مطالعۀ موردی در روششناسی مدلسازی بهعنوان یک پژوهش کیفی
/ دانشجوی دکتری تخصصی مدیریت آموزشی، گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد قم، قم، ایران. / zahrageravand49@gmail.com
/ دانشیار و دکترای تخصصی گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه طلوع مهر، قم، ایران. / fazlollahigh@tolouemehr.ac.irArticle data in English (انگلیسی)
- Katayama, M., Aijo, R., Kitaoka, K., & Kawaguchi, M. (2024). How nursing students’ perceptions of people with psychiatric disabilities change when using the strengths model during practicums: A qualitative research study. Nurse Education Today, 138, Article 106190.
مطالعۀ موردی در روششناسی مدلسازی بهعنوان یک پژوهش کیفی
زهرا گراوند / دانشجوی دکتری تخصصی مدیریت آموزشی، گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد قم، قم، ایران.
zahrageravand49@gmail.com
سيفاله فضلالهي قمشي / دانشيار و دکتراي تخصصي گروه علوم تربيتي، دانشکده علوم انساني، دانشگاه طلوع مهر، قم، ايران.
fazlollahigh@tolouemehr.ac.ir
دريافت: 01/11/1403 ـ پذيرش: 18/06/1404
چکیده
مدلسازی کیفی روشی است که با استفاده از دادههای کیفی غنی، مانند مصاحبهها و مشاهدات میدانی به ساخت مدلهای مفهومی برای درک بهتر پدیدههای پیچیده میپردازد. این پژوهش ضمن تعریف دقیق مدلسازی کیفی، به بررسی تاریخچه، اهداف، سطوح و روشهای مختلف آن پرداخته است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که مدلسازی کیفی ابزاری قدرتمند برای نفوذ به عمق مسائل و آشکارسازی پیچیدگیهای پدیدههای اجتماعی است. هدف اصلی این روش، کشف الگوها، مفاهیم و نظریههای جدید است که با روشهای کمّی قابل دستیابی نیستند. پژوهشگران با استفاده از روشهای مختلفی مانند نظریهپردازی دادهبنیاد، تحلیل تماتیک و مدلسازی ساختاری و با بهرهگیری از ابزارهایی چون نرمافزارهای تحلیل کیفی و نمودارها، به تحلیل دادههای کیفی پرداخته و به درک عمیقتری از تجربههای انسانی دست مییابند. یافتهها نشان میدهد که مدلسازی کیفی ابزاری کارآمد برای آشکارسازی پیچیدگی پدیدهها، تولید نظریههای نوین و طراحی مداخلات مؤثر است. بهطورکلی، مدلسازی کیفی یک ابزار ارزشمند برای پژوهشگرانی است که به دنبال درک عمیقتر از پدیدههای اجتماعی هستند. درنهایت، این پژوهش بر اهمیت مدلسازی کیفی در پژوهشهای کیفی تأکید کرده و آن را بهعنوان ابزاری کارآمد برای تولید دانش جدید معرفی میکند.
كليدواژهها: مدلسازی، روششناسی، پژوهش کیفی، مطالعۀ موردی.
مقدمه
در دنیای پیچیده و پویای امروز، پژوهشگران به دنبال روشهایی برای درک بهتر پدیدههای اجتماعی، روانشناختی و فرهنگی هستند. یکی از رویکردهای نوین و قدرتمند در این حوزه، مدلسازی در پژوهش کیفی است (شهری، عربزینلی و دولتی، 1402). درواقع مدل ابزاری قدرتمند برای تبیین و تفسیر یک نقشه راه جامع است که بخشی از واقعیت در جامعه است و پژوهشگر برای بررسی آن دست به کار شده است. این نقشه، با استفاده از نمادها و نشانههایی خاص، روابط پیچیده بین عناصر مختلف یک پدیده را سادهسازی کرده و در معرض دید قرار میدهد (سعادتفرد و فضلالهی قمشی، 1401). روش مدلسازی، با تلفیق دادههای کیفی غنی و ابزارهای مدلسازی، به پژوهشگران امکان میدهد تا به عمق مسائل نفوذ کرده و روابط پیچیده بین متغیرها را شناسایی کنند. مدلسازی کیفی، فراتر از توصیف ساده پدیدهها، به دنبال ساختن مدلهای مفهومی است. این مدلها، ساختار و روابط بین مفاهیم و پدیدهها را بهصورت تصویری و قابلفهم نمایش میدهند. با استفاده از این مدلها، میتوان به تفسیر دقیقتر دادهها و ایجاد نظریههای جدید پرداخت. درواقع مدلسازی کیفی، ابزاری قدرتمند برای کشف معنا و ساختار پنهان در دادههای کیفی است (عبادی و بخشیپور، 1400). مدلسازی، به پژوهشگر این امکان را میدهد تا با تعیین مرزهای پژوهش و مشخص کردن دقیق موضوع موردمطالعه، از پراکندگی و اتلاف وقت جلوگیری کند و با سادهسازی پیچیدگیها، روابط بین متغیرهای مختلف را بهصورت نمودارها و معادلات ساده نشان داده و درک آنها را آسانتر کند. با ارائه یک چارچوب منطقی، به آزمون فرضیههای پژوهشی بپردازد و با شبیهسازی شرایط مختلف، نتایج احتمالی را پیشبینی کرده و تصمیمگیری را بهبود بخشد و با ارتباط بین نظریههای علمی و پدیدههای واقعی را برقرار کرده و به تفسیر یافتههای پژوهشی کمک کند. درواقع مدلها بهعنوان ابزاری کارآمد، پژوهشگران را قادر میسازند تا با استفاده از مفاهیم، فرضیهها و شاخصهای مشخص، به جمعآوری دادههای موردنیاز پرداخته و با تحلیل آنها به درک عمیقتری از پدیده موردمطالعه دست یابند (خنیفر و مسلمی، 1398، ص534).
