۀ شهید در حوزۀ علمیۀ قم رونق گرفته و در رسالهها، مقالات و کتابهای علمی منعکس میشود. نقش سدۀ اخیر حوزۀ علمیۀ قم در شکلگیری روششناسی مطلوب اقتصاد اسلامی، معطوف به ارائه نظریات روشمند در جهت کشف نظام و سیستم اقتصادی اسلام بر پایۀ عناصر دینی با رنگ موقعیتی بوده است که در این تحقیق، روش نظریۀ اندیشۀ مدون بهعنوان روشی جامع در این مسیر معرفی شد که با کنار هم قرار دادن حداکثری عناصر دینی برای کشف نظامها و الگوهای رفتاری اقتصادی، مکتب و نظام اقتصادی اسلام را کشف و تبیین کرده است. و در نهایت نیز سایر روشهایی که در متن حوزۀ علمیۀ قم مطرح است، بهعنوان روشهای میانی و مکمل روش ذکر شده قرار میگیرند.
- آقانظری، حسن (1385). درآمدی بر شکلگیری نظریات علمی اقتصاد اسلامی. در: https://ieaoi.ir
- آقانظری، حسن (1396). روششناسی علم اقتصاد اسلامی با رویکرد نهادی. قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.
- آقانظری، حسن و خطیبی، مهدی (1392). روششناسی فقه نظریات اقتصادی از منظر شهید صدر. معرفت اقتصادی، 8، 5ـ28.
- ترخان، قاسم (1392). نقش علم کلام و اعتقادات در علم اقتصاد. کتاب نقد، 65و66، 303ـ350.
- تسخیری، محمدعلی (1382). شیوه شهید صدر؛ در شناخت مکتب اقتصادی اسلام و پاسخ به منتقدان». اقتصاد اسلامی، 3(10)، 9ـ22.
- توکلی، محمدجواد (1398). مبانی فلسفی و روششناسی اقتصاد. قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.
- جوادی آملی، عبدالله (1391). منزلت عقل در هندسه معرفت دینی. قم: اسراء.
- حائری، سیدکاظم و یوسفی، احمدعلی (1380). اقتصاد اسلامی و روش کشف آن از دیدگاه شهید صدر. اقتصاد اسلامی، 1(1)، 22ـ42.
- خسروپناه، عبدالحسین (1397). درآمدی بر الگوی حکمی و اجتهادی علوم اجتماعی اسلامی. تحقیقات بنیادین علوم انسانی، 13، 7-35.
- ربانی، محمدباقر (1394). فقه اجتماعی و بایستههای روششناسانه آن با تأکید بر اندیشههای آیتالله محمدجواد فاضل لنکرانی. فقه و اجتهاد، 4، 79-101.
- رجایی، سیدمحمدکاظم و خطیبی، مهدی (1396). روش استنباط نظریۀ اقتصادی از کتاب و سنت. معرفت اقتصادی، 17، 29-46.
- رستمنژاد، مهدی و حسینی کوهساری، سیدمفید (1388). روششناسی مطالعات اقتصاد اسلامی با تأکید بر مطالعات قرآنی. قرآن و علم، 4، 33ـ64.
- سبحانی، حسن (1400). ابهامزدایی از اقتصاد اسلامی. قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.
- شاهآبادی، محمدعلی (1380). شذرات المعارف. قم: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشۀ اسلامی.
- صدر، سیدمحمدباقر (1350). اقتصاد ما. ترجمۀ محمدکاظم بجنوردی. تهران: مؤسسۀ انتشارات اسلامی.
- علیدوست، ابوالقاسم (1399). روش استنباط خردهنظام و کلان نظام. در: a-alidoost.ir
- الغفوری، خالد (1421ق). فقه النظریة لدی الشهید الصدر. فقه اهل البیت، 5 (20)، 123-204.
- محقق داماد، سیدمصطفی (1406ق). قواعد فقه. تهران: مرکز نشر علوم انسانی.
- مکارم شیرازی، ناصر و همکاران (1397). نقش شیعه در گسترش جامعهشناسی و اقتصاد. قم: امام علی بن ابیطالب(ع).
- موسوی خمینی، سیدروحالله (1415ق). البیع. قم: مؤسسۀ النشر الاسلامی.
- موسویان، سیدعباس و خوانساری، رسول (1395). اجتهاد چندمرحلهای روش پژوهش استنباط مسائل فقه اقتصادی. اقتصاد اسلامی، 16(63)، 5ـ37.
- میرمعزی، سیدحسن (1386). روش فلسفه علم اقتصاد اسلامی. اقتصاد اسلامی، 7(27)، 45ـ66.
- میرمعزی، سیدحسین (1383). روش کشف ماهیت اقتصاد اسلامی. قبسات، 34، 89ـ102.
- میرمعزی، سیدحسین (1389). روش کشف نظام اقتصادی اسلام. اقتصاد اسلامی، 39، 5-34.
- نظرپور، محمدنقی (1384). آزمونهای تجربی در اقتصاد و کاربرد آن در اقتصاداسلامی. اقتصاد اسلامی، 17، 11ـ44.
- هادوی تهرانی، مهدی (1377). مبانی کلامی اجتهاد در برداشت از قرآن کریم. قم: مؤسسۀ فرهنگی خانۀ خرد.
- یوسفی، احمدعلی (1384). تفسیر نظریه شهید صدر در باب کشف مذهب اقتصادی مطابق با مبانی فقه شیعه. فقه و حقوق، 5، 87ـ106.
- یوسفی، احمدعلی (1385). روشهای کشف آموزههای اقتصاد اسلامی. اقتصاد اسلامی، 6(22)، 147ـ176.
- یوسفی، احمدعلی (1394). تحلیل الگوی اقتصادی آیتالله شاهآبادی. اقتصاد اسلامی، 57، 87ـ112.