وجود یک الگو یا مدل، نهتنها در زندگی روزمره، بلکه در حوزۀ پژوهش نیز از اهمیت بالایی برخوردار است. این اهمیت بهویژه در پژوهشهای کیفی که به دنبال درک عمیقتر از پدیدههای اجتماعی و انسانی هستند، دوچندان میشود. همانطور که در روانشناسی و جامعهشناسی به اثبات رسیده، انسانها بهطور ذاتی تمایل دارند تا از الگوهایی تقلید کنند و رفتار خود را بر اساس آنها شکل دهند. این امر در حوزۀ تربیت نیز صادق است. کودکان از طریق الگوپذیری از والدین، مربیان و سایر افراد تأثیرگذار، مهارتهای اجتماعی و شناختی خود را توسعه میدهند. در پژوهشهای کیفی نیز، محققان اغلب از مدلها و نظریههای موجود بهعنوان یک چارچوب برای طراحی پژوهش و تحلیل دادهها استفاده میکنند. این مدلها میتوانند شامل نظریههای اجتماعی، روانشناسی، فرهنگی و یا حتی مدلهای مفهومی ساختهشده توسط خود محقق باشند (کمالی، 1394).
میتوانیم مدل را بهمثابه یک نمونَک یا نمونه کوچکسازیشده از یک پدیده یا سیستم بزرگتر در نظر بگیریم. این نمونَک، با حفظ ویژگیهای اصلی و ساختار اساسی سیستم واقعی، به ما امکان میدهد تا بهصورت سادهتر و دقیقتر آن را بررسی و تحلیل کنیم. بهعبارتدیگر، مدلها مانند یک آزمایشگاه مجازی هستند که در آن میتوانیم ایدههای خود را آزمایش کرده، خطاهای احتمالی را شناسایی کنیم و به نتایج جدیدی دست یابیم و این نوشتار در پی آن است که اهمیت این مدلسازی را در فرایند پژوهشهای کیفی تشریح نماید (آذر و همکاران، 1389).
1. واژهشناسی پیدایش مدلسازی
پژوهش مدلسازی بهمعنای استفاده از مدلها برای درک بهتر پدیدههای پیچیده و پیشبینی رفتار آنهاست. در این نوع پژوهش، محققان با ساختن نسخههای سادهشدهای از دستگاههای واقعی، به تحلیل و بررسی آنها میپردازند. مدل میتواند یک نمایش ریاضی، شبیهسازی، مفهومی یا فیزیکی از یک پدیده باشد. واژهشناسی پژوهش مدلسازی به بررسی دقیق اصطلاحات و مفاهیمی میپردازد که در این نوع پژوهش استفاده میشوند. این کار به محققان کمک میکند تا با یکدیگر ارتباط موثقتری برقرار کرده و نتایج پژوهشهای خود را بهصورت روشن و دقیق ارائه دهند. بهطور خلاصه، واژهشناسی پژوهش مدلسازی، زبانی مشترک برای محققانی است که از مدلها برای پاسخ به سؤالات پژوهشی خود استفاده میکنند.
واژۀ مدل برگرفته از کلمه انگلیسی (Model) است که ریشه در کلمه لاتین (Modus) بهمعنای اندازه گرفته شده دارد. معادلهای فارسی برای واژه مدل عبارتاند از: الگو، نمونه، سرمشق و طرح. با وجود تعاریف متنوعی که برای مدل ارائه شده است، وجه مشترک همۀ آنها، سادهسازی پدیدههای پیچیده و ارائه یک تصویر کلی و قابلفهم از آنهاست (خنیفر و مسلمی، 1398). بهعبارتدیگر، مدلسازی فرایندی است که طی آن، یک مدل مناسب برای توصیف و تحلیل یک پدیده انتخاب یا ساخته میشود (محمودزاده و بیدآبادیان، 1394).
2. تاریخچه پیدایش و روند تکامل روش مدلسازی
از افلاطون تا امروز: اولین بار افلاطون بود که در کتاب جمهوریاش، با توصیف غار و سایهها، بهنوعی مدلسازی از جهان واقعیت پرداخت. او سعی کرد تا با استفاده از این مدل، مفاهیم انتزاعی مانند عدالت و معرفت را توضیح دهد، و همچنین مدلسازی در علوم مختلف اینگونه آغاز شد که پس از افلاطون، مدلسازی در حوزههای مختلفی مانند نجوم، فیزیک، زیستشناسی و حتی هنر به کار گرفته شد. برای مثال، مدلهای نجومی باستانی، تلاش میکردند تا حرکت ستارگان و سیارات را توضیح دهند با آغاز انقلاب علمی، مدلسازی به یک ابزار ضروری برای پژوهشگران تبدیل شد. دانشمندانی مانند گالیله و نیوتن با استفاده از مدلهای ریاضی، توانستند قوانین حاکم بر طبیعت را کشف کنند با پیشرفت فناوری و افزایش پیچیدگی مسائل، مدلسازی به یک حوزۀ تخصصی تبدیل شد. امروزه، مدلسازی در همۀ زمینههای علمی، مهندسی، اقتصاد و حتی علوم اجتماعی کاربرد دارد.
جدول 1: تلخیص پیوستار تاریخی مدلسازی (خنیفر و مسلمی، 1398، ص522)
سال توضیحات
390 قبل از میلاد مدل تمثیل غار افلاطون
230 قبل از میلاد آریستار خوس ارائه مدل خورشیدی
190 قبل از میلاد اپلینوس ارائه مدل فلکهای تدویر و تصحیح آن توسط بطلمیوس
1300 انتقاد قطبالدین شیرازی از بطلمیوس و مدل مرکزیت زمین
1350 استفاده مسلمانان از مدلهای نوشتاری و تصویر در علم هیئت، افلاک، پزشکی، مکانیک، کیمیا و فیزیک
1610 شیخ بهایی با دوره بازگشت چند قرنی و تراسهای بهجامانده در حاشیه زایندهرود مدل پل خواجوی اصفهان را بر اساس مدل برآورد زمانی سیلاب طرح کرد
1630 کپلر و گالیله پیشنهاد دادن مرکزیت خورشید و مدلهای بیضوی در مدل خورشید مرکزی
1902 نظریۀ پوپر درباره مدل که متشکل از عناصر معینی است که در یک رابطه نوعی نسبت به هم قرار گرفتهاند
1934 ارائه مدل ژئومورفولوژی توسط ویلیام موریس دیویس با عنوان چرخه جغرافیایی یا چرخه فرسایش
1950 اوج یادگیری مدلهای فنی و مهندسی در تمام زمینهها
2000 آرنان مک مولین مؤلفههای مدل در علوم مختلف کمّی و کیفی را مطرح کرد
2005 رواج مدلسازی در علوم رفتاری و کیفی
2010 ورود مبحث مدلسازی در مورد متون پژوهشی و مقالات و طرحهای حوزه علوم انسانی
2. رویکرد و روش پژوهش مدلسازی
مدلسازی بهعنوان یک ابزار قدرتمند در پژوهش، به ما اجازه میدهد تا پدیدههای پیچیده را سادهسازی کرده و روابط بین متغیرهای مختلف را بررسی کنیم. این روش به محققان امکان میدهد تا فرضیههای خود را آزمایش کنند، پیشبینیهایی را انجام دهند و درنهایت درک عمیقتری از پدیده موردمطالعه به دست آورند.
بهطورکلی، دو رویکرد اصلی در پژوهش مدلسازی وجود دارد:
1ـ2. رویکرد استقرایی (Inductive approach)
در این رویکرد، محقق با جمعآوری دادهها و مشاهده الگوها، به تدوین مدل میپردازد. این رویکرد بیشتر در علوم اجتماعی و علوم انسانی استفاده میشود.
2ـ2. رویکرد قیاسی (Deductive approach)
در این رویکرد، محقق ابتدا یک نظریه یا مدل مفهومی را تدوین میکند و سپس با جمعآوری دادهها، به تأیید یا رد این نظریه میپردازد. این رویکرد بیشتر در علوم طبیعی و مهندسی کاربرد دارد (آذر، قرهولیلو و هادیزاده، 1389).
مراحل کلی پژوهش در مدلسازی
ـ تعیین مسئله: مشخص کردن سؤال پژوهش و هدف از مدلسازی؛
ـ جمعآوری دادهها: گردآوری دادههای لازم برای ساخت مدل؛
ـ ساخت مدل: انتخاب روش مناسب و ساخت مدل مفهومی و ریاضی؛
ـ اعتبارسنجی مدل: ارزیابی دقت و قابلیت اطمینان مدل؛
ـ تفسیر نتایج: تفسیر نتایج حاصل از مدل و ارائه (کمالی، 1394).
عوامل مؤثر در انتخاب روش مدلسازی
ـ ماهیت مسئله: پیچیدگی مسئله، نوع دادهها و اهداف پژوهش؛
ـ دادههای موجود: حجم، کیفیت و نوع دادهها؛
ـ مهارت پژوهشگر: آشنایی پژوهشگر با روشهای مختلف مدلسازی؛
ـ ابزارهای نرمافزاری: دسترسی به نرمافزارهای مناسب برای پیادهسازی مدل.
نکتۀ مهم در اینجا انتخاب روش مناسب مدلسازی است که یک تصمیم بسیار مهم در هر پژوهش است. بنابراین، پژوهشگر باید با دقت به تمام عوامل مؤثر توجه کرده و با مشورت با متخصصان، بهترین روش را برای مسئلۀ خود انتخاب کند (وکیلیان و ادریسی، 1398).
3. مراحل انجام پژوهش کیفی مدلسازی
1ـ3. طراحی پژوهش مدلسازی
این مرحله اولین گام شماست و شامل تصمیمگیری در مورد رویکرد کلی پژوهش است.
ـ بررسی پیشینه منابع: اولین قدم، مطالعه عمیق منابع موجود است. باید تحقیقات قبلی را بررسی کنید تا شکافهای دانش را پیدا کنید.
ـ انتخاب موضوع و بیان مسئله: بر اساس مطالعات پیشین، یک مسئله مشخص و قابل تحقیق را انتخاب کرده و آن را بهطور واضح بیان کنید.
ـ بیان اهداف و سؤالات: اهداف کلی و جزئی پژوهش خود را مشخص کنید. سؤالاتی را مطرح کنید که پژوهش شما به آنها پاسخ خواهد داد.
ـ انتخاب طرح پژوهش: در این مرحله، باید نوع پژوهش را مشخص کنید. آیا میخواهید از روشهای کیفی (مصاحبه، تحلیل محتوا) یا کمّی (آمار، معادلات ساختاری) استفاده کنید؟ ممکن است رویکرد ترکیبی را انتخاب کنید.
2ـ3. گردآوری دادهها
پس از طراحی کلی، نوبت به جمعآوری اطلاعات میرسد.
ـ انتخاب روش مناسب: بسته به طرح پژوهش، روش گردآوری دادهها را تعیین کنید. مثلاً برای یک پژوهش کمّی، ممکن است از پرسشنامه استفاده کنید و برای یک پژوهش کیفی، از مصاحبه.
ـ تعیین نحوه مشارکت پژوهشگر: نقش خود را بهعنوان پژوهشگر در فرایند جمعآوری دادهها مشخص کنید. آیا ناظر هستید یا به صورت فعال در تعامل با شرکتکنندگان خواهید بود؟
ـ انتخاب ابزار گردآوری: ابزارهایی مانند پرسشنامه، فرمهای مصاحبه یا نرمافزارهای تحلیل داده را انتخاب و آماده کنید. این ابزارها میتوانند بر اساس منابع دست اول (مانند دادههای خام پژوهش) یا منابع دست دوم (مانند دادههای موجود در مقالات یا سازمانها) باشند.
ـ آمادهسازی ابزار و جمعآوری اطلاعات: ابزار را نهایی کرده و فرایند جمعآوری دادهها را آغاز کنید.
3ـ3. تجزیه و تحلیل دادهها
این مرحله، قلب یک پژوهش مدلسازی است که در آن دادهها به اطلاعات معنادار تبدیل میشوند.
ـ حرکت رفت و برگشتی در دادهها: پس از جمعآوری، دادهها را به صورت رفت و برگشتی تحلیل کنید. این بدان معناست که بهطور مداوم بین دادهها و مدل خود در حال حرکت هستید.
ـ سازماندهی و آمادهسازی چارچوب: دادهها را برای تحلیل آماده کنید؛ این شامل پاکسازی دادهها، کدگذاری و سازماندهی آنها در یک چارچوب تحلیلی است.
ـ عرضه مدل بر دادهها: در این مرحله، مدل خود را که ممکن است یک مدل آماری یا یک مدل مفهومی باشد، بر روی دادهها اعمال کنيد.
ـ بررسی صحت عملکرد مدل: کارایی مدل خود را با استفاده از شاخصهای آماری یا معیارهای کیفی ارزیابی کنید تا مطمئن شوید که نتایج قابل اعتماد هستند.
4ـ3. ارائه نتایج و گزارش پژوهش
مرحلۀ نهایی، به اشتراک گذاشتن یافتهها و نتایج پژوهش است.
ـ نوشتن یافتهها و تحلیل: نتایج را به صورت شفاف و با استفاده از جداول و نمودارها ارائه دهید و آنها را تحلیل کنید.
ـ نتیجهگیری و مفاهیم: یافتههای کلیدی را خلاصه کرده و پیامدهای نظری و کاربردی آنها را توضیح دهید.
ـ تهیه گزارش و انتشار: یک گزارش جامع از پژوهش تهیه کرده و آن را در قالب یک مقاله، پایاننامه یا گزارش فنی منتشر کنید.
ـ ارزیابی کیفیت پژوهش: در نهایت، پژوهش خود را از نظر دقت، اعتبار و ارزش علمی ارزیابی کنید. این مرحله به شما کمک میکند تا نقاط قوت و ضعف کار خود را شناسایی کنید.
4. تمایز روش مدلسازی با سایر روشها
مدل و نظریه دو ابزار اساسی در پژوهش هستند که هریک به شیوهای خاص به ما در درک جهان کمک میکنند. مدلها، نسخههای سادهشدهای از واقعیت هستند که به ما اجازه میدهند پدیدهها را بهصورت بصری و قابلفهمتری تجزیه و تحلیل کنیم. در مقابل، نظریهها چارچوبهای کلی و جامعتری هستند که پدیدهها را توضیح داده و پیشبینی میکنند. مدلها برای پاسخ به سؤالات خاص و محدود طراحی میشوند و اغلب قابل تغییر هستند، درحالیکه نظریهها تلاش میکنند تا قوانین کلی و پایدار حاکم بر جهان را توصیف کنند. بهطور خلاصه، مدلها به ما کمک میکنند تا جزئیات را بهتر درک کنیم، درحالیکه نظریهها به ما کمک میکنند تا تصویر کلی را ببینیم.
5. چارچوب نظری و مفهومی و تفاوت آن با مدل
چارچوب نظری مجموعهای از نظریهها، مفاهیم و فرضیههایی است که یک پژوهش بر اساس آن شکل میگیرد. این چارچوب به پژوهشگر کمک میکند تا تصویر کلی از موضوع پژوهش را درک کند و روابط بین متغیرها را شناسایی نماید. از سوی دیگر، چارچوب مفهومی ساختار کلی یک پژوهش را نشان میدهد و روابط بین مفاهیم اصلی را مشخص میکند. این چارچوب معمولاً بهصورت نمودار یا جدول ارائه میشود و به پژوهشگر کمک میکند تا مسیر تحقیق را بهطور شفاف ترسیم کند. تفاوت اصلی مدل با چارچوب نظری و مفهومی این است که مدلها با جزئیات و اعداد سروکار دارند، درحالیکه چارچوبهای نظری و مفهومی با مفاهیم کلیتر و انتزاعیتر سروکار دارند. مدلها معمولاً برای پیشبینی و شبیهسازی استفاده میشوند و میتوانند بهصورت ریاضی یا گرافیکی ارائه شوند. در مقابل، چارچوبهای نظری و مفهومی بیشتر به تبیین و تفسیر پدیدهها میپردازند و کمتر به جنبههای کمی توجه دارند.
6. کاربرد مدلسازی در پژوهش
مدلسازی بهعنوان یک روش قدرتمند در پژوهشهای علمی، بهویژه در علوم طبیعی و اجتماعی، کاربرد گستردهای دارد. برای مثال، در علوم اقتصادی، مدلهای ریاضی برای پیشبینی رفتار بازارها استفاده میشوند. در علوم محیطی، مدلهای کامپیوتری برای شبیهسازی تغییرات آبوهوایی به کار میروند. این مدلها به پژوهشگران اجازه میدهند تا سناریوهای مختلف را آزمایش کنند و نتایج را بدون نیاز به انجام آزمایشهای پرهزینه و زمانبر پیشبینی نمایند.
7. نقش نظریهها در توسعه مدلها
نظریهها بهعنوان پایهای برای توسعه مدلها عمل میکنند. بدون نظریههای قوی، مدلها فاقد جهتگیری و چارچوب مفهومی خواهند بود. برای مثال، نظریه تکامل داروین به توسعه مدلهای ژنتیکی کمک کرده است که چگونگی تغییر گونهها را در طول زمان توضیح میدهند. بنابراین، نظریهها و مدلها در تعامل با یکدیگر، درک عمیقتری از پدیدههای پیچیده ارائه میدهند.
مدلها و نظریهها هر دو ابزار مهمی برای پژوهش هستند و به یکدیگر وابستهاند. مدلها به ما کمک میکنند تا جزئیات را بهتر درک کنیم، درحالیکه نظریهها به ما کمک میکنند تا تصویر کلی را ببینیم. چارچوبهای نظری و مفهومی نیز به عنوان پل ارتباطی بین نظریهها و مدلها عمل میکنند و به پژوهشگران کمک میکنند تا مسیر تحقیق را بهطور شفاف ترسیم کنند. در نهایت، ترکیب این ابزارها به پژوهشگران امکان میدهد تا پدیدههای پیچیده را بهطور جامعتری بررسی و تحلیل کنند (طیبی ابوالحسنی، 1398).
8. اهداف پژوهش مدلسازی
بهعنوان یکی از روشهای اصلی پژوهش، ابزاری قدرتمند برای درک بهتر پدیدهها، پیشبینی رویدادها و تصمیمگیریهای آگاهانه است. اهداف اصلی پژوهش مدلسازی را میتوان بهصورت زیر خلاصه کرد:
ـ درک بهتر پدیدهها و سادهسازی پیچیدگیهای سیستمها و فرایندها: مدلها با حذف جزئیات غیرضروری، به ما اجازه میدهند تا به هستۀ اصلی یک پدیده دست پیدا کنیم.
ـ شناسایی روابط علت و معلولی: مدلها به ما کمک میکنند تا بفهمیم که چه عواملی بر یک پدیده تأثیر میگذارند و چگونه این تأثیرگذاری صورت میگیرد.
ـ تجسم و بصریسازی مفاهیم پیچیده: مدلها میتوانند مفاهیم انتزاعی را بهصورت بصری نمایش دهند و درک آنها را آسانتر کنند.
ـ پیشبینی رویدادها و شبیهسازی سناریوهای مختلف: با تغییر پارامترهای مدل، میتوانیم سناریوهای مختلفی را شبیهسازی کرده و پیامدهای آنها را پیشبینی کنیم.
ـ ارزیابی ریسکها: مدلها به ما کمک میکنند تا ریسکهای مرتبط با یک تصمیم یا رویداد را شناسایی و ارزیابی کنیم.
ـ بهینهسازی تصمیمگیری: با استفاده از مدلها میتوانیم گزینههای مختلف را مقایسه کرده و بهترین تصمیم را انتخاب کنیم.
ـ طراحی و بهبود سیستمها و ارزیابی جدید: قبل از اجرای یک طرح جدید، میتوان آن را در یک مدل شبیهسازی کرده و عملکرد آن را ارزیابی کرد.
ـ شناسایی نقاط ضعف و قوت سیستمها: مدلها به ما کمک میکنند تا مشکلات و نقاط ضعف سیستمها را شناسایی کرده و راهکارهایی برای بهبود آنها ارائه دهیم.
ـ توسعه سیستمهای جدید: مدلها میتوانند بهعنوان پایه و اساس برای طراحی و توسعه سیستمهای جدید مورد استفاده قرار گیرند.
ـ سادهسازی مفاهیم پیچیده برای آموزش و یادگیری: مدلها میتوانند مفاهیم پیچیده را به زبان سادهتر و قابلفهمتر توضیح دهند.
ـ ایجاد تجربههای یادگیری تعاملی: با استفاده از مدلهای شبیهسازی، میتوان تجربههای یادگیری تعاملی و جذابتری را برای دانشآموزان و دانشجویان ایجاد کرد. بهطور خلاصه، هدف اصلی پژوهش مدلسازی، افزایش درک ما از دنیای اطراف، بهبود تصمیمگیری و طراحی سیستمهای بهتر است. مدلها بهعنوان ابزار قدرتمندی در این مسیر عمل میکنند (, 2024Katayama ,Aijo , Kitaoka & Kawaguchi).
9. تحلیل نقاط قوت و ضعف روش مدلسازی
این روش نیز مانند هر ابزار دیگری، دارای محدودیتها و چالشهایی است. در این بخش با بسط دادن به نکات قبلی و ارائه مثالهای بیشتر، به تحلیل عمیقتر نقاط قوت و ضعف روش مدلسازی خواهیم پرداخت.
جدول 3: نقاط قوت و ضعف پژوهش کیفی مدلسازی (شهری، عربزینلی و دولتی، 1402)
نقاط قوت نقاط ضعف
درک عمیق از پدیدهها مدلسازی به پژوهشگران اجازه میدهد تا به درون پیچیدگیهای پدیدهها نفوذ کرده و روابط علت و معلولی را بهصورت تصویری و قابلفهم نمایش دهند پیچیدگی و زمانبر بودن ساخت و اعتبارسنجی مدلها، بهویژه مدلهای پیچیده، نیازمند صرف زمان و تلاش قابلتوجهی است
توسعه نظریههای جدید با ساخت مدلهای مفهومی، پژوهشگران میتوانند نظریههای جدیدی را مطرح کرده و به پیشرفت دانش در حوزههای مختلف کمک کنند وابستگی به کیفیت دادهها کیفیت مدل به کیفیت دادههای ورودی بستگی دارد. دادههای ناقص یا نادرست میتوانند منجر به نتایج نادرست شوند
پیشبینی رفتار سیستمها مدلها میتوانند برای پیشبینی رفتار سیستمها در شرایط مختلف استفاده شوند و به تصمیمگیری بهتر کمک کنند سادگی بیشازحد در برخی موارد، مدلها ممکن است برای سادهسازی بیشازحد واقعیت، برخی از پیچیدگیهای سیستم را نادیده بگیرند
تسهیل ارتباط بین پژوهشگران مدلها بهعنوان یکزبان مشترک بین پژوهشگران عمل کرده و به تبادل اطلاعات و ایدهها کمک میکنند تفسیر زیاد نتایج تفسیر نتایج حاصل از مدلسازی میتواند چالشبرانگیز باشد، بهویژه هنگامیکه مدل پیچیده باشد
کشف روابط پنهان مدلسازی میتواند به کشف روابط پنهانبین متغیرها کمک کند که با روشهای دیگر قابلتشخیص نیستند چالش اعتبارسنجی مدل اعتبارسنجی مدلها، بهویژه مدلهای پیچیده، یک چالش مهم است
تطبیقپذیری بالا مدلها را میتوان برای بررسی طیف وسیعی از پدیدهها و در سطوح مختلف پیچیدگی استفاده کرد وابستگی به فرضیهها مدلها بر اساس فرضیههای خاصی ساخته میشوند و تغییر در این فرضیهها میتواند نتایج مدل را بهطور قابلتوجهی تغییر دهد
10. ارتباط مدلسازی با سایر روشهای پژوهش کیفی
مدلسازی در پژوهش کیفی، بهعنوان یک ابزار قدرتمند، با سایر روشهای پژوهش کیفی ارتباط تنگاتنگی دارد. این ارتباط بهگونهای است که مدلسازی میتواند بهعنوان یک مرحلۀ تکمیلی یا مکمل برای این روشها به کار رود.
جدول 4: ارتباط پژوهش مدلسازی با سایر پژوهشها (خنیفر و بردبار، 1393)
ارتباط مدلسازی با سایر روشهای پژوهش کیفی
پژوهش کیفی تحلیل تماتیک (Thematic analysis) تحلیل تماتیک به شناسایی و طبقهبندی تمهای اصلی در دادههای کیفی میپردازد. مدلسازی میتواند این تمها را بهصورت بصری و ساختاریافته نمایش داده و روابط بین آنها را مشخص کند. کاربرد مدلسازی: با استفاده از مدلهای مفهومی، میتوان روابط بین تمهای مختلف را بهصورت یکپارچه نشان داد و درک بهتری از پدیده مورد مطالعه به دست آورد
پژوهش کیفی گراندد تئوری (Grounded theory) گراندد تئوری به توسعه نظریههای جدید از طریق تحلیل دادههای کیفی میپردازد. مدلسازی میتواند در مراحل مختلف این فرایند، ازجمله در ساختن مدلهای مفهومی اولیه و توسعه نظریهها، مورد استفاده قرار گیرد. مدلهای مفهومی میتوانند بهعنوان یک ابزار برای سازماندهی و نمایش دادهها در فرایند توسعه نظریه استفاده شوند.
پژوهش کیفی پدیدارشناسی (Qualitative research of phenomenology) پدیدارشناسی به توصیف و تفسیر تجربیات زیسته افراد میپردازد. مدلسازی میتواند به ساختن مدلهای مفهومی از این تجربیات کمک کند و درک عمیقتری از پدیده موردمطالعه فراهم آورد
پژوهش کیفی تحلیل گفتمان (Qualitative research of discourse analysis) تحلیل گفتمان به بررسی زبان و گفتمان در متنهای مختلف میپردازد. مدلسازی میتواند به نمایش ساختارهای پنهان در گفتمان و روابط بین اجزای مختلف آن کمک کند. مدلهای مفهومی میتوانند بهعنوان یک ابزار برای تجسم ساختار گفتمان و روابط بین عناصر مختلف آن استفاده شوند
پژوهش کیفی مطالعه موردی (Qualitative case study research) مطالعه موردی به بررسی عمیق یک پدیده خاص میپردازد. مدلسازی میتواند به ساختن مدلهای مفهومی از پدیده موردمطالعه و درک بهتر آن کمک کند.
بحث و نتیجهگیری
تحقیق حاضر با هدف بررسی نقش مدلسازی در فهم عمیقتر پدیدههای اجتماعی و انسانی انجام شد. با توجه به پیچیدگیهای ذاتی این پدیدهها، استفاده از روشهای نوین، مانند مدلسازی کیفی، میتواند به درک بهتر از ساختارها و روابط میان متغیرها کمک کند (هنري، 1364). این پژوهش نشان داد که مدلسازی کیفی نهتنها ابزاری برای توصیف پدیدههای اجتماعی است، بلکه امکان تحلیل عمیقتر و ارائه تفاسیر دقیقتر را نیز فراهم میکند.
یافتههای این پژوهش تأیید میکند که مدلسازی کیفی یکی از ابزارهای قدرتمند در دست پژوهشگران علوم اجتماعی و انسانی است. این روش نهتنها به شفافیت و نظمبخشی به فرایند پژوهش کمک میکند، بلکه به دلیل امکان بازنمایی روابط پیچیده، میتواند موجب شکلگیری راهکارهای خلاقانه و مبتکرانه برای حل مسائل شود. بااینحال، مدلسازی کیفی بدون چالش نیست. ازجمله چالشهای مهم این روش میتوان به انتخاب مدل مناسب، دشواری در جمعآوری دادههای کافی و معتبر و پیچیدگیهای مرتبط با تفسیر صحیح مدلها اشاره کرد. این چالشها، اگرچه ممکن است موانعی ایجاد کنند، اما با برنامهریزی دقیق و استفاده از رویکردهای ترکیبی قابل مدیریت هستند.
لازم به ذکر است که مدلسازی تنها نمایی سادهشده از واقعیت است و ممکن است همه ابعاد و پیچیدگیهای یک پدیده را بهطور کامل بازنمایی نکند. بنابراین، پژوهشگران باید این محدودیت را در تفسیر نتایج در نظر بگیرند و مدلها را بهعنوان ابزاری مکمل در کنار سایر روشهای پژوهشی به کار ببرند.
درنهایت، این پژوهش به این نتیجه رسید که مدلسازی کیفی میتواند بهعنوان یک رویکرد نوآورانه، کیفیت پژوهشهای اجتماعی و انسانی را ارتقا بخشد و زمینهای برای تولید دانش عمیقتر و کاربردیتر فراهم آورد. این روش میتواند به پژوهشگران کمک کند تا نهتنها درک بهتری از مسائل پیچیده اجتماعی و انسانی داشته باشند، بلکه راهکارهای عملی و مؤثرتری برای مواجهه با این مسائل ارائه دهند. پیشنهاد میشود پژوهشهای آینده بر روی توسعه روشهای مدلسازی و کاربرد آنها در حوزههای متنوعتر تمرکز کنند و از دادههای گستردهتر و متنوعتری استفاده نمایند تا اعتبار و کاربردپذیری مدلهای ایجادشده بهبود یابد.
- آذر، عادل و همکاران (1389). ملاحظات اخلاقی در مدلسازی. اخلاق در علوم و فناوری، 5(1 و 2)، 1-6.
- خنیفر، حسین و بردبار، حامد (1393). درآمدی بر مدلسازی در علوم رفتاری. تهران: علمی و فرهنگی.
- خنیفر، حسین و مسلمی، ناهید (1398). مبانی و اصول روشهای پژوهش کیفی: رویکردی نو و کاربردی. تهران: نگاه دانش.
- سعادتفرد، فاطمهسادات و فضلالهی قمشی، سیفالله (1401). نگاهی نو به روششناسی مدلسازی بهعنوان پژوهشی کیفی. دستاوردهای نوین در مطالعات علوم انسانی، 5(53)، 69-82.
- شهری، زهرا و همکاران (1402). آشنایی با نقاط ضعف و قوت ارزشیابیهای کیفی و کمی. در: شانزدهمین همایش ملی علمی ـ پژوهشی روانشناسی و علوم تربیتی، شیروان.
- طیبی ابوالحسنی، سیدامیرحسین (1398). درآمدی بر روش تحقیق: رویههای استاندارد تحلیل دادههای کیفی. سیاستنامه علم و فناوری، 9(2)، 67-96.
- عبادی، احمد و بخشیپور، بهزاد (1400). نقش تمثیل در شکلگیری الگوهای علمی. ذهن، 88، 67-93.
- کمالی، محسن (1394). مفهوم مدل و مدلسازی در پژوهشهای علوم انسانی. در: چهارمین کنفرانس ملی و دومین کنفرانس بینالمللی حسابداری و مدیریت. تهران.
- لانگهار، هنری لوئیس (1364). تحلیل بعدی و نظریه مدل. ترجمۀ فریدون شکوهی. تهران: مرکز نشر دانشگاهی.
- محمودزاده، امیر و بیدآبادیان، هادی (1394). فرق مدل و الگو و روشهای مدلسازی و شبیهسازی در مدیریت بحرانهای زیستمحیطی. در: کنفرانس بینالمللی علوم، مهندسی و فناوریهای محیط زیست. تهران.
- وکیلیان، رامبد و ادریسی، علی (1398). مدلسازی عوامل مؤثر بر انتخاب دورکاری و تأثیر آن بر تقاضا در شبکههای حملونقل. در: ششمین کنفرانس ملی پژوهشهای کاربردی در مهندسی عمران، معماری و مدیریت شهری.



